منو
 صفحه های تصادفی
خطبه ازدواج پیامبر - ص - و خدیجه
علاء الدوله علی
نور افشانی
انتخاب نام نیک برای کودکان
تبدیل شدن تربت امام حسین علیه السلام به خون
عوامل موثر در بروز اعتیاد
کاغذ بلند می شود
خوراکی های سفره افطار
امام حسن عسگری و ارتباط مخفیانه با اصحاب
سخت پوستان
 کاربر Online
414 کاربر online
 : دین و زندگی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 27 بهمن 1383 [12:55 ]
  تحصيل در رشته فلسفه (از طریق تماس با ما)
 

نام و نام خانوادگي:رضا جعفري

باسلام

بنده از مدتها پيش(يكي دو سال اخير) بر اثر مطالعاتي كه انجام ميدهم به ارزش تفكر و

آگاهي در زندگي وحل مشكلات حتمي آن ، وقوف يافته ام وبه همين دليل حسرت اينكه

چرا از همان ابتدا در رشتهايي چون فلسفه ،جامعه شناسي ، تاريخ ،ادبيات و ....ادامه

نداده ام (بنده در اين ترم تحصيل در رشته مديريت صنعتي را به پايان رسانده ام )لذا از

شما از عزيزاني كه در يكي از رشته هاي فلسفه و يا جامعه شناسي تحصيل نموده ايد

تقاضا ميكنم كه بنده را ذر اين تصميمي كه مبني بر ادامه تحصيل در يكي از رشته هاي

فوق گرفته ام ،را ياري فرماييد

reza_3172000@yahoo.com

لطفا در صورت امكان توضيحات خود را به ادرس فوق بفر ستيد

متشكرم




  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  یکشنبه 09 اسفند 1383 [13:46 ]
  > تحصيل در رشته فلسفه (از طریق تماس با ما)
 

تصمیمتان بسیار خوب است. بعدا مطالبی در این زمینه خواهم نوشت.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  شنبه 15 اسفند 1383 [14:47 ]
  > تحصيل در رشته فلسفه (از طریق تماس با ما)
 

بسم الله الرحمن الرحیم
اما مطالبی را وعده شان را داده بودم:
در رابطه با فکر جدیدتان باید چند نکته را عرض کنم:
1-بعضی امور هستند که از دور خوب و زیبا به نظر می رسند؛ اما وقتی انسان جلوتر برود و از نزدیک با آن ها آشنا شود، آنگاه است که متوجه می شود که آن گونه که فکر می کرد، نبوده است و یا دست کم، کاملا آن گونه نبوده است.
فلسفه و یا علوم انسانی فکری، و مخصوصا فلسفه چنین حالتی دارند. یعنی انسان تا هنگامی که کاری به آن ها ندارد، آن ها هم کاری به انسان ندارند، و در واقع مشکلی نیست!! اما وقتی که به طور جدی به آن ها بپردازد و با نکات و ظرایف آن ها آشنا شود، به گستردگی عجیب و نامتناهی بودن آن ها پی خواهد برد. در این هنگام، اگر کسی علاقه واقعی را نداشته باشد، حوصله اش سر خواهد رفت و به آن ها بی اعتنا خواهد شد؛ چرا که نمی تواند ارتباط مطالب فلسفی با زندگی و جهانی را که در آن زندگی می کند، دریابد و در مورد اصل چنین علمی سوال برایش پیش خواهد آمد و حتی اگر چنین رشته ای را خود انتخاب کرده باشد، پشیمان شده و خود را سرزنش خواهد کرد.
بنابراین، کسی که می خواهد چنین تصمیمی بگیرد، باید کاملا به اطراف و جوانب چنین رشته هایی آگاه باشد و با دید باز اقدام نماید.
2- یکی از مشکلات علوم انسانی فکری و مخصوصا فلسفه این است که انسان را درگیر مسایل خود می کند. البته این امر نسبت به هر انسانی فرق می کند؛ اما به طور کلی برای همگان اتفاق می افتد.
در این باره باید گفت که این یکی از خطرات موجود بر سر راه است.البته منظور من، مطالب گمراه کننده نیست که اتفاقا علی رغم ذهن عموم مردم، علمی مانند فلسفه، علمی کاملا الهی و متعالی است؛ بلکه منظور من آن است که شخصی ممکن است که یک مطلب فلسفی را مطالعه کند و چون آن مطلب در مورد پایه های فکری زندگی است، بر او تاثیر گذاشته و دید او را و به تبع آن، رفتار و سلوک او را در زندگی تغییر می دهد.
حال تصور کنید که این مطلب، اشتباه باشد. فکر می کنید که برای شخص مذکور چه اتفاقی می افتد؟
ممکن گفته شود که هیچ اشکالی ندارد؛ زیرا همگان در زندگی اشتباهاتی دارند . این هم یکی از آن ها.
اما بنده جواب می دهم که بعضی از اشتباهات، تعیین کننده اند و تمام زندگی را تحت تاثیر خود قرار می دهند. همانند راه اشتباه که با ورود به آن، برای همیشه گم خواهیم شد.
البته ممکن است کسی بگوید که این حرف ها بی معنی است و هر کس آزاد است تا هر گونه که می خواهد فکر کند و زندگی کند،؛ و البته با چنین شخصی سخنی نیست؛ بلکه این مطالب برای کسی است که نوعی راهنمایی می خواهد تا راه درست را انتخاب کند!
حاصل سخن آن که باید هوشیار بود و با شنیدن یک حرف قشنگ و خوش گوار و خوب مذاق، نباید خود را به دست آن سپرد، بلکه باید حرف های دیگرانی را هم که در این باره سخن گفته اند، شنید و سپس خوب فکر کرد و راه درست را انتخاب کرد.
3- باز هم تکرار می کنم که باید به علمی مانند فلسفه کاملا عشق و علاقه داشته باشید.
در واقع اگر بخواهم تحصیل در چنین علمی را تشبیه به امری کنم، باید مثال سفر در یک مسیر را بزنم؛ مسیری که معلوم نیست با چه حوادث و جریاناتی روبرو خواهید شد. ممکن است روزها راه بروید و جز کویری خشک و لم یزرع چیزی را نبینید و خیال بازگشت به سرتان بزند و اگر ادامه دادید ناگهان به سرزمینی زیبا و سرسبز وارد خواهید شد. گمان می کنید که این جا بسیار خوب جایی است و قصد ماندن می کنید، اما شرایط عوض خواهد شد و شما مجبودید که دوباره راه بیفتیدو این جریان یعنی سختی و راحتی همچنان ادامه خواهد داشت. البته این ویژگی تنها مختص به فلسفه نیست، بلکه دنیا و زندگی چنین است.
به هر حال، این تنها چند سطری بود درباره ورود به علمی همچون فلسفه؛ علمی سخت، زیبا، متعالی، خشک، و عجیب!
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستداران دانش که معنای واژه فلسفه، دوستداری و عشق به دانایی است.




  امتیاز: 0.00