منو
 صفحه های تصادفی
خاور میانه سال 1600 تا 1700 میلادی
تخمیر
تالامیفلورها
هولوگرافی
اردک ماهی
امام علی علیه السلام؛ شاهد پیامبر اکرم
کاربرد هورمون سایتوکیتین در باغبانی
سفالگری دوره متاخر اسلامی
پایگاه اجتماعی
دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
 کاربر Online
808 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline لیلا مهرمحمدی 3 ستاره ها ارسال ها: 411   در :  شنبه 24 دی 1384 [10:59 ]
  خیام ، ناشناخته ای در ادب
 

شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعه اشعار خیام تحسین شده، مردود بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت

عمومی و دنیا گیر پیدا کرده ،به زبانهای مختلف ترجمه شده و بالاخره ناشناس مانده است.

به نظر شما چرا در اشعار خیام به افکار متضاد، مضمون‌های گوناگون و موضوع‌های قدیم و جدید برمی‌خوریم؟؟؟؟؟؟؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline مهناز نظری 3 ستاره ها ارسال ها: 235   در :  دوشنبه 26 دی 1384 [22:22 ]
  >خیام ، ناشناخته ای در ادب
 

هیچ یک از شعرا و سخنوران فارسی زبان به اندازه خیام در جهان ( به ویژه در میان انگلیسی زبانان ) شهرت نیافته اند حتی حافظ. با اینکه مقام شاعری خیام بسیار فروتر از مقام علمی اوست ( خیام یکی از ریاضی دانان مطرح ایرانی بود ( است ) ) اما مفاهیم و معانی بلندی که در غالب چند رباعی محدود و معدود از او به یادگار مانده ، مقام علمی او را تحت تاثیر مقام شاعری اش قرار داده. اما شاید شهرت عالمگیر خیام مدیون ترجمه ای باشد که شاعر انگلیسی ، ادوارد فیتز جرالد از رباعیات او منتشر کرد.

ادوارد به زبان فارسی تسلط کامل نداشت به همین خاطر برای درک مفهوم اشعار خیام ناگزیر بود به دوستش ، پروفسور کاول ، استاد زبان فارسی در دانشگاه کلکته نامه بنویسد و تا او با پیک قرن نوزدهمی پاسخ بدهد به انتظار بنشیند. به دلیل این ناتوانی ادوارد ناگزیر ، مفهوم و مضمونی را که از یک رباعی درک می کرد در غالب عبارات انگلیسی می ریخت اما این غالب ها را بسیار زیبا انتخاب می کرد که حتی گاهی ترجمه او شیرین تر از خود رباعی می شد. برای نمونه یک رباعی و ترجمه آن را ببینید:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

ترجمه : دری بود که برای گشودنش کلیدی نیافتیم و پرده ای آویخته بود که فراسویش را نتوانستیم دید. من و تو در این باب اندکی سخن گفتیم و زان پس نشانی از من و تو باقی نماند.




  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست