منو
 کاربر Online
1343 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر دوره متوسطه 2 ستاره ها ارسال ها: 94   در :  چهارشنبه 04 بهمن 1391 [10:10 ]
  بخش سی و سوم(قست اول)
 

بخش سی و سوم:
تاریخ جواهر در ایران:
این تاریخچه به وسیله مرحوم عباس اقبال آشتیانی در مجله فرهنگ ایران زمین، سال نهم صفحه 3 به بعد درج گردیده‌است. لازم به یادآوریست که اخیراً مجموعه مقالات عباس اقبال آشتیانی در مجلات یادگار و جراید دیگر را (دکتر سید محمد دبیرسیاقی) در چهار جلد در انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به سال 1382 منتشر کرده‌است. مقاله تاریخ جواهر در ایران در مجموعه‌ای که آقای دکتر (دبیرسیاقی) جمع‌آوری نموده در صفحه 671 به بعد در جلد چهارم این مجموعه درج شده که نویسنده خلاصه‌ای از آن را از مدنظر اهل تحقیق (مرحوم عباس اقبال آشتیانی) مورخ معاصر چند سال قبل از مرگش به سفارش بانک ملی ایران مقاله‌ مفصلی در باب تاریخ جواهر در ایران می‌نویسد که بعد از مرگ در اختیار دانشگاه تهران قرار می‌گیرد و ما خلاصه‌ای از آن را به شرح زیر می‌آوریم.
در صفحه 679 این کتاب در باب ثروت دوره هخامنشی می‌نویسد که اسکندر وقتی به خزاین ایران دست یافت و خزاین موجود در شوش، استخر، پاسارگاد را غارت کرد. قیمت این پول‌ها و جواهراتی که اسکندر با خود به اکباتان برد در حدود یکصد و هشتاد هزار (تالان) برآورد می‌شد و چون هر تالان به نرخ ابتدای دهه 1330 با فرانک فرانسه تطبیق داده شد معلوم گردید که به اسکندر به نرخ زمان خویش که در حدود سه قرن قبل از میلاد بوده است اگر هر تالان را در حود شش هزار فرانک طلای فرانسه برابر بدانیم، این پادشاه غارتگر در حدود یک میلیارد و هشتصد میلیون فرانک فرانسه که فقط جواهرات بوده از ایران به یغما برده‌است.
ایرانیان هخامنشی هم در جواهرسازی و زرگری و نقره‌کاری و قلمزنی در روی فلزات کمال مهارت و استادی را داشته‌اند و هم در ساختن اشیاء ظریفه از فلزات مختلف. فلزکاری ایشان بر دو نوع بوده‌ است، یکی ساختن و تراشیدن و ریختن اشیاء گوناگون از مفرغ و طلا و نقره دیگر ساختن ظروف از همین فلزات. تعدادی کثیری از مجسمه‌های انسانی از طلا و نقره متعلق به دوره هخامنشی به دست‌آمده که نمونه‌های آن را در موزه‌های (لوور) پاریس، موزه (ویکتوریا) (Victoria) و (آلبرت) (Albert) در کندن و (آرمیتاژ) (Eremitage) لنین گراد (سن پطرز بورگ) و (بریتیش میوزیم) (British Museum) در لندن پایتخت انگلستان در موزه‌های موجود در پایتخت‌های اروپایی که متأسفانه بخشی از آن در موزه ایران باستان است.


