منو
 صفحه های تصادفی
اپوتروپ
بازگشت ذوالجناح و شیون اهل بیت
آتش نشانی صنعتی
کاردان بهداشت محیط
جنگ ستارگان
دانشنامه علوم انسانی
مخفی بودن شرک در زندگی
الب ارسلان سلجوقی
پانکراتیت
زیگوت
 کاربر Online
701 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  شنبه 22 خرداد 1389 [08:33 ]
  نقد و بررسی تکنیک چالش خلاق
 

در تکنیک چالش خلاق تاکید بر این است که ما یک نوع نارضایتی از اموری را داریم و می خواهیم آن را کارآمد کنیم .چیزهایی را می خواهیم ناکافی نشان دهیم تا راهی بیابیم و ایده ای بیابیم و البته در این مورد قضاوت و داوری نمی کنیم و نمی خواهیم اشتباهات را خاطر نشان کنیم . بلکه می خواهیم آن چیزهایی را به چالش بکشانیم که به نظر ناکافی می آیند و علت این که قضاوت نمی کنیم به این دلیل است فقط می خواهیم امکانات دیگری را پیدا کنیم که جانشین روش های موجود باشند . در چالش خلاق گفته می شود که روش های فعلی بهترین روش ها نیستند و فقط راهی برای دستیابی به اهداف ما هستند و اگر از واژه ی چرا استفاده می کنیم به این دلیل نیست که آن را رد کنیم بلکه می خواهیم روش های دیگر را پیدا کنیم مثلاً چرا بشقاب ها گرد هستند؟ شاید بشود به شکل های دیگر هم باشند و آنها را بسازیم . هم چنین گفته می شود که ما به چالش خلاق نیازمند هستیم چون تغییرات بسیاری در زندگی ، عادات و رسوم مردم ایجاد شده است و این تغییرات نشان می دهند مفاهیمی که د رگذشته ارزشمند بوده اند ، اکنون دیگر ارزش ندارند و ناکارآمد شده اند و لذا چالش خلاق ، کاری برای تفریح و سرگرمی نیست بلکه از ضروریات زندگی امروزی است و لازم است که در همه ی مفاهیم ،تجدید نظر شود و روشی که یک مفهوم را تحقق می بخشد باید تغییر کند . این عبارات همانگونه که در نقد تکنیک تمرکز اشاره شد نیز حاکم است . البته بدیهی است که هر جامعه ای رو به رشد و تکامل است و شیوه ها ی قدیمی به تدریج رنگ می بازند و شیوه های جدیدی برای دستیابی به اهداف شکل می گیرند اما موضوع این است که جوامع گوناگون به واسطه ی ارزش ها ، توان اقتصادی ، سرعت رشد ، تاریخچه فکری و ده ها و ده ها عامل دیگر ، به این نیازها دست می یابند .

گاهی شتاب در تغییر ، خودش منجر به ایجاد آسیب های اجتماعی می شود. گفته می شود که مردم ژاپن یا برخی از کشورها از تکنیک چالش خلاق به خوبی بهره می برند و رشد می کنند زیرا آن ها به وضع موجود انتقادی ندارند اما می خواهند بدانند که آیا روش های دیگری نیز یافت می شود که آن ها از آن روش ها غافل هستند ؟ و بدین طریق ژاپنی ها در عرصه ی خلاقیت و رقابت ، رو به رشد و پیشرفت گام می نهند و جامعه ی آنان نیز به عنوان الگو مطرح می شود. اما به زمینه های رشد و نیاز آنان برای چنین خلاقیت هایی اشاره نمی شود . جوامع سرمایه داری برای رشد خود نیازمند رقابت هستند و طبعاً اگر در این زمینه کوچکترین غفلتی داشته باشند خود به خود د رکوتاهترین زمان ممکن از صحنه ی رقابت حذف می شوند .کوچکترین ضعفی در ارائه کالاها ، موجب می شود تا یک ایده ی جدید از طرف رقبا، آنان را دچار رکود اقتصادی کند . لذا خلاقیت های کوچک و ایده هایی که در حال حاضر به آن ها نیازی حس نمی شود، دائماً پی گیری می شوند .

