منو
 صفحه های تصادفی
بافت چربی
نمونه برداری از گازها
بار قراردادی(المپیاد)
سفر در زمان
شناسایی با فرآیند انحلال
هر قسم عملیات صرافی و بانکی
ثعلبیه
لطایف قرآنی 2
مرکز دایره محاطی
اکتینولیت
 کاربر Online
413 کاربر online
 : دین و زندگی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد رضا قدوسی 3 ستاره ها ارسال ها: 916   در :  جمعه 24 تیر 1384 [14:06 ]
  با زبانی دیگر !!
 

با سلام

می خواهم بپرسم ، اما با زبانی دیگر

می خواهم بدانم اما به دانشی متفاوت ؛

به من بگوئید و
صریح باشید و
از کلیات و واضح ها دست بردارید و

توضیح دهید که

بزرگان و علما که مظهر اخلاق و دیانت بوده و هستند ،
منظورشان از این شعرها چیست ؟

هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش
من بیچاره ، گرفتار هوای دل خویش


یا مثلا این شعر که

مکن ای دوست نشاید ، که بخوانند و نیایی
و اگر نیز بیائی ، بروی زود ، نپایی

اگر این شعرها ، معنایی بلند در فضای اندیشه مذهبی دارد ،
برایمان بگوئید و معنا کنید .

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سلیمه_مقصودلو 3 ستاره ها ارسال ها: 90   در :  جمعه 24 تیر 1384 [16:24 ]
  > با زبانی دیگر !!
 

چرا همیشه می خواهیم با پیش فرض های خودمان هر چیزی را ببینیم؟چرا همیشه می خواهیم به این شعر ها برچسب عرفانی ، عاشقانه و ... بزنیم و خیال خودمان را راحت کنیم؟ چرا همیشه فکر می کنیم کسانی که این شعر ها را گفته اند در آسمان ها سیر می کرده اند و اصلاً کاری به کار ما ( انسان های بدبخت و بی نوایی که در مادیات دنیا غرق ایم ) نداشته اند ، اصلاً شبیه ما نبوده اند؟
من فکر می کنم خود حافظ هم از آن دنیا می خندد به کسانی که به سر و کله ی هم می زنند که معلوم کنند بالاخره حافظ عارف بوده و شعر عرفانی می گفته ، یا ملحد بوده و منظورش از شراب و ساقی و یار و .... همین امور محرمه بوده .
می شود جور دیگری هم نگاه کنیم؟

  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست  
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  دوشنبه 27 تیر 1384 [10:43 ]
  >> با زبانی دیگر !!
 

به نام خدا سوال جالبي است؛ هر چند جديد نيست و تا كنون افراد مختلفي به اين سوال جواب داده اند. اما من نمي خواهم در اين باره مفصل بحث كنم؛ زيرا به قدر كافي در اين زمينه تخصص ندارم. فقط دو نكته: 1- احتمالات هميشه مطرح است. يعني تا روز قيامت هم بياييم بگوييم كه مقصود حافظ، امور دنيايي نبوده و نظرش به معاني مجرد بوده، باز هم كسي پيدا مي شود و مي گويد كه از كجا معلوم است كه چنين است؟ مگر شما با حافظ پسر خاله ايد؟!! مگر با او صحبت كرده ايد؟!! شايد منظورش چيزي ديگر بوده. طبيعي است كه اين بحث نيز مانند همه بحث هاي ديگر!!! به نتيجه اي قانع كننده نخواهد رسيد. 2- اما اگر پاي احتمال را به ميدان باز مي كنيم اجازه دهيم كه همه جا حضور داشته باشد و همه احتمالات را بررسي كنيم. در اين باره يك سوال مطرح است: بياييد فرض كنيم كه براستي مقصود حافظ از آنچه گفته، معاني مجرد باشد. حال مي خواهد آن معاني را براي همه ما كه فقط به امور محسوس خو گرفته ايم بيان كرده و متمثل سازد. همچنين جناب حافظ معتقد است كه آن معاني و درك آن ها بسيار شيرين و لذت بخش هستند؛ به طوري كه شيرين تر از آن ها وجود ندارد. اكنون چه كار مي تواند بكند؟ آيا حق نمي دهيد كه از شيرين ترين نمونه هايي كه در زندگي دنيا با آن ها مواجهيم و از آن ها نهايت لذت را مي بريم استفاده كند؟ و نيز توجه داشته باشيد كه اين نمونه هاي لذت بخش بايد براي همه لذت بخش باشد، و گرنه نقض غرض جناب حافظ خواهد بود. نمي گويم مقصود حافظ همين هايي بوده كه نوشتم؛ اما به هر حال اين هم يك احتمال است!! همين بحث در قران نيز مطرح است. بسياري از بزرگان در مورد قرآن نيز چنين جوابي را داده اند و من نيز از نظرات آن ها استفاده كردم.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline مهدی سالم 3 ستاره ها ارسال ها: 552   در :  دوشنبه 27 تیر 1384 [16:19 ]
  >>> با زبانی دیگر !!
 

سلام

اینطور که شما می فرمائید:
  • حافظ از شب تا صبح مشغول شرابخواری بوده و در هوس رانی با معشوقه های خود صبح می کرده!
  • یک آدم بیکار، پولدار و عیاش می تواند این جوری زندگی کند!

  • شاید هم برای اینکه آن معانی سرشار از لذت زندگی انسان گونه، چون قابل درک برای شما نیست و یا لذت آنرا نمی توانید درک کنید، می خواهید بی توجه به آن، آنها را بی ارزش بدانید.

هر کسی از ظن خود شد یار من


  • نخیر آقا و خانم
    • مردان و زنان بزرگی با این معانی عالی، زندگی سرشار از لذت و انسانیت را تجربه کردند و به سرچشمه مقصود رسیدند و باقی شدند.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند


  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 28 تیر 1384 [07:00 ]
  >> با زبانی دیگر !!
 

درباره خدا می توان با هر زبانی سخن گفت.
امام سجاد در مناجات سیزدهم از مناجات های پانزده گانه خویش می گوید:
"خدایا تو در هر زبانی پرستش می شوی و در هر کجا هستی و با هر زبانی تو را می خوانند."
اما بهترین زبان برای سخن گفتن با خداوند زبان فطرت است؛ به شرطی که تحت تربیت اولیای دین و فرستادگان آسمانی قرار گیرد.
اشعار مختلف را می توان معانی مختلفی کرد. مگر نشنیده اید که (المعنی فی بطن الشاعر)؛ یعنی معنی حقیقی هر شعری در دل شاعر است.
در زبان سمبلیک یعنی زبانی که قابلیت برداشت های مختلف را داشته باشد همیشه همین گونه است.
به نظرم جواب کمی روشن شد.

  امتیاز: 0.00