منو
 صفحه های تصادفی
اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران مقارن فوت محمد شاه
فیزیولوژی خواب
نتیجه گیری آزمایش رادرفورد
صرف
استریوسکوپ
طراح درجه 1 قالب
آغاز به کار مجلس دوم
مقاومت الکتریکی
سید محمد خاتمی
آزمایش جوشاندن آب سرد
 کاربر Online
1060 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  شنبه 22 خرداد 1389 [08:31 ]
  ملاحظاتی در تکنیک چالش خلاق
 

بعد از آن که چالش خلاق را به عمل آوردیم باید اکنون در پی یافتن راه های دیگر باشیم که از 3 طریق برای این هدف تلاش می کنیم .

1- راه بندان : اگر جاده ای را ببندیم و در واقع راه انجام امور را متوقف کنیم ، در این صورت مجبور می شویم که راه دیگری را پیدا کنیم .فرض کنید که دیگر هیچگاه نمی توانید کاری را به صورتی که همیشه انجام می دادید انجام دهید ، در این حال چگونه انجامش خواهید داد؟ در پی یافتن پاسخ این سوال، طبیعی است که ما دست به کاری می زنیم تا راه های دقیقی پیدا کنیم .

2- گریز: اگر ما از فکر معمول و قالبی و اجبار به راه حل های معمول فرار کنیم ، در آن صورت ذهن ما آزاد خواهد شد و در پی یافتن امکانات دیگر بر خواهد آمد. این جست و جوی راه ها چندان هم آگاهانه صورت نمی پذیرند و بلکه بیشتر، گریزی آگاهانه از روش موجود است مثلاً اگر نتوانیم رضایت مشتریان خود را جلب کنیم ، پس چه می توانیم انجام دهیم ؟