این نوع رقابت الزاماً در عرصه های علمی به چنین قوتی وجود ندارد بلکه در عرصه ی صنعت و تکنولوژی که عامل اساسی تولید کالاست شدت فزاینده ای دارد .ژاپنی ها یا چینی ها و کشورهای مشابه ، خلاقیت ها ی بزرگ را کمتر مد نظر دارند زیرا سود دهی خلاقیت های کوچک به مراتب برای آنان بیشتر است .اگر جامعه ای مورد انتقاد قرار می گیرد که به روش های قدیمی اش وابسته است و تغییرات اندکی دارد، این انتقاد را باید در حوزه ی اجتماعی آنجا بررسی کرد. مقایسه ی جامعه ی مغولستان با ژاپن امری بیهوده است زیرا نگرش ها و عقاید این دو ملت به طور اساسی از یکدیگر تفاوت چشمگیری دارند .هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی منحل شد و فروپاشی رخ داد برخی از کشورهای تازه استقلال یافته ی آن در سالیان بعد دچار مشکلات جدی اجتماعی شدند و برخی از آن ها نسبتاً به همان شکل ساده و سنتی، زندگی خود ادامه دادند و وارد عرصه ی رقابت در جوامع سرمایه داری نشدند و هیچگاه انقلاب یا حوادث اجتماعی بزرگ نیز در آن جوامع شکل نگرفت چرا که نیاز آنان مشخص بود و خلاقیت های آنان نیز در چارچوب نیازهایشان طراحی شده بود. درجوامع غربی یا سرمایه داری وضعتی، این عبارت درست است که ارزش ها ناکارآمد شده اند و لازم است که در همه ی مفاهیم تجدید نظر صورت گیرد اما در جامعه ی ایران چنین تصوری حاکم نیست و تغییرات می باید متناسب با شرایط اجتماعی یا اقتصادی و غیره باشند و به طور مثال اگر خلاقیت صورت می گیرد بیشتر در عرصه هایی شکل گیرد که نیاز واقعی تر جامعه است فرضاً در صنعت نفت یا در صنایع دارویی و غیره .مصرف گرایی افراطی د رغرب هنوز در چنین جوامعی جایی ندارند و چالش خلاق طبعآً د رهمه ی عرصه ها رخ نداده و طبیعی است که در محدوده هایی از زندگی باید صورت گیرد .حتی دوبونو می پذیرد که ما اصل تفکر را که حاکم است کنار نمی زنیم و به چالش نمی کشیم بلکه شیوه ها و راه های رسیدن به اهداف را مورد نقد و تجدید نظر قرار می دهیم . به عبارت دیگر این روش ها ممکن است که بهترین روش ها نباشند اما در وضع کنونی ،ممکن است جزء بهترین روش ها باشند و تغییر آن روش ها نیازمند برنامه های هوشمندانه ای است که تغییر آن ها موجب افت یا فشار و تحمیل مسایل اضافی نشود . قطعاً فایده ی چالش خلاق این است که به نوعی دست به پیش بینی هایی می زند قبل از این که مشکلات و معضلات جدید از راه برسند و راهی برای آن یافت نشود .طبعاً پیش بینی برای دستیابی راه های دیگر می تواند در دستور کار یک جامعه یا شخص قرار گیرد و ممکن هم هست که از این طریق ، راه های مناسبتر، آسانتر ، کم هزینه تر و غیره پیدا شوند که انتخاب هر یک از این روش ها نیز به هوشمندی و درایت جامعه یا شخص بستگی دارد . اگر از بحث یا مفهوم خطرپذیری یا ریسک سخنی به میان می آید نباید بی مهابا و حساب نشده باشد .جامعه ای که توان خطر پذیری برای روش های جدیدتری را نداشته باشد نمی تواند به صرف این که گفته می شود :افراد یا جامعه باید محافظه کاری را کنار بگذارند و روش های فعلی را کنار بگذارند تا مثل سایرین پیشرفت کنند، اکتفا کرده و به واقع در مشکل جدیدی گرفتار آیند .ظرفیت یک فرد یا جامعه باید لحاظ شود حتی جوامع غربی در وضع کنونی که چند سال است گرفتار رکود اقتصادی هستندو ورشکستگی های بسیاری را متحمل شده اند با تمام تکنیک هاو دانش خلاقیت ، مدت ها طول کشید ه و البته به طول خواهد انجامید تا بتوانند زیر ساخت های اقتصادی خود را بهبود بخشیده و به توان و ظرفیت قبلی خود برگردند . اگر قرار است به روش های دیگر نیز پرداخته شود، نیاز به دانش و آگاهی و هوشمندی فراوان دارد تا بهترین گزینه ها انتخاب شوند .گاهی انتخاب یک گزینه آن چنان با درآمد یک فرد یا جامعه در آمیخته می شود که خود به خود ، ایده های موجود را دچار وقفه می کند و می باید در گذر زمان ،ایده های گوناگون را پی گیری کرد . ارائه ایده های گوناگون جالب است و هیچ مانعی برای ارائه ایده ها وجود ندارد اما سودمندی ، کارآمدی و امکان عملی شدن ایده ها با توجه به شرایط فردی و اجتماعی مهم هستند که این موضوع نه صرفآً به خاطر محافظه کاری بلکه به واسطه ی عقل و اندیشه نیز می باید به دقت ارزشیابی شوند و کارآمدی شان اثبات شود.

  امتیاز: 0.00