منو
 کاربر Online
1037 کاربر online
 : دین و زندگی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline فاطمه سیارپور 3 ستاره ها ارسال ها: 704   در :  جمعه 14 بهمن 1384 [12:53 ]
  یک دعای زیبا
 

سلام
یک دعای زیبا اما نمی دانم مرجع آن کجاست؟
کسی می داند کمک کند:

الهی
اغننا بحلالک عن حرامک
وبطاعتک من معصیتک
وبفضلک عمن سواک

خدایا
مرا با حلال خودت از حرام
وبا طاعتت از گناه
وبا فضل وبخششت از احتیاج به دیگران
بی نیاز کن


  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  چهارشنبه 24 فروردین 1384 [06:55 ]
  براي من نيازمند دعا كني...د
 

من از بجگي به زيارت خانه ي خدا علاقه داشتم و هميشه آرزويم اني بوده كه روحانيت خانه ي خدا و معصوميت ائمه ي بقيع را از نزديك حس كنم اما تا به حال چنين توفيقي نصيبم نشده است تا انيكه جند وفت پيش در دبيرستان ما اعلام كردند كه مسابقه اي با نام عاشورا وانتظار برگزار مي شود كه جايزه آن براي نفر اول سفر حج و براي 4 نفر ديگر سفر حج عمره مي باشد و من از آنروز در تب اين جايزه مي سوزم و بلاخره عزم را جزم كرده و در اين مسابقه شركت كرده ام و هر روز نيمي از كتاب اين مسابفه را ميخوانم و جمعه84/1/26 ايت مسابقه برگزار مي شود از تمامي عزبزان مي خواهم براي موفقيت من دعا كنند تا من به آرزوي ديزينه ام برسم انشاالله تمامي انسان ها به تمام آرزوهاي خوبشان برسند.
و من الله توفيق

  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست  
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد رضا قدوسی 3 ستاره ها ارسال ها: 916   در :  سه شنبه 14 تیر 1384 [19:15 ]
  دعای فرج و توصیفش از امام زمان عج
 

با سلام

یک سؤال ناپسند و بد mrgreen

اینکه ما در دعای فرج می گوئیم که

خدایا برای حضرت این نقش ها راداشته باش :
راهنما( دلیل ) ؛ حافظ ؛ کمک کار ( ناصر ) ؛ رهبر ( قائد )

پس
آیا حضرت نیاز به راهنمایی دارد که ما برایش از خدا کمک می طلبیم ؟

آیا حضرت در خطر است که ما از خدا می خواهیم که حافظ ایشان باشد ؟

آیا حضرت هم به کمک احتیاج دارد که ما چنین می گوئیم ؟

یکی بیاید و ذهن مرا ببندد mad
هی سؤال ، هی سؤال و هی سوال .

بسه دیگه evil

  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست  
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  پنج شنبه 21 مهر 1384 [07:23 ]
  انتقال یافته از پرسش و پاسخ : اگر یک دعای خیلی ضروری داشته باشیم چه باید کنیم (از طریق تماس با ما)
 

نام و نام خانوادگی:نادیا صدیقی

والبته من انواع دعاها را انجام داده ام ولی هنوز خداوند مرا اجابت نکرده است البته مایوس هم نیستم لطفا اگر راهی به نظرتان مر رسد به من بگویید



  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست  
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 18 بهمن 1384 [13:02 ]
  آمین
 

بسیار بسیار زیبا بود آفرین بر انتخاب شما

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد رضا قدوسی 3 ستاره ها ارسال ها: 916   در :  چهارشنبه 03 اسفند 1384 [04:31 ]
  چه خداي خوبي !!
 

چرا خدا را اين طوري به ما معرفي نكرده اند ؟؟

عبارتي از يك دعا و خطاب به خدا :

اي كسي كه هرگاه بنده اي از او چيزي را بخواهد ، به او عطا نمايد .