ظروف دوره هخامنشی که جنبه تزئینی داشته‌اند:
از ظروف فلزی دوره هخامنشی هم نمونه‌های بسیار در دست است و آن‌هایی که در دست نیست نقوش آن‌ها در تخت جمشید باقی‌است و در روی این ظروف تصویر حیوانات با استادی تمام نقش گردیده‌است.
جواهرات دوره هخامنشی که از حفاری‌های بدست‌آمده به چند دسته تقسیم می‌شوند:
این جواهرات را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.
1-قسمتی که به خزانه جیحون معروف است گنجینه ای است که درباره آن دالتون (Dalton) کتابی در این باره در 1926 در لندن منتشر ساخت. جواهراتی که دالتون درباره آن کتاب خود را نوشت در 1877 میلادی در کنار شط جیحون به وسیله باستان‌شناسان انگلیسی یافت گردید و همه آن‌ها به موزه آلبرت و ویکتوریا (Victoria and Albert) منتقل شده و نفیس‌ترین آن‌ها بازوبندی است از طلا متعلق به قرن پنجم قبل از میلاد.
2-جواهراتی که آن‌ها را دمورگان فرانسوی (De Morgan) در 1904 میلادی در شوش در قبری با جسد صاحب آن بدست آورد و آن عبارتست از گردنبندی از طلا به وزن 385 گرم و به قطر 202 میلی‌متر که از دو طرف به دو سر شیر بسیار زیبا منتهی می‌شود. این سر شیرها مرصع و جواهرنشان بوده و در آن اقسام جواهر و سنگ‌های قیمتی به کار برده بودند. دیگر دو بازوبند 7/98 گرم و 90 گرم سینه‌ریزی با 18 آویز طلا. یک جفت گوشواره و چند تکمه و مقداری جواهرات مختلف دیگر. این مجموعه امروز به تمامی در موزه (لوور) پاریس است و (دمورگان) وصف مفصل آن را در کتاب هیئت نمایندگی فرانسویان در شوش به دست داده‌است.
3-مجموعه دیگری از یک مقدار زینت‌آلات متعلق به سنوات بین 540 و 432 قبل از میلاد مرکب از اجزایی از دو و سه گردن‌بند و دو جفت گوشواره بسیار زیبا که اخیراً آن‌ها را در موزه ملی تهران (منظور عباس اقبال موزه ایران باستان) است خریده و چون بسیار شبیه به جواهرات سابق‌الذکر شوش است. احتمال می‌رود که آن‌ها نیز با اجزای دیگری که متفرق شده از قبری به دست آمده باشد. شرح این جواهرات را آقای عیسی بهنام در شماره چهارم از سال سوم مجله پیام نو صفحات 27 تا 34 به دست داده‌ و آن‌ها را در آن‌جا به خوبی وصف کرده‌اند. این بود مجمعی از اطلاعات موجود در باب جواهرات‌آلات زرینه و نقره‌ای و فلزکاری ایرانیان در عهد هخامنشی که تا کنون به دست آمده است. هرکس می‌خواهد در باب این جواهرات اطلاعات بیشتری کسب نماید به منابع زیر مراجعه کند.
1- E-Herzfeld-Iran In the ancient east
2- Pope-A Surrey of Persian art
3- Rice – A chamenid jewelery
که محقق می‌تواند با نوشتن عبارات و عناوین اول و دوم و سوم در اینترنت، تحقیق خود را کامل کند. ترجمه فارسی کتب فوق به شرح زیر است.
1- ای – هرزفلد – ایران در شرق باستان
2- پوپ – تحقیق در زمینه هنر ایران
3- صنعت جواهر در دوره هخامنشی
خط مشی کلی هخامنشیان در جمع‌آوری فلزات قیمتی و علاقمندی به جواهرات:
سیاست هخامنشیان در جمع‌آوری طلا و نقره مانند مردم فعلی جهان بوده که برای مواقع بحرانی همواره بدنبال طلا بوده‌اند. هردوت مورخ یونانی می‌گوید که داریوش بزرگ در سفرهای خود همیشه قبل از حرکت امر می‌کرد که مقداری طلا و نقره آب می‌کردند و در خمره‌های گلی می‌ریختند و آن‌ها را با خود می‌بردند و هر وقت به پول احتیاج پیدا می‌کرد دستور می‌داد خمره‌ای را می‌شکستند و پول سکه ضرب می‌کردند. ص 678 از مجموعه مقالات عباس اقبال جمع‌آوری شده توسط دکتر محمد دبیرسیاقی

وضعیت مردم از نظر نگهداری طلا و جواهر در زمان هخامنشیان چه بود؟
عباس اقبال در این باره می‌نویسد: ایرانیان عصر هخامنشی چه زن و چه مرد با خود جواهر و زیورآلات داشتند. یکی از نقوش اصطخر مردی را نشان می دهد که گلوبند و گوشواری دارد. استعمال گردن‌بند و گوشوار و انگشتری پیش مردان همانطور معمول بود که پیش زنان. در روی نقوش حجاری شده عهد هخامنشی مردانی که اسلحه و بازوبند و گردن‌بند آن‌ها از طلا یا جواهرات است زیاد دیده می‌شود. هم‌چنین زین و یراق و لجام اسب‌ها غالباً مزین به احجار کریمه بوده‌است. ایرانیان به سبب آن که عهد هخامنشی به برده‌کشی وادار نمی‌شدند و حتی آثاری در حفار‌ی‌های تخت جمشید کشف شده که نشان می‌دهد که همه کارشناسان، مهندسین، کارگران که در ساختن قصرهای سلطنتی و دژها و قلعه‌ها شرکت داشتند، مزدی مناسب با کار خویش دریافت می‌کردند و از این نظر فقیر نبودند و مردم عادی ایران از فلزات گران‌بها از قبیل طلا و نقره در تزئین قامت خود در جنگ و صلح استفاده می‌کردند. در جنگ (پلاته) (Polatee) که ایرانیان از یونانیان شکست خوردند، زیورآلات و جواهرات کشته‌شدگان که روی زمین افتاده بودند به وسیله یونانیان غارت شده و به عبارت دیگر به غنیمت گرفته شد. از این جهت بود که یونانیان، همیشه به جواهرات ایرانیان عهد هخامنشی و پادشاهان ایشان اهمیت می‌نهادند و از آن‌ها در کتب خود با اعجاب سخن می‌راندند.
در زمان داریوش سوم ایران هخامنشی از ثروتمندترین کشورهای جهان بود. موقعی که اسکندر به ایران دست یافت و دولت هخامنشی را منقرض نمود، علاوه بر آن چه در اردوگاه‌های داریوش سوم و همراه با آن پادشاه بود بر تمام خزائن چندین ساله ایران دست یافت .

