11. قاعدهی کرسی: یعنی در نوشتن سطر یا شعر حروف و کلمات، با توجه به خطی مستقیم و افقی که خطاط در نظر دارد (خط کرسی)، طوری نوشته شود که به طور قرینه و معادل یکدیگر قرار بگیرند. این قرینهسازی در حقیقت مکمل قاعدهی ترکیب است. تعداد خط کرسی نسبت به حروف پنج است*: الف) کرسی اول: سرِ الف، لام، کاف لامی که «راسالخط» نامیده میشود. ب) کرسی دوم: سرِ دال، راء، صاد، طاء، عین، فاء، قاف، واو، هاء. ج)کرسی سوم: دنبالهی الف، لام، با و امثال آن، آغاز دوایر جیم، عین، خط آخر از کاف لامی و مسطح.این کرسی را «وسط» نامیدهاند. د) کرسی چهارم: دنبالهی دال و راء و سین و صاد و قاف و نون و یاء. هـ) کرسی پنجم: دنبالهی جیم و عین و امثال آن. این کرسی را ذیلالخط خواندهاند. بعضی از استادان خط در همهی خطوط سه کرس قایل شدهاند: کرسی وسط، کرسی بالا و کرسی زیر، و برخی چهار کرسی را پذیرفتهاند. خط کرسی را امروزه خط زمینه و خط حامل نیز مینامند.
12. صفا و شأن: این دو اصطلاح صفت خطی است که به مرحلهی کمال رسیدهاست؛ یعنی خطی که به برکت استعداد و قریحهی خطاط هنرمند و بر اثر رعایت قواعد، اصول، نسبت، ترکیب و کرسی درجهی ممتاز را احراز کردهاست. «صفا» حالتی است در خط که طبع را شاد و چشم را روشن میکند. منظور از شأن آن کیفیتتی است از خط که چون پدید آید خطاط به نگریستن در خط مجذوب شود و خستگی احساس نکند. مزه و اثر خط آن حالتی است که خط با داشتن این ویژگیها احراز و القا میکند. «شان و صفا» را «رونق و آب» هم گفتهاند. استاد خط با حصول مرتبهی صفا و شأن به شیوهای خاص دست مییابد. شیوه حالت و ملاحتی است برتر از اصول و قواعد یعنی شیرینکاریها و هنرنماییها از نوع گردشهای خاص قلمی، بلندی و کوتاهی مدها، گودی و کمعمقی آنها، دایرهها، تندی و تیزی و ملایمت، خشکی و نرمی، فربهی و لاغری حروف، انبساط و انقباض، صفا و گرفتگی، سواد و بیاض در حلقهها و گرهها، همآمیختگی و وحدت میان همهی این رموز. به عبارت دیگر آن رمزهای ظریف و نکتههای باریک و ابتکاراتی که سبب جلوه و زیبایی خاص خط یک استاد است و خط او را از دیگران متمایز میکند و صاحبنظران به تشخیص آنها قادرند.
ر.ک.فصلنامه هنر شماره 31-1375-صفحه71
امتیاز: 0.00
وزارت آموزش و پرورش > سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی
شبکه ملی مدارس ایران رشد
شما باید یک عنوان و متن وارد کنید!