منو
 کاربر Online
282 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  یکشنبه 31 مرداد 1389 [06:59 ]
  تکنیک به عقب – به جلو
 

تکنیک به عقب – به جلو یا پس و پیش کردن برنامه ها :
این تکنیک سبب می شود که شما جستجو و اکتشاف خود را برای ایده های مورد نظر ، از مناسبترین جا یا مکان یا موقعیت شروع کنید. وقتی که هیچ پاسخ درست و صحیحی وجود نداشته باشد ، این تکنیک به شما کمک
می کند که نقطه ی آغازی باز شود .به طور مثال اگر شما از خانه بیرون بیایید و ببینید که ماشین تان روشن نمی شود و استارت نمی خورد ، پاسخ منطقی به شما این است که از منطق استنتاج یا استنباط (قیاس) استفاده کنید . مثلاً راه های رسیدن بنزین را چک و وارسی کنید ، اتصالات برق ماشین را و به همین ترتیب مشکلات مکانیکی وقتی را... باید وارسی کنید تا در یابید که کدام بخش از این موارد که قبلاً کار می کرده است ، اکنون دچار مشکل شده و کار نمی کند ؟ گرچه این وارسی و بازرسی وضع ماشین، ممکن است موجب تاخیر شما برای انجام کارتان شود و مجبور شوید که یک تاکسی بگیرید یا این که ماشین دوستتان را قرض بگیرید و یا این که مجبور شوید پیاده و با کفش هایتان راه بیفتید ! حالا اگر این مثال مانند وجود یک مساله باشد، در اینجا فرایند خلاق باید به کار بیفتید. شما به هر حال می خواهید که مساله ای را حل کنید و لذا باید آن را تعریف کنید ، نتایج آن را بررسی کنید و این که چگونه می توان به آن اهداف یا خواسته رسید؟ بنابراین باید مراحل ذیل را به طور عملی اجرا کنید:
1- توضیح یا توصیف کوتاهی از مساله را یادداشت کنید و ترجیحاً از واژه ی چگونه می توان به...؟ را به کار ببرید .یعنی چگونه می توان به یک هدف دست یافت ؟ را به کار بگیرید .
2- اگر مجبور شدید که آن مساله را در یک عبارت یا در جمله بیان کنید و بنویسید از خودتان بپرسید که این مساله ، چه مسایل سطح بالاتری را در صورتی که حل شود می تواند منجر به حل شان شود؟ در واقع با حل یک مساله و یافتن راه حل های آن ، خود به خود ممکن است ، مسایل دیگری را که ما به دنبال آنها بوده یا حتی نبوده ایم را حل کند و و مقدمه ی ابداعات دیگر بشود.
3- به عبارت یا جمله ی قبلی خود بازگردید و رجوع کنید و از خودتان سوال کنید که اگر فلان اتفاق یا رخداد می افتاد ( یعنی ایده ی شما اجرایی می شد و حل می شد) در آن وقت ، چه نتایج سودمند دیگری از آن به دست می آمد؟ شما می توانید به این تفاوت ها در نتایج آن ها نظر بیندازید و بالاخره تصمیم بگیرید که کدامیک از آن ها بهترین نوع بیان مساله است ؟
مثلاً شما در خانه هستید و بعد از وارسی اقلام و کالاهای خانه، متوجه می شوید که حتماً باید به فروشگاه مواد غذایی بروید و نیازهای خود را تهیه کنید . البته ماشین شما که خراب است و آن را در تعمیر گاه برای تعمیرات مورد نیاز گذاشته اید کمکی نمی کند . اولین عبارت یا جمله ی شما ممکن است این باشد : چگونه می توانم به فروشگاه بروم ؟
اگر شما مجبور به انجام کارهای دیگری هم باشید ممکن است بگویید که : من می توانم غذای یک هفته و خوراکی های لازم را بخرم تا دیگر مجبور نباشم که هر روز به فروشگاه بروم .
این عبارت باعث می شود که به خودتان بگویید که : بنابراین نباید نگران باشم و می توانم آرام و ریلکس باشم و فکر این را نکنم که از کجا غذا را تهیه کنم .
این جمله ممکن است باعث شود که به خودتان بگویید : من می توانم تابلو نقاشی خودم را تمام کنم و آن را در اتاق پذیرایی نصب کنم ( به جای فکرکردن به غذا و رفتن به فروشگاه ) .
تمام این ها باعث می شود که شما عبارات ذیل را به کار ببرید و به مسایل دیگر خود نیز فکر کنید .
- من زمانی که د رفروشگاه هستم می توانم به لباس ها و پوشاک آنجا هم یک نگاهی بیندازم .
- من می توانم از برخی از خرده فروشی های آن جاهم لذت ببرم و خرید بکنم .
- من می توانم با دوستم چت کنم (مکالمه اینترنتی) چون آن ها نزدیک فروشگاه مواد غذایی هستند و از این طریق اطلاعاتی را به دست بیاورم .
- قرار دادن عبارت چگونه یا ای کاش د رجلو هر یک از این موارد باعث می شوند که ایده هایی جدید به ذهن شما برسد که مساله ی خودتان را حل کنید . در واقع ممکن است که با جلو یا عقب بردن مساله یا پس وپیش کردن آن ،شما به مسایل دیگری دست پیدا کنید که قبلاً فرصت آن را ندانسته اید (مانند اتمام یک تابلو نقاشی) و از این راه می توان به مسایل جدیدتری دست پیدا کرد.

  امتیاز: 0.00