مورخان فیزیک عموماً برای مخاطبانی هم تراز با خودشان مینویسند، اگرچه فیزیکدانان و مردم عادی هم آثارشان را میخوانند. بعضی آثار تحقیقی موفق شدهاند مخاطبان بسیار زیادی پیدا کنند، و در نتیجه تأثیری خیلی بیشتر از حد معمول داشتهاند. زندگینامهها از این لحاظ مهماند، زیرا خوانندگانشان بسیار بیشتر از اعضای محافل محدود دانشگاهی است.
موفقیت کتابی که آبراهام پایش دربارهی زندگی و آثار آلبرت اینشتین، با عنوان Subtle s the Lord (زیرک است خداوند) در سال 1982 نوشته است، نشان میدهد که تاریخ حقیقی و جدی فیزیک برای خودش مخاطبانی دارد. کتاب بسیار پرخوانندهی توماس کوهن، با عنوان The Structure of Scientific Revolutions (ساختار انقلابهای علمی-ترجمه احمد آرام)، هم در سال 1962 به نحو دیگری مؤید همین نکته است.
مورخان فیزیک همچنین به ویراستاری مجموعه مقالات گردآوری شدهای آیزاک نیوتون، جوزف هنری، آلبرت اینشتین، نیلسبور و فیزیکدانان برجستهی دیگر پرداختهاند و به این ترتیب، زمینه را برای شمار زیادی از تحقیقات و تألیفات تاریخ فیزیک در آینده فراهم آوردهاند.
تاریخنگاری جدید فیزیک منجر به آثار و کتابهای زیادی شده است که هر جنبهی قابل تصوری از تحولات فیزیک را شامل میشود. با این همه، بعضی عرصههای فیزیک هستند که از بقیه محبوبترند. انقلاب علمی قرن هفدهم، با غولهایی مانند یوهانس کپلر، کریستیان هویگنس، و نیوتون، از قدیم جزو موضوعات اصلی تحقیقات تاریخ علم بوده و هنوز هم بسیار مورد توجه مردم است.
یکی دیگر از موضوعات مهم تاریخ فیزیک، موفقیتهای بزرگی است که در قرن نوزدهم به همّت کسانی چون مایکل فاراده، نیکولاس کارنو، لرد کلوین، جیمز کلرک ماکسول، و هرمان فون هلمهولتز حاصل شده است. تا حدود سال 1970، تاریخ فیزیک قرن بیستم عرصهی چندان پیشرفتهای نبود، اما امروز این وضعیت به کلی تغییرکرده است و ما شناخت نسبتاً مشروحی از چگونگی ظهور و تحولات نظریههای نسبیت، مکانیک کوانتومی، هم به لحاظ نظری و هم کاربردی، پیدا کردهایم. همزمان با گرایش کلی نسبت به فیزیک جدید، چشماندازهای فیزیک وسیعتر شده و جنبههای اجتماعی و نهادی آن روز به روز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
مدتهاست معلوم شده است که این جنبهها در انقلاب علمی فوقالعاده حایز اهمیت بودهاند. اهمیت این جنبهها در زمانهای اخیر، که بعضی حوزههای فیزیک ـ چشمگیرتر از همه، فیزیک انرژیهای زیاد و علوم فضا ـ به صورت «علم بزرگ» در آمدهاند، باز هم بیشتر شده است. در پاسخ به این تحولات، علاقهمندیهای شدیدی برای بررسی تأثیر متقابل میان فیزیک، سیاست، اقتصاد، مسائل نظامی به وجود آمده است. حوزههایی از فیزیک که مورخان فیزیک به طور معمول به آنها پرداختهاند، نظریههای بزرگی مثل مکانیک، ترمودینامیک، الکترودینامیک، و نسبیت بوده است.
در سالهای اخیرتر، فیزیک تجربی و فیزیک آزمایشگاهی مورد توجه روزافزون قرار گرفتهاند. دربارهی علوم فیزیکی در مفهوم وسیعتر، از جمله حوزههای میان رشتهای از قبیل شیمی فیزیک، اختر فیزیک، ژئوفیزیک، و فیزیک پزشکی، تحقیقات بسیار کمتری صورت گرفته است و اینها نیازمند پژوهشهای بیشتری در آیندهاند.
چه کسانی «حق» دارند که تاریخ فیزیک را بنویسند؟ مورخان حرفهای فیزیک یا فیزیکدانهای علاقهمند به تاریخ علم؟ این دو گروه ممکن است تصورات مختلفی از چگونگی نوشته شدن تاریخ فیزیک و مخاطبان آن داشته باشند، و با هم به توافق نرسند. بعضی مورخان علم معتقدند که برداشت فیزیکدانها از تاریخ خودشان بسیار دروننگر است، و چشمانداز تاریخی گستردهای ندارد.
هرچند نمونههایی از این نوع تاریخنگاری را میشود پیدا کرد، اما چنین انتقادی به طور کلی معتبر نیست. در واقع، بخش بزرگی از بهترین نوشتهای تاریخ فیزیک را فیزیکدانهایی نگاشتهاند که اصلاً یا چندان آموزشی در تاریخنگاری نداشتهاند، و یا تألیف مورخانی است که در اصل فیزیکدان حرفهای بودهاند. تاریخ نگاری فیزیک الزاماً نیازمند تعلیم و تربیت در رشتهی تاریخ نیست، و ضرورتی هم ندارد که نویسنده حتماً درجهی تحصیلی بالایی در فیزیک جدید داشته باشد. آثار موجود نشان میدهد که تاریخ فیزیک خوب را میشود از دیدگاههای بسیار متفاوتی نوشت، و در نتیجه این مقوله «تعلق» خاصی به مورخان یا به فیزیکدانها ندارد. همکاری میان این دو گروه، هم در گذشته برایشان مفید بوده است و هم در آینده به آنها کمک خواهد کرد.
امتیاز: 0.00
وزارت آموزش و پرورش > سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی
شبکه ملی مدارس ایران رشد
شما باید یک عنوان و متن وارد کنید!