3- صرف نظر کردن از انجام کاری : گاهی اوقات ، ما راه های فعلی انجام امور را به چالش می کشیم و زیر سوال می بریم و بعد متوجه می شویم که واقعاً هیچ نیازی به آن کار نبوده است . گاهی می توانیم فقط روش کار را کنار بگذاریم. در مواقع دیگر با اندکی تعدیل ، نیاز ما به انجام آن کار برطرف می شود یک شکل از چالش خلاق ، تلاش برای پیدا کردن دلیل واقعی است که در پشت هر کاری پنهان است که ما آن را انجام می دهیم . ما همیشه عادت کرده ایم بگوییم که این کار خاص را همیشه این گونه انجام می دهیم چون هیچگاه نیازی یا هیچ فشاری برای تغییر آن بر مانبوده است . لذا ما اموری را انجام می دهیم فقط به این دلیل که از فکر کردن درباره ی آ ن ها غفلت کرده ایم و هرگز در پی آن نبوده ایم که ببینیم آیا راه حل بهتری هست یا نه ؟ چرا غافل ؟ چون این موضوع هیچگاه نه مساله بوده و نه این که مشکلی پیش آورده است و از این رو دلیلی نداشته است که یک وقتی را صرف فکر کردن به آن کنیم . تفکر ما آن چنان از مواجه شدن با مسایل گریزان است که اگر مساله ای هم در کار نباشد ، فکر ما به آن نمی اندیشد ولی در کشورهایی که توسعه یافته ترند مانندژاپن یا چین ، به دنبال ایجاد تغییراتی بوده اند که هیچگاه نیازی به آن حس نمی شده است . از سوی دیگر ما عادت کرده ایم که رضایت خاطر دیگران را جلب کنیم و همچنین به خصوص اگر موضوع جنبه ی اقتصادی و مالی در بر داشته باشد، خود بخود اجازه ی ایجاد تغییر را نمی دهیم مثلاً مشتریان یک کالا، اگر از کالایی رضایت داشته باشند ، به راحتی حاضر به تغییر آن نخواهند بود و همین موضوع اجازه ی تغییر را سخت تر می کند . تغییرات بسیاری در زندگی و عادات و... مردم ایجاد شده است که همه ی این تغییرات نشان می دهند مفاهیمی که در گذشته ارزشمند بوده اند، اکنون دیگر ارزش نداشته و منسوخ و ناکارآمد شده اند و همین امر نشان می دهد که تحلیل و بررسی امور و چالش خلاق، کاری برای سرگرمی و تفریح نیست بلکه از ضروریات زندگی امروزی است و لازم است که در همه ی مفاهیم ، تجدید نظر شود و البته این تمایل در افراد وجود دارد که در برخورد با مشکلات کنونی جامعه شان ، آرزو کنند که ای کاش به گذشته بر می گشتند و روزهای طلایی قبل را سپری می کردند . به هر حال ، با تفکر و با چالش خلاقه، ما می توانیم مفاهیم اصلی و علل واقعی در پشت امور را دریافته و آن ها را تغییر دهیم و یا این که می توانیم در روش خاصی که این مفاهیم طبق آن عملی می شوند تردید کنیم مثلاً ممکن است ساختن فروشگاه بزرگی در مرکز شهر را مورد تردید قرار دهیم و یا فقط در محل ساختن این فروشگاه در مرکز شهر تردید داشته باشیم .فرضاً دولت سنگاپور در برخورد با موضوع افزایش تراکم ترافیک ،این حق را به زیر سوال برده که هر شهروندی به تناسب توان مالی خود می تواند هر اتومبیلی را که بخواهد بخرد. در سنگاپور شما نمی توانید اتومبیلی را بخرید مگر آن که اول مجوز این کار را به شما بدهند. حال این سوال مطرح است که ما باید موضوع کنترل ترافیک در شهر ها را به چالش بکشیم یا موضوع سفرهای شخصی در شهر ها را؟ طرح هایی هست که مطابق آن ها، اتومبیل ها ملزم می شوند که از چه خیابان هایی و در چه ساعاتی تردد کنند . دستگاه های کنترل کننده ای ، در مسیر اتومبیل ها نصب می شوند که مسیر آن ها را ثبت و صورت حساب را برای رانندگان ارسال می کنند ، بنابر این وقتی که هدف اساسی نهفته در پس ایده ها نیازمند چالش باشد، آن گاه فقط به چالش کشاندن آن ایده ، دلیل ندارد که فایده ای د ربرداشته باشد اگر این تصور را داشته باشیم که باید مفهوم اصلی به چالش کشانده شود، این تصور غلط است زیرا باید روشی را که مفهوم را تحقق می بخشد به چالش بکشانیم .مثلاً در دولت انگلیس در زمان مارگارت تاچر علت سقوط دولت وی، طرح مالیات سرانه بود و این سوال مطرح می شود که آیا این موضوع مالیات سرانه عامل اصلی شکست وی شد یا روش اجرای آن ؟
به هر حال در هر لحظه ، تعدادی از عوامل هستند که تفکر ما را شکل می دهند که گاهی از آنها آگاهیم و گاهی به طور ناآگاهانه روی ما تاثیر می گذارند و ما می توانیم این عوامل را به چالش بکشانیم یعنی عواملی را به چالش بکشیم که ما را به تفکر با یک روش خاصی می کشانند به طور مثال موقع صبح، ما در انتخاب پوشیدن لباس آزاد هستیم اما در افکار گذشته ای که در ذهن ما هستند نیز باید توجه کنیم فرضاً این که چه لباسی را در یک مهمانی باید پوشید شما ممکن است دچار تردید شوید لذا ما فقط اصل و ماهیت تفکر خود را مورد تردید قرار نمی دهیم یعنی در همان مثال که اشاره شد، اصل پوشیدن لباس را شک نمی کنیم بلکه افکار و عواملی که به ما می گویند چه نوع لباسی را باید پوشید به چالش می کشانیم .

  امتیاز: 0.00