منو
 صفحه های تصادفی
معاون حسابرسی
تبادل کاتیونی
ریه
استفانیت
امام رضا علیه السلام در راه سرخس تا مرو
هاجر
متد تحقیق در فلسفه
مناجات امام باقر علیه السلام به زبان سریانی
آیت‌ا… مرعشی نجفی
چبیشف و بیان تئوری احتمال
 کاربر Online
205 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  دوشنبه 30 بهمن 1391 [12:53 ]
  آشنایی با ادبیات سوم راهنمایی
 

قالبهای شعری

۱- قصیده: شعری است که مصراع اوّل بیت اوّل با تمام مصراع‏ها‏‏ی زوج هم قافیه است و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است. موضوع قصیده، ستایش، نکوهش، پند یا مسائل اخلاقی است. رودکی، ناصر خسرو، انوری، سعدی و ملک الشّعرای بهار از شاعران نام دار قصیده اند.

۲- غزل: شعری است که مانند قصیده، مصراع اوّل بیت اوّل با تمام مصراع‏ها‏‏ی زوج هم قافیه است ولی تعداد ابیات آن کمتر از قصیده و موضوع آن بیان احساس و عاطفه، فراق و جدایی، عشق و عرفان و… می‏‏باشد.

۳- مثنوی(دوتایی، دوگانه): شعری است که هر بیت آن قافیه ای جداگانه دارد و بیشتر برای سرودن داستان‏ها‏‏ و مطالب طولانی مناسب است و شاعر می‏‏تواند پس از چند بیت از قافیه‏ ی قبلی استفاده کند. مانند: شاهنامه‏ ی فردوسی، پنج گنج نظامی، بوستان سعدی، مثنوی معنوی مولوی

۴- قطعه: شعری است که قافیه‏ها‏‏ی آن فقط در مصراع‏ها‏‏ی زوج (دوّم) قرار دارد. موضوع قطعه پند و اندرز یا مسائل اخلاقی است. انوری و پروین اعتصامی از شاعران نام دار قطعه اند.

۵-رباعی: یعنی چهار گانه، شهری چهار مصراعی است که مصراع سوّم آن معمولا قافیه ندارد و مصراع اوّل، دوّم و چهارم هم قافیه هستند. خیّام، عطّار، مولوی از رباعی سرایان مشهور می‏‏باشند.

۶- دو بیتی نو(چهار پاره): شعری است که قافیه های آن فقط در مصراع های زوج(دوّم) قرار دارد و هر دو بیت آن قافیه ای جداگانه دارد. شاعران معروف این قالب شعری، ملک الشّعرای بهار، فریدون مشیری را می توان نام برد.

۷- شعر نیمایی:شعری است با مصراع های کوتاه و بلند که در آن قافیه الزامی نیست و شاعر هر جا که بیان خود را نیازمند به قافیه می بیند از آن استفاده می کند. پدید آورنده ی شعر نیمایی، نیما یوشیج است. از دیگر شاعران مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری می باشند.

  • بیت الغزل، شاه بیت: بعضی از ابیات خیلی ساده و سریع بر دل می نشینند و بر زبان جاری می شوند. به بهترین بیت در غزل «بیت الغزل» و در شعر های دیگر «شاه بیت» می گویند.

  • تخلّص: معمولاً شاعران در پایان شعر خویش نام خود یا نام ویژه ای را که نام شعری شاعر است به کار می برند به این نام «تخلّص» و به بیتی که دارای تخلّص است «بیت تخلص» می گویند.

مثلاً اسم اصلی حافظ، شمس الدّین محمّد است و نام شهریار، محمّد حسین بهجت تبریزی، ولی این دو شاعر در شعر خویش «حافظ» و «شهریار» تخلّص می کرده اند.

آرایه های ادبی(عناصر زیبایی سخن)

آرایه های ادبی اگر در جمله یا شعر واقع شوند، باعث زیبایی آن می شوند.

۱- تشبیه: یعنی کسی یا چیزی را از نظر داشتن صفت یا صفاتی به کسی یا چیزی دیگر که آن صفت یا صفات را دارد، مانند کنیم. تشبیه چهار رکن دارد:

الف) مشبّه(رکن اول): کسی یا چیزی که قصد مانند کردن آن را داریم.

ب) مشبّه به(رکن دوم): کسی یا چیزی که مشبّه(رکن اول) به آن مانند شود.

ج) وجه شبه(رکن سوم): ویژگی یا ویژگی های مشترک میان مشبّه و مشبّه به.

د) ادات تشبیه(رکن چهارم): کلمه ای است که بین رکن ها، تشبیه بر قرار می سازد.

۲- تشخیص(جان بخشی به اشیا، انسان نمایی پدیده ها): هرگاه شاعر یا نویسنده به موجودی بی جان یا گیاه عمل انسانی نسبت دهد آرایه ی تشخیص به کار برده است.

