منو
 صفحه های تصادفی
wilms tumor
پنیر چدار
لیست مجاورت
کاربرد هومون اتیلن در باغبانی
مظفر الدین شاه
کودهای فسفر
محکم و متشابهات قرآن
امام کاظم علیه السلام و کنیه ابوالحسن الاول
پیشینه ولادت ائمه علیهم السلام
اختلال هراس
 کاربر Online
411 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  دوشنبه 08 شهریور 1389 [12:24 ]
  تکنیک تفکر گریزی
 

منظور از این نوشته این است که خطوط کلی تکنیک آموزشی یا کارگاهی را برای تولید و خلق ایده‌های جدید نشان دهد.
این رویکرد، اصولاً بر اساس روش‌ها و طرح‌های ادوارد دوبونو است که قبلاً به معرفی دیدگاه‌های وی پرداخته‌ایم. به طور کلی، نویسنده معتقد است که اغلب مردمی که با مباحث خلاقیت آشنا می‌شوند به گونه ای به این موضوع به صورت شکاکانه ای نگاه می کنند و گویی به قدرت این تکنیک ها باور ندارند و از این رو نویسنده تلاش دارد تا به بحث انگیزش بپردازد. او نیز مانند دوبونو معتقد است که انسان‌ها با یک سری از افکار و ایده‌ها و طرح‌های قبلی متولد شده‌اند و گویی دنیا را به صورتی خاص می‌بینند و تلاش می‌کنند که همه چیز را مطابق الگوها و طبقه‌بندی‌های ذهنی خود ببینید و از چارچوب فکری خود جدا نشوند، آن‌ها موقعیت‌ها را آن گونه که هست می‌بینند مثلاً می‌گویند این یک صندلی است، آن یک کتاب است و...
به وسیله تجربه است که این طبقه‌بندی‌ها در ذهن آن‌ها جای می‌گیرد و از آن جا به بعد است که سعی می‌کنند تا هر چیزی را در قالب‌های ذهنی خود طبقه‌بندی کنند (منظور این است که به گونه‌ای دیگر نگاه نمی‌کنند و یک دید یا نگاه کلیشه‌ای دارند. البته این موضوع خیلی خوب و عالی است زیرا باعث می‌شود که ما در این موقعیت‌ها قادر باشیم که خیلی زود و سریع واکنش نشان دهیم و این گونه تجزیه و تحلیل‌ها از امور و واقعیت‌ها برای ما لازم است ولی اشکال آن این است که تفکر ما را محدود می‌کنند و طبقه‌بندی و دید قالبی باعث رکود ذهنی می‌شود و دید خلاقه را از ما سلب می‌کند. ما خیلی از فرضیات را درحول و حوش یا اطراف امور ذهنی خودمان طرح می کنیم و این گونه فرضیه سازی ها سبب می شوند که دید ما ناقص یا کور و عاجز از آب در آید و اتفاقاض کتابی در همین زمینه نوشته ی پل اسلوان paul sloanچاپ شده که برای تست کردن بهره ی هوشی تفکر جانبی نوشته شده و به این گونه فرضیات می‌پردازد.
مثلاً وقتی که سرخ پوستان آمریکایی اولین بار یک اروپایی را (شاید منظور، نوع لباس پوشیدن وی باشد که تفاوت مهمی با بومیان سرخ پوست دارد) مشاهده کردند که پشت اسب سوار است، آن‌ها فکر می‌کردند که دارند یک چیز جدید و نویی را می‌بینند که دوست دارد، دو بازو و دو پا. درهمین راستا، ادوارد دوبونو یک مثال یا بازی فکری را خاطرنشان می‌کند که با حروف الفبا است. شما سیستمی را در نظر بگیرید که همواره به دنبال جمع‌آوری اطلاعات است. این اطلاعات نه به یک‌باره، بلکه اندک‌اندک وارد این سیستم می‌شوند. فرض کنید که این سیستم درهر لحظه می‌کوشد که بهترین استفاده را از اطلاعات موجود داشته باشد. خوب بدیهی است که این نوع سیستم، شبیه افراد، موسسات، شرکت‌ها، فرهنگ‌ها، و غیره است. این اطلاعات، مدام گردآوری می‌شوند و سیستم می‌کوشد تا از این اطلاعات فراهم شده، بیشترین استفاده‌ی ممکن را بکند.
بازی با حروف به این مساله می‌پردازد. حرف اول A است حرف بعدی T که واژه‌ی AT را تشکیل می‌دهد. حرف سوم R است که می‌شود RAT. این حروف نشانه‌ی اطلاعات وارد شده و تمامی اطلاعاتی است که به دست آمده‌است که برای ساختن یک واژه به کار می‌روند. حرف بعدی E تا واژه‌ی جدید RATE ساخته‌شود. حرف بعدیG که واژه‌ی GRATE با آن ساخته می‌شود . تا اینجا، اطلاعات جدید به راحتی به ساختارهای موجود اضافه می‌شوند. حرف بعدیT است که به آسانی نمی‌تواند به واژه‌ی GRATE اضافه‌شود. فقط با بازگشت به عقب و در هم شکستن صورت ظاهر این واژه است که می‌توان واژه‌ی جدید را به دست داد تا شبیه حروفی باشد که واژه‌ی TARGET دارد. در واقع دوبونو یا سایر افراد محقق و نظریه‌پردازان می‌خواهند به ما بگویند که برای گریز از این‌گونه تفکرات قالبی و کلیشه‌ای می‌باید از بیانات و فرضیات بر انگیزاننده‌ای استفاده کرد تا به راه حل‌های جدیدی دست یابیم مثلاً چراغ راهنما یا خطر خودروها، این گونه تصور می‌شود که همواره باید با دست و به طور مکانیکی روشن شوند و یک دسته برای آن باشد و مدت‌ها و مدت‌ها گذشت تا این ایده تغییر پیدا کرده و در سایر امور نیز این گونه است مثلاً دوبونو به مفهوم رستوران اشاره می‌کند او می‌گوید که رستوران مفهومی است که بلافاصله ما را به یاد غذا خوردن درآن جا می‌اندازد در صورتی که می‌توان این مفهوم را تغییر داد و با گریز از این تفکر قالبی عنوان کرد که: رستوران جایی است که غذا را سرو نمی‌کند! این جمله، نقطه‌ی شروع یا آغازی برای جستجو کردن مفاهیم تازه در مورد رستوران می‌شود و ما را به یک طرح و ایده‌ی جدیدی سوق می‌دهد: رستوران غذا را سرو نمی‌کند اما جایی است که مانند محل های پیک نیک تفریحی که زیبا و جذاب و... هستند، می‌توانیم غذایمان را آنجا ببریم و درآن جا تفریح کنیم ...
این روش را می‌توان در مورد خیلی چیزها به کار برد. می‌توانید گروهی را تشکیل دهید و از آن‌ها بخواهید که این تفکر گریزی را به کار ببرند و آن‌ها را بنویسد و درمورد آن بحث کنند و از بین آن‌ها، ایده‌های روشن و مفید را برگزینند. این فرایند تا زمانی که وقت به شما اجازه بدهد می‌تواند ادامه یابد و از سایر تکنیک‌ها نیز می‌توان درراه تفکرگریزی نیز استفاده کرد.

منبع:

این نوشتار، ترجمه‌ای از نوشته‌ی دکتر رابرت پولستر robert polster است و برای آشنایی با سایر تکنیک‌ها می‌توانید به سایت انگلیسی زبان ذیل مراجعه نمایید.
www.mycoted.com

  امتیاز: 0.00