منو
 صفحه های تصادفی
ضرار بن ضمره
استفن کوک
پیشگیری از آسیب های ورزش تنیس
روشهای بذر کاری
باتری لیموترش
علم امام سجاد علیه السلام
آلة المصور «صورت فلکی»
توابع چند متغیره
تعیین نقشه در پروکاریوت هاو ویروس ها
هزار رکعت نماز در شبانه روز
 کاربر Online
300 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  یکشنبه 30 خرداد 1389 [05:46 ]
  تکنیک حرکت
 

حرکت ، عملکرد فعال ذهن آدمی است و عملی است که باید آن را آموخت تا مهارت و ورزیدگی لازم در این کار را د رخود ایجاد کنیم . بدون مهارت داشتن در حرکت ،خلاق بودن امکان پذیر نیست . البته حرکت ، بخش عادی از رفتار فکر ی ما نیست . ذهن آدمی مانند نظام خود سازماندهی عمل می کند و اطلاعات وارد شده به ذهن، خودرا سازماندهی می کنند . به همین دلیل است که ذهن ما این امکان را برای ما فراهم می آورد که به خوبی از عهده ی حل مشکلات دنیای پیرامون خود برآییم . این شیوه ی الگو سازی ذهنی به معنای این نیست که ذهن نقص دارد بلکه نشانه ی قدرت اصلی ذهن به عنوان یک مکانیزم یا ساز و کار اطلاعاتی است . ادراکات ما از جهان پیرامون ما محصول شکل گیری این الگوهاست و قضاوت و داروی یک بخش اصلی ادراک است . داوری در ادراک ما دو نقش مهم بر عهده دارد . اولین نقش تشخیص دادن و مرتبت کردن یا شناختن الگوی مناسب است که این کار تقریباًبه طور خود به خودی اتفاق می افتد ولی ممکن هم هست که به تجزیه و تحلیل آگاهانه ی ما هم نیاز داشته باشد تا یک موقعیت را به بخش های کوچکتری تقسیم کند تا ما با راحتی بیشتری بتوانیم به شناخت و آگاهی از پدیده ها دست یابیم . دومین نقش داوری ،اطمینان یافتن از این موضوع است که ما از مسیر خود منحرف نمی شویم .داوری ،وجود اشتباه و سرگردانی و انحراف را به ما یادآوری می کند و ما را به مسیر تثبیت شده ی قبلی می برد . این نقش باعث می شود که ما ایده هایی که نادرست و بر خلاف تجارب قبلی ما می باشد را نپذیریم مثلاً اگر انگیزه هایی مانند اتومبیل هایی که چرخ های مربع دارند یا هواپیماهای وارونه که بر زمین بنشینند را به داوری بگذارند ،آن وقت بلافاصله رد خواهند شد . به هر حال ، حرکت به معنای نبود و نداشتن داوری نیست بلکه به معنای جانشین شدن راه هاست . در داوری ، وقتی فکری به ذهن مان می رسد آن را با الگوهای تجربی خود مقایسه می کنیم و اگر این فکر مناسب نباشد آن را کنار می گذاریم . این همان خوب فکر کردن با کلاه سیاه است . در این تکنیک حرکت، فکری به ذهنمان می رسد که به کلی نسبت به درست یا نادرست بودن آن و این که آیا با تجارب قبلی ما جور در می آیند یا نه، بی علاقه هستیم .ما فقط علاقه مند هستیم که بدانیم از این ایده به کجا می رسیم؟ ما می خواهیم به جلو حرکت کنیم .موضوع این است که چگونه می توانیم از انگیزه های غیر ممکن ، به سوی چیز مفید و سودمندی حرکت کرد؟ مواقعی هم هست که سودمند بودن چندان هم افراطی نیست .ما می توانیم از حرکت برای رفتن از ایده ی ضعیفی به ایده ی قوی تری استفاده کنیم .
می توانیم از چیزی ذهنی به ایده ای عینی و مشخص برسیم و نیز می توانیم با استفاده از حرکت مفهومی به یک ایده ای برسیم . در تکنیک حرکت بیشتر می خواهیم و تمایل داریم که در مسیری فعال و پویا و مثبت برویم تا داوری کنیم که آیا فلان چیز درست است یا غلط ؟ در خلاقیت، ما علاقه مند هستیم که به ایده های عملی کارآمد و ارزشمندی دست یابیم و در خلاقیت،ما پذیرای روش های بسیار زیادی برای رسیدن به چنین ایده هایی هستیم و هر گامی که د راین جریان بر می داریم الزاماًنباید مورد قبول داوری و قضاوت ما باشد . در استفاده از تکنیک حرکت، دو برداشت وجود دارد؛برداشت عام و برداشت منظم و روشمند . در برداشت عام تمایل کلی این است که حرکت خود را از گفته یا انگیزه ای شروع کنیم و چه بسا در این مسیر،ناگهان ایده های جدیدی ظاهر شوند . این برداشت عام و کلی همیشه ارزش آن را دارد که اول مورد آزمون قرار گیرد و محک زده شود و اگر نتایج سودمندی در بر نداشته باشد، در این صورت ،استفاده از تکنیک های روشمند حرکت، کار ارزشمندی است . در تکنیک های روشمند ، پنج روش وجود دارد و البته استفاده از همه ی این تکنیک ها ضرورتی ندارد .

  امتیاز: 0.00