مثال: ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست تکه یخ ها به گریه افتادند

شبنم از روی گل بر خاست گفت می خواهم آفتاب شوم

۳- کنایه: منظور از کنایه پوشیده سخن گفتن درباره ی کاری است. در کنایه معنی دور مدّ نظر است و معنی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده و شاعر را نمی رساند.

مثال: حالا چه خاکی بر سرم بریزم؟ (کنایه از چه کار باید بکنم). دور من را خط بکش (کنایه از نادیده گرفتن است). فلانی نان کور است (کنایه از بخیل بودن).

۴- مراعات نظیر(شبکه ی معنایی): به ارتباط چیز ها و واژه ها با یکدیگر مراعات نظیر می گویند و به ارتباط دو یا چند مراعات و نظیر شبکه معنایی می گویند

۵- تلمیح: شاعر یا نویسنده، گاهی برای زیبا تر ساختن سخن و تاثیر گذاری بیشتر آن، به اشاره و غیر مستقیم از آیات، روایات، احادیث، داستان ها و رویداد های مهم تاریخی و… استفاده می کنند که به این شیوه بهره گیری «تلمیح» می گویند.

۶- سجع: . سجع مانند قافیه در شعر است به گونه ای که وقتی کلماتی در نثر از نظر حروف یا هر دو هماهنگ بیایند. سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد. به نثری که سجع داشته باشد «مسجّع» می گویند.

۷- ضرب المثل: به جمله یا مصراع یا ابیاتی گویند که در طی سال ها زبان زد مردم شده و پند آموز و پر مغز باشند.

۸- جناس: آوردن کلماتی در نظم و نثر که از نظر حروف مشترک ولی در معنا متفاوت باشند.
.

۹- تضاد (طباق): هرگاه دو کلمه از نظر معنی مخالف هم باشند به آن تضاد گفته می شود.

۱۰- واج آرایی: شاعران و نویسندگان از زیبایی تکرار حرف و واژه برای زیبایی سخن و تاثیر گذاشتن آن بر مخاطب استفاده می کنند.

۱۱- تضمین: شاعر یا نویسنده، گاهی برای زیبا تر ساختن سخن و تاثیر گذاری آن به طور مستقیم از آیه، حدیث، مصراع یا بیتی از شاعر دیگر می آورد که به آن تضمین می گویند.

.فعل ماضی : فعلی است که در گذشته انجام شده است
ماضی ساده : ماضی ساده در گذشته یک بار انجام شده وپایان یافته است . مثال : خوردم
روش ساخت ماضی ساده = بن ماضی + شناسه
ماضی استمراری: فعلی است که در گذشته بیش ازیک بارانجام شده ویا در طول زمان گذشته ،تکرارویا تداوم داشته است . مثال : می خوردم
روش ساخت ماضی استمراری = می + بن ماضی +شناسه
ماضی نقلی :فعلی است که در گذشته قطعا انجام شده است یا انجام شده ولی اثر آن هنوز باقی مانده است. مثال :خورده ام
روش ساخت ماضی نقلی = صفت مفعولی + ام ،ای ،است ،ایم ،اید ، اند
ماضی بعید:فعلی است که در گذشته پیش از یک کار دیگرانجام شده است یا قبل از یک زمان مشخص انجام شده است
مثال : خورده بودم
روش ساخت ماضی بعید = صفت مفعولی + بودم ،بودی ،بود ،بودیم ،بودید ،بودند
ماضی التزامی : فعلی است که در گذشته ممکن است انجام شده باشد (در فعل های التزامی یک همراهی وجود دارد این همراهی ها ،مواردی مانند شک وتردید ،آرزو ،احتمال ،شرط و.. می باشد) . مثال خورده باشم
روش ساخت ماضی التزامی = صفت مفعولی + باشم ،باشی ،باشد ،باشیم ،باشید ،باشند
ماضی مستمر: فعلی است که در گذشته در حال انجام بوده است ولی معمولا فعل دیگری هم زمان با آن آغاز می شود
مثال :داشتم می خوردم
روش ساخت ماضی مستمر = داشتم +ماضی ااستمراری
: فعل مضارع
مضارع فعلی است که در زمان حال وآینده ی نزدیک اتفاق می افتد
مضارع اخباری: فعلی است که بین زمان حال وآینده در نوسان است مثلا زمانی که می گوییم (می خورم ) یعنی یا هم اکنون می خورم یا در آینده می خورم
مثال : می خورم
روش ساخت مضارع اخباری = می + بن مضارع + شناسه
نکته:مضارع ساده همان مضارع اخباری است با این تفاوت که (می ) ندارد
مضارع التزامی
فعلی است که انجام شدن یا نشدن آن درحال یا آینده با شک وتردید ،احتمال ،آرزو ،شرط و... همراه است
روش ساخت مضارع التزامی = ب + بن مضارع + شناسه مثال : بخورم
مضارع مستمر
فعلی است که هم اکنون در حال انجام شدن است . مثال : دارم می خورم
روش ساخت مضارع مستمر = دارم + مضارع اخباری
فعل مستقبل
فعلی است که انجام شدن یا نشدن کار یا حالتی را در آینده مشخص می سازد. مثال :خواهم خورد
روش ساخت فعل مستقبل =خواهم ،خواهی ،خواهد ،خواهیم ،خواهید ،خواهند + بن ماضی فعل مورد نظر.
نکته : بدون وجود فعل معین( خواه ) هیچگاه فعل مستقبل ساخته نمی شود

