اولیاءالله هرگز به استقبال مرگ نمی روند زیرا می دانند تنها فرصت کار و عمل و تکامل همین چیزی است که نامش عمر است. می دانند هرچه بیشتر بمانند بهتر کمالات انسانی را طی می کنند.
اینها به کلی با مرگ مبارزه می کنند و از خداوند متعال همواره طلب طول عمر می کنند. طبق این نوع بینش محبوب بودن و مطلوب بودن و مورد آرزو بودن مرگ برای اولیاءالله با مبارزه با مرگ و خواستن طول عمر از خدا به هیچ وجه منافات ندارد.
قرآن به یهودیان خطاب کرده می فرماید اگر شما اولیاءالله باشید، باید مرگ برای شما یک امر محبوب و آرزویی باشد. ولی هرگز اینها آرزوی مرگ نمی کنند زیرا اعمالی که از پیش فرستاده اند، ظالمانه بوده و می دانند عاقبت خودشان چیست.
اما اولیاءالله مرگ به صورت شهادت را بلا شرط از خدا طلب می کنند زیرا شهادت دو خصلت
دارد
همانطور که از حدیث نبوی نقل می شود هر عمل نیکی در نردبان تکامل بالاتر هم دارد جز شهادت و از طرف دیگر انتقال به جهان دیگر است که امری محبوب و مطلوب و مورد آرزوی اولیاءالله است و در اینجاست که می بینیم مثلاً علیعلیهالسلام از اینکه می داند مرگش به صورت شهادت نصیبش شده از خوشحالی در پوست خود نمی گنجد و در نهج البلاغه می گویند مثل من برای شهادت مانند جوینده ای است که به مطلوب خود نائل شده باشد.
منبع:مقاله شهادت؛مرتضی مطهری