و هرگاه بنده اي آرزومند چيزي از درگاه او باشد ، حتما او را به آرزويش خواهد رساند

چرا هميشه خداي ترسناك و انتقام گير را معرفي مي كنند ؟؟؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline معصومه قاسمی 3 ستاره ها ارسال ها: 372   در :  دوشنبه 30 مرداد 1385 [06:48 ]
  برانگیخته دعای ابراهیم (ع)
 

سرزمین مکه، قداست و پاکی خود را مرهون ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل است که سنگ بنای توحید را با تجدید بنای خانه خدا که همان خانه مردم است، در این نقطه گذاشتند.
روزگاری مردمان این دیار بر پیمان ابراهیم استوار ماندند و فطرت توحیدی خویش را براساس دین حنیف ابراهیم حفظ کردند.
شاخه دیگری از دعوت ابراهیمی در میان اسرائیلیان استوار ماند و بعدها موسی تورات را برای آن مردم آورد و زمانی که بنی اسرائیل از راه توحید خارج گشتند، عیسیعلیه‌السلام برای اصلاح آن مبعوث گشت. اما آن مسیر هم در نهایت به انحراف کشیده شد.
در این سوی، شاخه ای که برگرفته از نسل اسماعیل بود، توحید و آیین حنیف را زمین نهاد و گرفتار بت پرستی شد.
ابراهیم از خداوند خواسته بود که نسل او را نمازگزار قرار دهد، اما اکنون، این نسل به انحراف کشیده شده و جز اندکی بر آیین حنیف نبودند.
ابراهیم ضمن دعاهایش از خداوند چنین طلب کرده بود: «ربنا وابعث فیهم رسولاً منهم (بقره / ۱۲۹)». خداوندا! از میان مکیان و نسل من، رسولی مبعوث گردان. و اکنون رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم براساس همان دعا مبعوث گشته و خود می فرمود: من استجابت دعای پدرم ابراهیم هستم.
بنابراین شگفت نبود که گفته شود آیین مسلمانی، و حتی نام «مسلمانی» نامی است که ابراهیم برگزیده است.
خداوند خود تصریح می کند: که نام مسلمان را برای شما، ابراهیمعلیه‌السلام انتخاب کرد: «هو سماکم المسلمین» (حج / ۷۸).
در نسل جدید مسلمانی، رسولصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نخستین مسلمان به شمار می آمد: «انا اول المسلمین (انعام / ۱۶۳)». این تعبیر در چندین جای قرآن آمده است.
بدین ترتیب بعثت رسولصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به معنای احیای مذهب حنیف بود که رسول هم آیین جدید را همان «مله ابراهیم حنیفا» نامید و فرمود: «بعثت بالحنیفیه السمحه». من مبعوث گشتم تا دین حنیف آسان گیر را زنده کنم.
خداوند هم در قرآن فرمود: هرکس از آیین ابراهیم روی گرداند خویش را اسیر سبک مغزی و سفاهت کرده است (بقره ۱۳۰.)
هویت اصلی این بعثت که به شهادت قرآن، نه یهودی بود و نه نصرانی «ما کان ابراهیم یهودیا و لانصرانیا»، (آل عمران / ۶۷) بر پایه توحید و یکتاپرستی و صراط مستقیمی بود که در قالب مفاهیم اعتقادی و باورهای طرح شده در قرآن کریم بود.
اکنون با بعثت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بار دیگر ابراهیم علیه‌السلام زنده شده و خطاب به آیین های کفری و الحادی و شرک آلود دیگر چنین خطاب می کند که این آیین ها که پس از من تحریف گشته است، ربطی به آموزه های من ندارد.