صفت: کلمه ای است که درباره اسم توضیحی می دهد و یکی از ویژگی های آن را بیان می کند.

الف)

۱- صفت ساده: تنها از یک جزء ساخته شده است: سفید، زیبا، بزرگ، پاک، عاقل و… .

۲- صفت مرکب: از دو یا چند جزء معنی دار ساخته می شود: خوش اخلاق، دل گشا، دل تنگ، خود خواه و… .

۳- صفت مشتق: صفتی که دست کم یک «وند» داشته باشد: با ادب، هماهنگ، بینا، صادقانه و… .

۴- صفت مشتق مرکب: این نوع صفت هم مشتق و هم مرکب است: نا جوان مرد، هیچ کاره، حمایت کننده و… .

ب)

صفت برتر یا تفضیلی: به صفت هایی که «تر» دارند صفت برتر یا تفضیلی می گویند. مانند: باهوش‏ تر، خوب تر و… .

صفت برترین یا عالی: به صفت هایی که «ترین» دارند صفت برترین یا عالی می گویند. مانند: زیبا ترین، گرانبها ترین و… .

حرف ها:

۱- حرف نشانه مفعول: حرف نشانه مفعول «را» است که معمولا بعد از مفعول می آید.

۲- حرف ربط: حرف هایی هستند که دوکلمه یا دو جمله را به هم ربط و پیوند می دهند و مشهور ترین آن ها عبارتند از: امّا، ولی، لیکن، نیز، اگرچه، زیراکه، که، یا، هم، هم اینکه، چون که، بلکه، هر چند، هر گاه که، و، تا، چون و… .

۳- «واو» عطف: هر گاه حرف «و» میان دو یا چند کلمه قرار گیرد آن ها را معطوف یا عطف می‏کند.


۴- حرف اضافه: حرف هایی هستند که به تنهایی معنی مستقلّی ندارند و برای نسبت دادن چیزی به فعل به کار می روند که مشهور ترین آن ها عبارتند از: به، از، با، برای، جز، مانند، در، بدون، بی، غیر، مگر، مثل، بر، تا، چون و… .
:

متمّم: کلمه ای که به وسیله حرف اضافه معنی فعل را تمام می کند. «متمم بعد از حرف اضافه می آید.»

۵- حرف ندا: منادا: کلمه ای است که در جمله، مورد خطاب قرار می گیرد و گاهی همراه حرف ندا می آید. حرف های ندا عبارتند از: «یا، الف، ایا، ای»


قید: کلمه ای است که به مفهوم فعل چیزی اضافه می کند و فعل را وابسته و مقیّد به چیزی می کند. «مشهور ترین قید ها عبارتد از»:

۱- قید زمان: کلمه ای که زمان انجام کاری را بیان می کند. مثال: روز، شب، امسال، گاهی، دیروز، همیشه، همواره، پیوسته و… .

۲- قید تکرار: کلمه ای که انجام کاری را با تکرار بیان می کند. مثال: بار دیگر، دوباره، مجدداً، باز هم و… .

۳- قید مکان: کلمه ای که مکان انجام کاری را بیان می کند. مثال: اینجا، آنجا، هرجا، بالا، زیر، پایین، همه جا، عقب و… .

۴- قید مقدار: کلمه ای که انداره انجام کاری را بیان می کند. مثال: کم، زیاد، بسیار، بیشتر، آنقدر، تاحدودی، فراوان، کاملاً و… .

۵- قید تاسّف: کلمه ای که تاسف گوینده را از انجام کاری بیان می کند. مثال: افسوس، متاسفانه، بدبختانه، دریغا و… .

۶- قید شک و تردید: کلمه ای که انجام کار را با شک و تردید بیان می کند. مثال: شاید، احتمالاً، گویا، به گمانم و… .

۷- قید تاکید: کلمه ای که بر انجام کاری تاکید می کند.مثال: حتماً، قطعاً، باید، یقیناً، به راستی و… .

۸- قید پرسش: کلمه ای که انجام کاری را با سوال و پرسش بیان می کند. مثال: آیا، پرا، چگونه، چطور، کجا، کی و… .

و...

  امتیاز: 0.00