منو
 کاربر Online
473 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  یکشنبه 26 اردیبهشت 1389 [12:25 ]
  نقد تکنیک شش کلاه تفکر
 

به نظر می رسد که نظریه ی تکنیک های دوبونو از نظریه ی محاوره ای اریک برن اقتباس شده است .اریک برن از 3 جنبه شخصیت سخن می گوید که به نام های کودک، والد، بالغ معروف هستند و هر یک ازاین جنبه هاشخصیت دارای صفاتی هستند که نمایانگر نام آن هاست و بر روی رفتار و گفتار آدمی اثر می گذارند به طور مثال جنبه ی کودک شخصیت آدمی ، همانگونه که از نام آن پیداست واجد صفات کودکانه ی آدمی است و بازیگوش است و بر روی خواسته هایش بدون ملاحظه ی امور تاکید دارد و غیره که اگر این بخش فعال شود بین شخص و دیگران در سطح روابط اش اشکالاتی وارد می نماید و فرضاً به علت اصرار بر یک خواسته باعث آزار دیگران می شود یا بخش والد بخش سرزنش گر شخصیت است که اصولاً ترکیب هر یک از ویژگی ها با ویژگی های طرف مقابل ، باعث می شود که روابط بین فردی لطمه خورده و آسیب ببیند.(برای اطلاع یافتن از این نظریه به کتاب وضعیت آخر نوشته ی تامس هریس ترجمه ی گیتی خوشدل مراجعه نمایید.) شش کلاه تفکر چنین مسیری را دنبال می کند .دوبونو ازاشخاص می خواهد که در شرایط گروهی یا فردی ، سعی نمایند که از هر یک از این کلاه ها وابسته به وضعیت یا اهداف مورد نظر استفاده کنند تا بدین طریق از انعطاف فکری برخوردار شوند و راه دستیابی به خلاقیت هموار تر گردد .نظریه ی اریک برن علی رغم جذابیت زیاد، فقط در دوره ای در غرب با استقبال فراوانی مواجه شد که با تمام زیبایی و نوآوری اش ، به یک نظریه ی مطرح برای برطرف کردن مشکلات بین فردی تبدیل نشد. گرچه هنوز این نظریه تازگی دارد اما کاربردی کردن آن در سطح جامعه با مشکلات فراوانی مواجه است زیرا صفات شخصیتی انسان ها نسبتاً پایدار هستند و تغییر آن ها به راحتی صورت نمی گیرد .نقد و بررسی نظریه ی اریک برن در اینجا مقدور نیست اما نظریه ی کلاه های دوبونو نیز علی رغم جالب بودنش کاربرد آن محدودیت هایی همراه است .دوبونو می خواهد با این نظریه ، فرد را به انعطاف فکری وا دارد و او را از منفی بافی ها و این که نمی شود این یا آن کار یا فکر را تغییر دادبیرون آیدوبه ذهن وی نشان دهد که هر کسی می تواند با تغییر افکار و نوع اندیشیدن ، به گونه ای دیگر فکر کند و وارد عرصه ی خلاقیت شود .این تکنیک نیاز به وقت فراوان و تشکیل جلسات متعدد توسط سازمان ها دارد .اگر این تکنیک را به کار می بریم باید به طور منظم استفاده و آن را محدود به چند جلسه نکنیم .از سوی دیگر به نظر نمی رسد که این تکنیک سبب تغییرات جدی در سازمان ها شود اما کاربرد آن می تواند بر روی خود شخص و طرز نگاه او موثر افتد . به همین دلیل است که کاربرد آن بیشتر کارکرد روانی و احساسی برای شخص در پی دارد تا این که موجب تغییر عملکرد سازمان ها شود. خود دوبونو نیز به طور ضمنی به همین قضیه اشاره دارد به طور مثال در کاربرد تکنیک کلاه قرمز به دریافت های ناگهانی مرتبط است ، اذعان می دارد که این کلاه که باعث می شود فرد نظرات آنی خود را بگوید و این نظر علی رغم این که ممکن است برآیند سال ها تجربه و موفقیت ها و شکست ها در انجام کاری باشد باز هم نمی تواند پایه ی محکمی برای اثبات و درستی آن نظر باشد اما از این جهت که از شخص می خواهد که انواع تفکر را تجربه کند ، می تواند اثراتی بر روی عملکرد وی داشته باشد .دوبونو بر فواید کاربرد این کلاه ها که اغلب این فواید، به جنبه های روانی فرد مرتبط است تاکید دارد و جزء تکنیک هایی است که بر عواطف و احساسات آدمی متکی است .تلاش برای تغییر صفات شخصیتی افراد کار ارزنده و در جای خود فرایند دشواری است .اگر شخصی بد بین است ، این صفت مربوط به خود اوست ولی اگر این بدبینی بر شرایط و اوضاع و محیط کار او یا بر فرایند تولید و ی....در سازمان اثرات جدی می گذارد ، نمی توان به صرف استفاده از این کلاه یا کلاه دیگر ، عملکرد او را بالاتربرده بلکه می توان تا حدودی او را واداشت تا کمی از بدبینی اش دست بردارد که این موضوع ، فواید شخصی در بر دارد ولی تصمیمات یک سازمان به عملکرد روانی اشخاص مرتبط نیست بلکه چارچوب قوانین ، سود و احتمال شکست و غیره است که باعث می شود تا مدیران و مسوولان در فکر تغییراتی برآیند .وقتی موسسه یا سازمانی موفق است طبعاً کمتر احتمال دارد که ریسک کرده و وضعیت خود را تغییر دهد مگر آن که اوضاع واقعی و اقتصادی و اجتماعی و... آنها را وادارد تا در فکر دستیابی به راه های نو وخلاق باشد و به همین دلایل گوناگون است که این تکنیک در موارد خاص و به ویژه به شکل فردی ، کاربرد بیشتری دارد .

  امتیاز: 0.00