شاهد من همین محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است که اکنون به صحنه آمده است تا ندای توحید ناب را زنده کند و خط بطلانی بر ادعاهای واهی یهود و نصارا به خصوص آیین تثلیث بکشد.
براین اساس بود که محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در یک خطبه چنین فرمود:
۱. آگاه باشید که پروردگارم به من دستور داده است تا آنچه را نمی دانید، به شما تعلیم دهم.
۲. و ازجمله آنچه که امروز به من تعلیم داده است این که هر مالی که به بنده ای داده ام، برای او حلال است.
۳. من همه بندگانم را حنیف خلق کردم، اما شیاطین آمدند و دینشان را از ایشان گرفتند، و آنچه را من بر ایشان حلال کرده بودم، حرام کردند.
۴. شیاطین به آنان گفتند از آنچه من به آنان تسلط و قدرتی نداده بودم، برای من شریک بگیرند. یک وقت خداوند به عرب و عجم اهل زمین نگریست (و از شدت انحراف) برآنان خشم کرد، مگر دسته ای از اهل کتاب را... (مسند احمد: ۴ ، ،۱۶۲ صحیح مسلم: ۸ ، ۱۵۹).
اما این که رسولصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به صورت مشخص تر به چه چیز برای چه کسی مبعوث گشته است، بهتر است به نقل چند روایت بپردازیم:
امام باقر علیه‌السلام از قول پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نقل کرد که فرمود: من برای سرخ و سیاه مبعوث شده ام.
در روایتی دیگر از آن حضرت نقل شده است که فرمود: من برای عموم مردم مبعوث شدم، اگر نپذیرفتند، برای عرب، اگر نپذیرفتند برای قریش، اگر نپذیرفتند برای بنی هاشم و اگر نپذیرفتند برای خودم به تنهایی.
نیز از پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نقل شده است که من به سوی همه زندگان معاصر خودم و برای هر کسی که پس از من آید، مبعوث شده ام و در جمله ای دیگر فرمود که نبوت با من پایان خواهد یافت.
و نیز رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: من مبعوث شده ام تا دین آسان گیر و حنیفی را به شما عرضه کنم. این اشاره به همان روش حنفیت بود که عبارت از آیین ابراهیم بود و مردم موحد مکه، هرچند در اقلیت بودند، از کلیات آن آگاهی داشتند.
در روایتی دیگر آمده است که آن حضرت فرمود: من برای آن مبعوث گشتم تا اخلاق نیک و پسندیده را تکمیل کنم.
در روایتی دیگر آمده است که آن حضرت فرمود: من برانگیخته شدم تا گروهی را برکشیده و گروه دیگری را فرو آورم.
نیز حضرت فرمود: من رحمت مُهدات هستم.
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم همچنین می فرمود: من مانند پدری هستم که به شما تعلیم می دهم.
و در روایتی دیگر فرمود: من مبلغ پیام الهی هستم و خداوند خود هدایت کننده است.
و در روایتی دیگر فرمود: خداوند من را مبلغ مبعوث کرده است نه آن که شما را به زحمت بیندازم.
خداوند هم در قرآن پیامبر را «شاهد و مبشر و نذیر و داعی» معرفی کرد و فرمود: ای پیامبر! ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم و دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی تابناک.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline معصومه قاسمی 3 ستاره ها ارسال ها: 372   در :  چهارشنبه 12 مهر 1385 [06:20 ]
  انقطاع در نیایش زیباترین حالت دعاست
 

