منو
 کاربر Online
327 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  یکشنبه 31 مرداد 1389 [06:49 ]
  تکنیک حل مساله خلاق
 

ریشه ی این تکنیک به تکنیک بارش فکری آزبورن بر می گردد و ساختار کلی آن به این ترتیب می باشد : اول تعریف مساله، سپس تولید و خلق راه حل های ممکن و انتخاب و به کارگیری بهترین راه حل . هر چند که در این روش تغییراتی داده شده است به طور مثال سیدنی پارنس Sidney parnes در سال 1950 فرمول بالا را ارائه کرده است یا افراد دیگری مانند ایساکس isakes و ترفینگر treffinger در سال 1985 و.. این تغییرات را به وجود آورده اند. این تکنیک در شکل و فرم رسمی خودش 6 مرحله دارد که درون هر مرحله یک مرحله ی همگرا و واگرا وجود دارد ولی در چاپ های جدید این تکنیک ، تاکید بیشتر بر روی جریان و فرایند و روش یا طرز به کار گیری آن شده است . البته مطلب ذیل یک شرح مختصر و چکیده ای از این تکنیک است که ساختار مختصر و ساده ای دارد و فرایند های پیچیده ی آن را به طور خلاصه نشان می دهد و کاری از وان گاندی vangundy در سال 1988 است .
مرحله اول : برای این که به پدیده ها و امور پی ببرید می باید که خودتان را حساس کنید . این حساس بودن را باید از طریق تحقیق و جستجو در مورد امور شروع کنید مثلاً سعی کنید تا ارتباط بین امور و پدیده ها را دریابید ، تضاد و ناهماهنگی بین آن ها را پیدا کنید و به امکانات خود و محیط اطرافتان توجه نمایید ، محیطی که به نوعی با آن درگیر هستید و شما نیاز به تغییر آن دارید .
در اینجا تکنیک و اگر به این سوال مرتبط شود : «اگر .... شود» ، جالب نخواهد بود . در این بخش ، تکنیک بارش فکری باعث به وجود آمدن نتایج قابل قبول و رضایت بخشی خواهد شد و در مجموع ، مانع از این می شود که شما در برابر مانع یا محدودت ها ، شکست را پذیرا شوید . تکنیک همگرا دراین بخش باعث می شود که شما به نقاط برجسته ی مساله یا نقاط بحرانی حساس شوید به این معنا که از خود می پرسید که: از چه راه هایی مکن است که....؟
و سپس این راه ها را انتخاب می کنید. این انتخاب می تواند بر اساس معیار یا ملاک مالکیت یا دارایی یک شخص باشد ( به طور مثال نگیزش او یا توانایی او برای تاثیرگذاری بر مساله باشد ) منظور این است که انتخاب هر یک از راه های حل مساله وابسته به توانایی ها و امکانات شماست . ممکن است یک شخص انگیزه ی بالایی برای حل مساله داشته باشد ، این فرد با فرد دیگری که ممکن است توانایی بیشتری از دیگری داشته باشد ، راه حل های دیگری را دنبال خواهد کرد . هم چنین ممکن است ملاک و معیارها اموری مانند اورژانسی بودن یا فوریت حل مساله باشد به این معنا که برخی از مسایلی که با آن ها مواجه هستیم در اولویت هستند و می باید زودتر حل شوند اما برخی از آن ها را می توان با تاخیر حل کرد یا ممکن است میزان آشنایی و علم به مساله در میان باشد ، این که چه حدی از مساله آگاهیم یا این که احتمال دارد ملاک ما ثبات مساله باشد به این معنا که برخی از مسایل د رمدت کوتاهی وجود دارند و بعد از آن مدت ، دیگر به عنوان مساله حضور ندارند و پررنگ نیستند .
مرحله ی دوم : جمع آوری اطلاعات درباره ی مساله :
در این مرحله ، تکنیک های واگرا شامل چند واژه یا کلمه ی استفهامی هستند که باید از آنها برای روشن شدن موضوعات مد نظر استفاده کرد که 6 مورد می باشند : چه کسی ؟ چرا؟ چه چیزی ؟ چه وقتی ؟ کجا ؟ چگونه؟
تمام اطلاعات خودتان و هم چنین نیازها و خواسته هایی را که دارید و احساس می کنید که باید حل شوند را به صورت مجموعه ای از سوالات و با به کار گیری واژه های بالا در آورید . بعد از آن ، سرچشمه و منبع احتمال رخداد آن ها و پاسخ هایی که برای این ها به ذهنتان می رسد را به صورت مجموعه ای از سوالات و با به کارگیری واژه های بالا درآورید . بعد از آن ، سرچشمه و منبع احتمال رخداد آن ها و پاسخ هایی که برای این ها به ذهنتان می رسد را به صورت یک فهرست و نوشتار درآورید . به طور مثال می خواهید بدانید که چه کسی از فلان وسیله استفاده می کند ؟ شما باید این افراد را شناسایی کنید و به صورت یک فهرست بنویسید و غیره .