این همه طلای موجود در خزانه هخامنشی ها از کجا بود و چگونه مصرف می‌شد.
در جزء مالیات جنسی که ممالک تا بعد امپراتوری هخامنشی به خزانه دولت تقدیم می‌کردند، مبلغ کثیری هم طلا و زیوآلات سنگین قیمت بود چنان‌که رعایای هندی پادشاه ایران هرسال مقداری طلا به میزان 4680 تالان (هر تالان 6000 فرانک طلا) تسلیم می‌نمودند و اهالی حبشه و سودان کنونی هر سه سال یک بار مقداری طلا به عنوان مالیات می‌پرداختند.
در نقوشی که بر عمارات اصطخر و پرسپولیسهنوز باقیست و رعایای ممالک تحت اداره داریوش بزرگ (داریوش اول) را در حال تقدیم هدایا و مالیات‌های جنسی نشان می‌دهد. علاوه بر آن یک نقش جماعتی از مردم شام را می‌نماید که مشغول تسلیم ظروف زرین و زیوآلات‌اند و اهالی لیدیا از همین نوع ظروف با طلاهایی که از رودخانه معروفپاکتولوس (Pactolus) جمع می‌آوردند تقدیم می‌نماید (رود پاکتولوس در شهر سارد بود و آب خود مقدار زیادی خرده طلا همراه داشت). ثروت فوق‌العاده زیادی که از این راه درخزاین سلاطین هخامنشی جمع‌ می‌آمد از یک طرف باعث افزایش تجمل در دربار و زینت لباس و اسلحه و تاج و تخت و زین و یراق و ظروف و ابنیه دولتی می‌شد و از طرفی دیگر دست پادشاهان را در بذل و بخشش و اعطای جوایز و انعام‌های متفاوت باز می‌کرد و در نتیجه بر ثروت عمومی مردم می‌افزود و تجمل ایشان را زیادتر می‌کرد. گزنفون مورخ و حکیم یونانی می‌گوید: پادشاهان هخامنشی هر کسی را مورد مرحمت خود قرار می‌دادند. به او اسبی می‌بخشیدند که افسارش روکش طلا داشت. به علاوه به کسی که سوار این اسب می‌شد و به عبارت دیگر صاحب این اسب،گردن‌بندی از طلا، بازوبند و خنجر دسته زرین و یک قبای مخصوص ایرانی می‌بخشیدند.
قبای اعیان و متمولین بیشتر زردوز و مروارید نشان بود. به این معنی که روی آن را با ورقه‌هایی از طلا که با نقوش بسیار زیبا روی آن‌ها را کنده یا برجسته کرده بودند می‌دوختند و دور کلاه و روی پیشانی خود نیز از این ورقه‌های زرین می‌بستند. یک سری از مجسمه‌های تخت جمشید در روزآبادی بر روی پیشانی و کلاه مقداری از این ورقه‌های طلا داشته‌است.
هم‌چنین دور چارچوب و بالای سردرهای عمارت سلطنتی و در پایین پایه‌های بعضی از عمارت‌ها ورقه‌هایی از طلا یا نقره کار می‌گذاشتند و بر آن صفحاتی که در زیر عمارت بود بیشتر تاریخ بنا و نام سازنده آن را به خط میخی می‌نگاشتند. این صفحات که در واقع شناسنامه آن ساختمان روی آن حک شده در موزه ایران باستان موجود است.

  امتیاز: 0.00