منو
 کاربر Online
556 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  یکشنبه 23 خرداد 1389 [13:27 ]
  تکنیک انتخاب های جایگزین
 

خلاقیت به معنای جستجو و پیدا کردن راه کارهای لازم است . این موضوع مطرح می شود که آیا راه دیگری وجود دارد؟
چه کار دیگری می توان انجام داد ؟ هم چنین این سوال مطرح است که ما چگونه می توانیم به این راهکارها دست پیدا کنیم ؟
هنگامی که جهت کار برای ما مشخص باشد و هیچ مانعی هم در کار نباشد، در این صورت به راحتی در مسیرمان پیش می رویم و در جست و جوی راه کارهای دیگری بر نمی آییم زیرا ظاهراً هیچ نیازی به این کار نداریم از این رو این موضوع که از کار دست بکشید و به دنبال راه حل های دیگری بروید ممکن است برای شما دشوار باشد زیرا این موضوع غیر عادی به نظر می رسد وممکن است اتلاف وقت باشد زیرا ما جستجوی راه کارها را در رابطه با حل مساله و رفع مشکلات می دانیم. در تفکر و فرهنگ غربی تاکید بر این است که غربی ها پیش از آن که حق این را داشته باشند که راه کارهایی را جستجو کنند ، اول باید ضعف را ه های قبلی مشخص شده باشد .هنگامی که کارهایی ارائه می شوند و یا آن راه کارها د راختیار ما باشند مانند انتخاب غذا که می توانیم آن را در رستوران به هر صورتی که دوست داریم سفارش دهیم فرضاً بگوییم برنج آن را نمی خواهم و یا ماهی می خواهم که سرخ نشده باشد و پخته شده باشد و غیره این سوال پیش می آید که پس به چه دلیل باید برای پیدا کردن راه کارهای بیشتر تلاش کنیم ؟ چرا از بین همین راه کارهای موجود که در اختیارمان هست استفاده نکنیم ؟ چرا باید این فکر سراغ ما بیاید که راه کارهای موجود مناسب نیستند؟ فرض کنید از شما می خواهند که یک نقطه ی کور یا پنهانی را که بر روی تکه کاغذی است پیدا کنید . شما با دقت بسیار ، با کشیدن خطی کاغذ را به دو قسمت الف و ب تقسیم می کنید . حال، جستجو می کنید و اگر آن نقطه در قسمت الف باشد آن را پیدا می کنید و اگر آن را در قسمت الف پیدا نکردید بنا براین حتماً آن نقطه در قسمت ب خواهد بود . این نقطه نمی تواند در جای دیگری باشد زیرا گزینه ها یا انتخاب های الف و ب ، تمام احتمالات را پوشش می دهند . حالا قسمت ب را به دو بخش پ و ت تقسم می کنید و این تقسیم را ادامه می دهید. در پایان باید آن نقطه را بیابید زیرا در هر لحظه شما تمامی گزینه ها را در اختیار داشته اید . این مثال نشان می دهد که اگر در زندگی نیز این روش یا راهکار به کار رود چقدر می تواند مضر یا خطرناک باشد . به این عبارت ها توجه کنید :... مایا قیمت ها را بالا می بریم یا نمی بریم .... ما یا موضع خود را حفظ می کنیم یا این که تسلیم اضافه ی دستمزد به کارگران می شویم ... ما یا امتحان را به زمان دیگری می اندازیم یا این که به کسی اجازه نمی دهیم امتحان بدهد ....
این واقعیت البته وجود دارد که گاهی اوقات تعداد راه کارها کم یا محدود است. در برخی موقعیت ها ، تحلیل و بررسی ،می تواند تعداد معینی ار راه کارها را برای ما در بعضی شرایط مشخص و آشکار کنند اما در بیشتر موقعیت ها تعداد راه کارها نامحدود هستند . در مثالی که گفته شد :ما یا قیمت ها را بالا می بریم یا بالا نمی بریم می توانیم از راه کارهای دیگری نیز استفاده کنیم فرضاً ما می توانیم قیمت بعضی از کالاها را افزایش دهیم و قیمت برخی از اقلام دیگر را کاهش دهیم . گاهی می توانیم قیمت های پایه را افزایش دهیم و بعد، کاهش دهیم .می توانیم قیمت ها را بالا ببریم ولی از طرف دیگر ، میزان خدمات را بالا ببریم مثلاً میزان گارانتی یا خدمات پس از فروش را افزایش دهیم .یا اینکه می توانیم به کلی، محصولات خود را تغییر دهیم و قیمت گذاری جدیدی بکنیم . در مورد علم نیز ما همیشه به دنبال پیدا کردن گزینه های بیشتری برای توضیح امور هستیم .صرف نظر از این که فرضیه ای چقدر کامل به نظر آید و گذشته از این که تا چه حد از آن فرضیه راضی باشیم ، بایدد ر پی توضیحات بیشتری در پیرامون آن باشیم و این توضیحات ، پایان ندارند.فرضاً در بررسی وضع بازار ،وقتی می خواهیم درپی دلیلی برای رفتار معینی از مصرف کننده باشیم ، باید تا آنجا که می توانیم امکانات زیادی را فراهم کنیم ، آن هم پیش از آن که در صدد آزمودن آ نها برآییم . در مواقعی که درگیر انجام کاری یا تصمیمی هستید ، نمی توانید منتظر بمانید و در انتظار راهکار نهایی بنشینید بلکه باید همراه با امور و کارها پیش بروید .لحظه ای فرا می رسد که به خاطر شروع یک کاری باید طرح خودتان را متوقف کنید تا بتوانید به راه خود ادامه دهیم حتی ایده ای که کامل است و موعد و زمان آن کذشته باشد، هیچ فایده ای ندارد که به آن بپردازید .
