منو
 کاربر Online
822 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 [09:50 ]
  نقد ارتباط رهایی با خلاقیت
 

اصولاً اگر که گفته می شود رهایی از قید وبندهای سنتی موجب می شو دکه مغز آدمی کمی خلاق تر بشود و همین موضوع اگر در یک سازمان رعایت شود می تواند منشا اولیه ی بروز خلاقیت باشد صحیح است ولی ترس از خطا یا مسخره شدن و غیره فقط بخشی از امور روانی فرد است که واقعیت ها غالباً مهمتر از آن هستند ، اگر یک شخص و نه یک گروه یا سازمان به دنبال خلاقیت باشد، موضوع به گونه ای دیگر باید بررسی شود .سازمان ها و ادارات و موسسات و غیره تماماً در راستای منافع اقتصادی گام بر می دارند و طبیعی است که هر سازمانی ریسک و خطر کردن را به راحتی نمی پذیرد .تغییر در الگوها و قوانین حاکم ، به طور اصولی و تمام وکمال در اختیار آن ها نیست .در کشورهایی که به صورت خصوصی و یا سرمایه داری اداره می شوند، انعطاف بالاتری برای این تغییرات فراهم باشد. حتی در این کشورها ، امکان تغییر به راحتی صورت نمی گیرد چرا که خطر شکست در رقابت ها و بازار تولید یک امر واقعی است و از این روست که این تغییرات تحت شرایط خاصی اعمال می شود. از سوی دیگر ایمنی و امنیت شغلی یا تحصیلی و غیره نقش بسیار مهمی ایفا می کنند . در صورتی که بنیه ی اقتصادی یک جامعه قوی نباشد و در صورت ناکارآمدی تغییرات اعمال شده، موسسه یا سازمانی با شکست مواجه شود این امکان وجود دارد که آن ها به کلی از صحنه ی رقابت ها حذف شوند .اگر ملاحظه می شود که انعطاف قابل توجهی در برخی از کشورها حاکم است ، این نه به واسطه ی ریسک پذیری بلکه به علت حمایت بیمه های گوناگون و یا دولت از آن دستگاه هاست که سبب می شود که آن ها امکان این تغییرات یا انعطاف ها را داشته باشند . د رمباحث فردی نیز این موضوع حاکم است بسیار دیده و شنیده ایم که اشخاصی در برخی از جوامع، رشته ی خود را تغییر می دهند یا نوع کار خود را عوض می کنند بی این که لطمه ای جدی د رکار و زندگی شان پدید آید زیرا جامعه ی آن ها ، بستر این تغییرات را فراهم کرده است . ترسیدن و ملاحظه کاری الزاما و همیشه مورد نکوهش نیست .اگر مدیری برای تغییر و رهایی از قید و بندها محافظه کار است باید دلایل این محافظه کاری را در ساختار آن جامعه جستجو کرد .نمی توان به این دلیل که سرمایه داری در بسیاری از عرصه ها موفقیت هایی کسب کرده است الگوهای آنان را سرمشق قرار داد.به همین علت است که حتی در بحران های جدی اقتصادی ، برخی از این کشورها امکان بازسازی خود را دارند زیرا ساخت های اقتصادی آن ها به گونه ای طراحی شده است که احتمال این بازسازی را افزایش می دهد .طبعاً در رکوردهای اقتصادی ، جوامعی که بنیه ی اقتصادی ضعیف تری دارند، لطمات جدی تری می خورند و این امور ، واقعیاتی است که الزاماً به ترس از خطا و محافظه کاری و غیره بر نمی گردد .اگر پیشنهاد می شود که افراد از قید و بندها خارج شوند، آن ها می توانند به صورت فردی و شخصی ، آن هم در شرایط خاص به این موضوع بپردازند چرا که اگر بدون محاسبه و پیش بینی آینده اقدام به این عمل شود، ممکن است که احتمال جبران خطا به راحتی صورت نپذیرد .البته این خوب است که فرد اصولاً محافظه کار نباشد و در سطح ذهن خود، به قید و بندهای جامعه پایبند نبوده و از این طریق به کشفیات و ابداعات و نوآوری دست یابد به شرط آن که به زندگی واقعی اش آسیبی وارد نشود. مدیران موسسات به واسطه ی اشرافی که بر شرایط کاری دارند و به دلایل متعدد اقتصادی ، طبعاً به راحتی حاضر نیستند که احتمال خطر جدی را بپذیرند .هر قدر که توان اقتصادی و سطح رفاه بیمه ها و غیره در یک جامعه ضعیف تر باشد، تن دادن به تغییرات کمتر اتفاق می افتد به ویژه اگر این تغییرات سنجیده نباشند .شخص یا موسسات و غیره طبیعی است که در وهله ی اول منافع خود را در نظر آورده و سپس به عملی شدن این تغییرات فکر کنند .باید خاطر نشان کرد که رهایی در ذهن خوب است و می توان با این تکنیک، حالت های گوناگون یک پدیده یا موضوعی را مد نظر داشت و با این تصورات و تبدیلات ، احتمال رخداد خلاقیت را افزایش داد.

  امتیاز: 0.00