زیباترین و دلرباترین حالتی که نوید گشایش گره‌های فروبسته آدمی را می‌دهد، حالت انقطاع (وارستن و بریدن از غیر و پیوستن به آستان قدس ربوبی) است.

نویسنده کتاب اسرار خاموشان شرح صحیفه سجادیه می‌نویسد: حالتی که ضمیر آدمی از همه چیز، جز خدای تعالی، در رفع نیازهایش دل می‌برد و امید دعا کننده از همه سبب‌ها می‌گسلد و سر بر آستان قدس الهی فرو می‌ساید؛ یعنی در می‌یابد که جز خداوند توانا، هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند گره از کار فروبسته او بگشاید.
آری! آن گاه که آدمی از «ماسوی الله» مایوس گردد و ناکارآمدی و نارسایی علتها و سببها را دریابد و همه درهای «ارباب بی‌مروت دنیا» به رویش بسته گردد و دست توسل به سوی خدای سبب‌ساز و سبب‌سوز زند، گره‌ها یکی از پس دیگری گشوده خواهد شد.
نمونه‌ای از گسستن از غیر و پیوستن به دوست را در داستان یوسف علیه‌السلام در می‌یابیم. هر چه زلیخا بر اصرار خود می‌افزود، خودداری یوسف نیز افزوده می‌گشت و بانوی عاشق، سدی آهنین در برابر تمایلات خود می‌دید، و هرچه بیشتر می‌جست، کمتر می‌یافت.
زلیخا، در آخرین نقشه‌‌اش برای رسیدن به کام دل، اتاقی را آماده ساخت و آنچه برای دلربایی لازم می‌دید، فراهم گردانید و جوان آسمانی را نزد خود خواند.
یوسف به درون اتاق اول قدم نهاد، سپس دیگر اتاقها را پشت سر گذاشت به اخرین اتاق، یعنی اتاق هفتم رسید زلیخا، هفت شهر عشق را پیمود تا به مقصد برسد. عاشق واله و دلداده شیدا، درها را ببست و خود را آماده ساخت و با زبان سالاری، فرمان کامجویی را صادر کرد تا یوسف نتواند از فرمان او سرپیچی کند.
زلیخا که دیوانه عشق یوسف و شیدای کام گرفتن از وی بود، همه درها را به روی او بست و تنها یک در را به رویش گشود؛ در شهوت و کامخواهی.
یوسف همه درها را بسته و جمال زلیخا را آراسته، و خانه را از غیر پیراسته یافت؛ ولی دست رد بر سینه زلیخا زد و تقاضای او را رد کرد و سر به سوی آسمان برداشت و در حالی که از همه کس و همه چیز بریده بود، خدا را خواند و با همه وجودش آزادی خویش را از مکر و فریب زلیخا طلب کرد و گفت: پناه بر خدا! که او پروردگار من است و جایگاهم را نیکو داشته است راستی که ستمکاران، رستگار نشوند.
سخن هر کس، ترجمان اندیشه و افکار و آیینه شخصیت اوست و آدمی، نهفته در زیر زبان خویش است.
طبعا این صحنه بسیار حساس و خطرخیز، رویارویی دو نوع عشق بود که با یکدیگر در نزاع بودند و هر یک می‌کوشید تا یوسف را در حوزه جاذبه خود در آورند، یعنی «حب و هیمان الهی» از یک سو، و «عشق و دلدادگی حیوانی از سوی دیگر» بود و آنچه او بر زبان راند، بیانگر انقطاع و گسستن او از غیر و پیوستن به خداست. برای همین، در پاسخ زلیخا نگفت: «چنین کاری را نمی‌کنم» یا «بدین کار زشت و ناجوانمردانه، خود را نمی‌آلایم» و یا «از گزند تو به خدا پناه می‌برم» _ که همگی حکایت دلبستگی به علتها و سببها و مددخواهی از آنهاست _ بلکه فرمود: پناه می‌برم بر خدا، که او پروردگار من است و جایگاهم را نیکو داشته است.
و روشن است که مقصود از «پروردگار» در «انه ربی»، همان پروردگار جهانیان است که یوسف، بدان می‌نازد، نه عزیز مصر، که پاره‌ای از مفسران پنداشته‌اند؛ چرا که پاس داشتن و پاییدن عزیز مصر نیز، همچون پرداختن و روی کردن به علتها و سببها در این صحنه خطر‌خیز و مردافکن، با توحید ناب، که او در گفت و گوی با دو یار زندانی‌اش در میان نهاد، سازگار نیست. این روی کردن به خدا و از یاد بردن سببها، حتی بیرون افکندن یاد خود از ذهن و دل خویش، همان خاطره خوش و دلربای «انقطاع الی‌الله» این مرد الهی و اجابت دعای اوست که خداوند تعالی فرمود: این چنین، (برهان خویش را بدو نمودیم) تا بدی و زشتکاری را از او بگردانیم.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  پنج شنبه 18 آبان 1385 [08:52 ]
  اثر دعا در زندگی
 

لطفا در مورد اثر دعا در زندگی مقاله یی بنویسید

  امتیاز: 0.00