بنابراین ناچاراً باید به عامل سودمندی و فایده در کار نظر بیاندازید .ممکن است تصمیم بگیرید که فقط یک دقیقه از وقت خودتان را صرف بررسی و امکان عملی شدن گزینه های بیشتری کنید مثلاً شاید کسی به شما مراجعه کند و بگوید : فقط دو راه برای انجام این کار هست شما چه می گویید؟ شاید حق با شما باشد اما یک دقیقه صبر کنید تا ببینیم آیا راه های دیگری هم هست یا نه؟ این قصد و تلاش ما برای یافتن راه های دیگر است که در دراز مدت ، اهمیت پیدا کند؛ جایی که موضوع بسیار جدی باشد، ممکن است تصمیم بگیرید یک هفته یا حتی یک ماه ، در کارمان توقف ایجاد کنیم . در پایان این مدت است که لازم می آید که بین راه کارهایی که در اختیار دارید، دست به انتخاب بزنید . علت این که مردم به راه کارها ی بیشتری فکر نمی کنند این است که نمی خواهند وقت بیشتری را صرف کنند . آنها از یک سو نیز می ترسند که اگر به آن هاوقت داده شودبه راه حل های دیگری دست پیدا نکنند به خاطر همین ممکن است دچار بی اعتمادی به نفس شوند و لذا وقتی از آن ها سوال می کنیم ، در همان اول همان راه کارها را که موجود است انتخاب می کنند . از سوی دیگر وقتی تعداد راه کارها زیادتر می شوند ، مردم در انتخاب بهترین و مفیدترین آنها در تصمیم گیری دچار ترس و مشکل می شوند .به هر حال بهتر است که بتوانید راه های بیشتری را به دست آورید و تصمیم سختگیرانه تری داشته باشید . روش عاقلانه این است که به جای تلاش برای یافتن راه کارها ، تلاش کنیم که خودمان راه کارهایی ایجاد کنیم و البته از راه کارهای فعلی نیز استفاده کنیم و آگاه باشیم . از این رو منظور از راه کارهای جدید و بکر این نیست که وقتی راه بهتری داریم ،راه های نا آشنا و نامتعارف و غیر معمول را انتخاب کنیم بلکه وقتی از وجود راه های معمولی و متداول آگاه باشیم ، آن وقت یافتن راه های خلاق تر، منطقی به نظر می رسند .هنگامی که می خواهیم راه کارهایی را پیدا کنیم طبعاً این راه کارها باید در ارتباط با اموری باشند و ربط داشته باشند فرضاً اگر بخواهیم به جای استفاده از خود کار که اغلب برای دانش آموزان، نوشتن با خودکار یا اصل نوشتن کار دشواری است از وسیله ی دیگری استفاده کنیم در آن صورت آن چیز باید ربطی با نوشتن هم داشته باشد . از این رو مشخص کردن هدف اهمیت دارد .این سوال که چه چیز را می توان جایگزین یک پرتقال کرد ؟ احتمالاً پاسخ این است: سیب یا گلابی ... یعنی میوه های محلی .حال ممکن است مرکبات را به عنوان یک گروه در نظر بگیریم و بعد لیمو ترش و گریپ فروت را گزینه هایی از آن مفهوم گروهی بدانیم . بنابر این طرح یک تعریف بسیار دقیق از هدف ، خیلی اهمیت دارد .ممکن است ما به دنبال راه هایی برای ارتقاء و رشد کار خود باشیم .اهداف مشخص این کار، احتمالاً این ها خواهند بود :پول – قدرت- شان و منزلت –تشخص- مسوولیت – احساس موفقیت- موقعیت اجتماعی و غیره .بعضی از این اهداف را می توان با کسب عناوین شغلی به دست آورد اما موارد دیگر را نمی توان از آن راه کسب کرد.

  امتیاز: 0.00