منو
 کاربر Online
484 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 14 تیر 1384 [22:09 ]
  زن همسایه
 

سلام

من اولین باره اینجا میام تصمیم گرفتم یه شعر که مال یکی از دوستامه بنویسم. بخونید ونظرتونو بگیدآخه اون تازگیها خیلی غمگینه

نکندمثل زن همسایه که از ابر و باران میترسد ودلش میخواهد همه باغچه ها تشنه بمانند ولی...رخت هایش _که سر بند غم باغچه ها پهن شده خشک شوند _منهم از حمله بارانی احساس خودم می ترسم.

فعلا خداحافظ

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سمیه یاری 3 ستاره ها ارسال ها: 237   در :  یکشنبه 19 تیر 1384 [17:26 ]
  > زن همسایه
 

حمله احساست رو جدی بگیر و شعر زیاد بخون .

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سعید افشار 2 ستاره ها ارسال ها: 31   در :  یکشنبه 19 تیر 1384 [19:47 ]
  > زن همسایه
 

دوست عزیز
خوشحالم که به انجمن ادبی اعتماد کردید و شعر دوستتان را برایمان فرستادید. ( راستی ، واقعاً این شعر دوستتان است؟question)
بهتر بود شعر را نه به شکل افقی ، که به طور عمودی می نوشتید. چرا که شکل شعر در برانگیختن احساس مخاطب اهمیت زیادی دارد.

نکند مثل زن همسایه
که از ابر و باران می ترسد
و دلش می خواهد همه ی باغچه ها تشنه بمانند ولی...
رخت هایش
- که سر بند غم باغچه ها پهن شده ، خشک شوند-
من هم از حمله ی بارانی احساس خودم می ترسم.

شعر تماماً شرح یک تصویر است. تصویری پارادوکسیکال که از میان امور روزمره برخاسته است و اتفاقاً یکی از زیبایی های این شعر کوتاه هم برجسته کردن این اتفاق ساده ی روزمره و وارد کردن آن به دنیای شعر است.( راستی چه کسی گفته تنها اتفاقات مهم و بزرگ اجازه ی ورود به دنیای شعر را دارند؟) باران آمدن و سیراب شدن باغچه ها در تضاد با خواسته ی زن همسایه است که در میان اتفاقات مهم این دنیای مهم تر ، تنها حادثه ی ضروری برایش نیامدن باران و خشک ماندن رخت هایش است. باران که همیشه مظهر رحمت و برکت است برای زن همسایه جز دردسر و مزاحمت چیز دیگری نیست. پس خوشا خشکی و ویرانی! شاعر در یافتن تصویری غیر کلیشه موفق بوده اما نتیجه ای که از این تصویر در انتهای شعر می گیرد ، مهم تر است. او زیرکانه از این تصویر نقبی به خواسته ی خود می زند و آن چه را که در ابتدای شعر صورتی عینی داشت چرخشی هنرمندانه به سمت انتزاعی شدن می دهد. حمله ی باران به حمله ی احساس شاعر و ترس زن همسایه به ترس شاعر مبدل می شود: استحاله ی تشبیه در استعاره. با این همه این قطعه شعر کوتاه که در قالب "نیمایی" سروده شده ( در بحر رمل مخبون، فعلاتن فعلاتن) در مصراع " که از ابر و باران می ترسد" از وزن منحرف می شود. و این ایرادی بر این شعر است، چرا که در قالب نیمایی هم چون قالب های سنتی باید بحر را رعایت کرد؛ مثلاً اگر مصراع اول در بحر رمل مخبون است باید تا به آخر همه ی شعر را در رمل مخبون گفت. ضعف دیگر این شعر در" بند غم باغچه ها " ست. شاعر اگر تصویری جدیدی می سازد باید زمینه و فضای شعر را برای باورپذیر کردن این تصویر در ذهن مخاطب فراهم کند. حال آن که نمی توان درک کرد به چه دلیل شاعر گفته بند غم باغچه ها و چرا بند رخت باید غمگین باشد؟!
با این همه این شعر در عین کوتاه بودن ، از معناگریزی های شعرنماهای امروز به دور است و در انتقال حس درونی خود موفق بوده است.
تولد این شاعر را به دوست عزیزش تبریک می گوییم و بی صبرانه منتظر شعر های بعدی اش هستیم.smile


  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست