تاریخچه ی:
تکلم های غیر معهود در زمان پیامبر اکرم و امامان
تفاوت با نگارش: 2
| - | یکی از قدرت نمایی های خداوند متعال که در ((آداب قرائت قرآن|قرآن)) و بسیاری از روایات، نمونه های آن به چشم میخورد، تکلم و حرف زدن به ری یمهو غعادی است. مانند م و ق مدن کودک در شکم مادر یا کودک نوزاد یا تکلم درخت و سنگریزه و یا حیوانات که بیشتر موارد آن در مواق هار ((تحقیقی پیرامون معجزه|معجزه)) و یا کرامتی از اولیاء خداوند بوده است. |
+ | یکی از قدرتنماییهای خداوند متعال که در ((قرآن)) و بسیاری از روایات، نمونههایی از آن به چشم مخورد، حرف زدن موجودات به یهی لعاده است؛ مانند خن ند در شکم مادر یا نوزاد یا درخت و سنگریزه یا حیوانات، که بیشتر این موا ((معجزه|معجزه)) یا کرامتی از انبیا و اولیای خداوند بوده است. |
| | روایات این باب به طور کلی دو دسته اند: | | روایات این باب به طور کلی دو دسته اند: |
| - | « دسته اول روایاتی که بعضی از چیزها نب نطق می دهد ولی کام آنها برای ا موع نیت مانند سخن گفتن ((بهشت|بهشت)) که ملا ه رسول خدا عرض کرد: « من بر افراد بخیل ((حرام)) هستم»، یا سخن گفتن قرآن و یا نطق قبر که می گوی: « من خانه پوسیدگی ام». . . که ما فعلاً درصدد بررسی این دسته از روایات نیستیم. |
+ | دسته اول روایاتی که ز سخ گفتن بعضی از چیزها ب میدهد ک ما آدمیان آنها را میویم مانند سخن گفتن ((بهشت|بهشت)) که بنا بر روایتی به ((حضرت ممد مصطفی صلی اله لیه و آله|رسول خدا )) عرض کرد:«من بر افراد بخیل حرام هستم.» یا سخن گفتن قرآن، یا قبر که ما فعلاً درصدد بررسی این دسته از روایات نیستیم. |
| - | اما دسته دوم روایاتی است که کل ای غیرعادی ا به طوریکه رای انان ا مسموع و قابل نیدن بوده است، بیان میکن این روایات در زندگانی بسیاری از ((ائمه اطهار)) و و ((ضرت حمد مصطفی صی لله علیه آله|رسول خدا صو الله لیهم جمعین)) زیاد بلکه اجمالاً به حد تواتر است که به نمونه هئی از ن اشاره می کن. |
+ | اما دسته دوم روایاتی است که واردی ر نگانی یامب اک و بسیاری از ((ائمه اطهار)) ر میک که چد و ا نها در اینا کر میشد: |
| - | 1- چ ای را که در پارچه ای قنداق پیچیده بودند، دمت رسول خدا آوردند. به ب فرمودند: « من کیستم»؟ ب به زبان آمد و گفت: « تو محمد فرستاده خدائی». |
+ | 1- زی نوزادی را که در قنداق پیچیده بودند، ند رسول خدا آوردند. ول ا به زاد فرمود:«من کیستم؟» زاد به زبان آمد و گفت:«تو محمد فرستاده خدایی.» |
| - | 2- زن یهودیه ی گوسدی را ذبح کرد خدا ا دعوت نمود، سس غذای ول خدا را مسموم کرد، وقتی گوشت گوسفند را نزد رسول خدا گذاشت، قسمت کتف آن گوفن به نطق در آمد و گفت: « ای محمد دست نگه دار و ما نخور که من ومم». |
+ | 2- زنی یهودی س خدا را ب ا دعوت نمود غذای یان را مسموم کرد. وقتی گوشت گوسفند را نزد رسول خدا گذاشت، گو به سخن درآمد و گفت:« ای محمد، دست نگهدار که من زآودم.» |
| - | 3- عربی از بیابان سوسماری صید کرد و نزد رسول الله آمد و گفت: « من ایمان نمی آورم مگر این سوسمار به ن آید. رسول خدا به سوسمار فرمود: « من کیستم»؟ سوسمار گفت: « تو محمد بن عبدالله، برگزیده و حبیب خداوندی». اعرابی مسلمان شد نظیر این روایات که گرگ یا شتر یا آهو با رسول خدا صحبت کردند کثیر است که در باب معجزات آن حضرت مذکور میباشد و برای بسیاری از انبیاء گذشته هم چنین چیزهایی بود که مثلا سنگی با ((حضرت داود علیه السلام|حضرت داود)) سخن گفت، یا مورچه ای و گنجشکی با((حضرت سلیمان علیه السلام|حضرت سلیمان)) حرف زد. |
+ | 3- یکی از اعراب از بیابان سوسماری صید کرد و نزد رسول الله آمد و گفت:«من ایمان نمیآورم مگر این سوسمار به خ درآید.» رسول خدا به سوسمار فرمود:«من کیستم؟» سوسمار گفت:«تو محمد بن عبدالله، برگزیده و حبیب خداوندی.» اعرابی مسلمان شد. |
| - | ر مورد ائه اطهار هم روایات یادی ریم که ممه مر ی ا ((حرت امیرممنین عی لیه اسلا|امیلمؤمنین|امیراممنین)) ن گف و نیز ری و دراجی و گرگی و پنه ای یی حضر ف زد یا یرخاری با((حضرت ما سین علیه السلام|مم ین لیه الام)) کم و یا((حجرااسو|حجالاسود)) با ((حضرت امام سجاد علیه السلام|اام سجاد علیه السلام)) ن گفت و لاصه در زندگی غاب ائه طهار ای مورد، بسیار ب شم می خورد. |
+ | نیر ای روایات که گگ یا ر یا آهو رو ا صحت کر اا ا. چنین ماجرایی ی یاری ایی گ هم ر د ثلا گی با ((حضرت ا علیه السلام| ا)) خ ف یا مورچ و نجکی با ((حضرت سلیما علیه السلام|رت لیا)) ر دند. |
| - | از مجمع این روایا به دست می ی هرگاه خداوند اراده کند هر چیزی را به نطق در می آورد کما اینکه اعضاء و جوارح انسانها در ((قیامت)) به ن در می آیند که از آنها می پرسند چرا بر علیه ما شهادت دادیدآنها می گویند خداوند ما را به نطق درآورد. . . |
+ | در مورد ائمه اطهار هم روایات زیادی داریم که جمجه مرده ای با ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین)) سخن گفت و نیز شتری و گرگی و پرنده ای و شیری؛ یا یرخواری با ((حضرت امام حسین علیه السلام|امام حسین علیه السلام)) یا ((حجرالاسود|حجرالاسود)) با ((حضرت امام سجاد علیه لسلام|امام سجاد علیه لسلام)) سخن تند.
بنا بر روایات اسلامی، هرگاه خداوند اراده کند، هر چیزی را به نطق در میآورد؛ کما اینکه اعضا و جوارح انسانها در روز ((قیامت)) به خ در میآیند. انسانها از آنان میپرسند چرا علیه ما شهادت دادید و آنها میگویند خداوند ما را به سخن درآورد. |
| | منابع: | | منابع: |
| | بحارالانوار، ج 17، ص 390 تا 421. | | بحارالانوار، ج 17، ص 390 تا 421. |