تکنیک های همگرا شامل این موارد می شود : تعریف و تعیین امور یا نقاط برجسته و روشن مساله یا نقاط بحرانی یعنی مواردی از مساله که به خوبی به چشم می آیند . سپس اطلاعات خودتان را ردیف و طبقه بندی می کنید و دوباره سعی می کنید که مساله را به صورت ساده تر به طوری که برای شما قابل فهم تر باشد ، بیان کنید .
مرحله سوم : پیدا کردن یا یافتن مساله : شما باید جمله یا عبارتی را که گنگ و نامفهوم است و برای بیان مساله ، ایجاد دشواری می کند را به صورت روشن تر و واضح تر تبدیل کنید تا از این طریق راه برای یافتن ایده های شما بازتر شود و راه های مناسب بیشتری به ذهنتان خطور کند؟ در اینجا تکنیک های واگرا ، پرسش در مورد واژه ها مذکور مانند چرا؟ چگونه و.. هستند . تکنیک های همگرا شامل برجسته کردن مساله و بیان روشن تر مجدد مساله می باشند و هم چنین شامل فرمول سازی یا قاعده مند کردن مجدد بیان مساله برای مواجه شدن با اصل موضوع مساله یعنی موضوعی که نقطه ی معیار هستند می باشند و در انتها ، استفاده از عبارات و بیانات خوب و اطمینان بخش و مثبت که البته نباید به صورت خیالپردازانه باشد بلکه جملاتی که مثبت باشند و مطابق با واقعیت به شما کمک کنند.
مرحله چهارم : یافتن ایده ها »: در این مرحله تا جایی که می توانید باید ایده ارائه دهید و تولید کنید . در این مرحله ، تکنیک واگرا ، شامل تولید و خلق حداکثر ایده های نو می باشند و در این زمان شما نباید در مورد ایده هایی که ارائه می کنید ، قضاوت و داوری را دخالت دهید زیرا قضاوت در مورد خوب یا بد بودن یا کارآمدی و ناکارآمدی ایده ها موجب می شود که دلسرد شوید و از ایده های اضافی تری ممکن است به ذهنتان برسد محروم بمانید .
تکنیک همگرا دوباره می تواند شامل برجسته کردن نقاط مهم مساله باشد و ترکیب کردن ایده های مختلف با هم ، تهیه یک فهرست کوتاه ارزشیابی یا داوری و قضاوت ولی نه در حدی که عاملی یا مانعی برای رشد و بسط دادن ایده های شما بشود را در بر می گیرد .
مرحله پنجم : یافتن راه حل : در این مرحله ، معیار ارزشیابی و قضاوت واضح و روشن را ارائه دهید و آن را انتخاب کنید و ایده هایی که به صورت فهرست کوتاه در آورده اید را بسط داده و رشد دهید ، البته این امر به توانایی شما بر می گردد و بعد از آن ، برای بهترین ایده هایی که در طی این مراحل مختلف اصلاح شده و تغییر یافته اند می توانید یک جدول مقایسه ای طراحی کنید و آن ها را مقایسه نموده و با توجه به امکانات و نقاط ضعف و قوت و غیره بهترین ها را انتخاب کنید .
مرحله ششم : یافتن راه حل های قابل قبول :
باید توجه داشته باشید که ببینید کدام یک از این راه حل ها و ایده های شما استاندارد تر هستند و با واقعیت بیرونی مطابقت بیشتری دارند ؟ ببینید کدام یک از آن ها قابل اجرا تر هستند .
در این مدت ، از منفی بافی و... اجتناب کنید و قضاوت و داوری در مورد راه حل ها و ایده های خودتان را کنار بگذارید زیرا قضاوت در مورد ایده ها ، مانع جدی برای اندیشیدن است.بهتر است که این مراحل را با گروه هایی 2 تا 3 نفره اجرا کنید .

  امتیاز: 0.00