منو
 کاربر Online
643 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 [09:38 ]
  فرصت طلبی و خلاقیت
 

در تاریخچه خلاقیت در زندگی آدمی، این امور بسیار دیده شده اندمانند کارهایی که حاصل فرصت طلبی یا تصادف و غیره بوده اند .تفکر معمول و سنتی که خلاصه ای از تاریخ است و حاصل زندگی آدمیان بسیار و نسل های گوناگون است ، در یک مسیر پیش می رود و سپس حادثه ای روی می دهد که از پیش ساخته و پرداخته نشده است و این حادثه ، فکر آدمی را به مسیر جدیدی می برد و به این سان ، کشف جدیدی از آن بر می آورد .بسیاری از پیشرفت های پزشکی ، حاصل تصادفات ، اشتباهات و یا مشاهدات اتفاقی هستند مثلاً اولین آنتی بیوتیک هنگامی کشف شد که الکساندر فلمینگ ، متوجه شد که کپک ، روی مواد درون ظرف ، موجب کشته شدن باکتری های موجود در ظرف شد و بدین ترتیب بود که پنی سیلین به وجود آمد .مثال دیگر این که روند کار مصونیت بدن را پاستور هنگامی کشف کرد که یکی از دستیارانش ، اشتباهاً مقدار کمی از باکتری و با را به تعدادی از جوجه ها خورانید .در آن زمان ، چنین به نظر می رسید که این باکتری های تضعیف شده ، جوجه ها را در مقابل باکتری های تضعیف نشده ای که بعداً به آن ها خورانیده شد، مصونیت داد .کریستف کلمب ، فقط برای سفر دریایی به هندوستان ، سر از آمریکا در آورد و آنجا را کشف کرد و علتش آن بود که او محاسبات و معادلاتی را به کار برد که از محاسبات اشتباه بطلمیوس برای اندازه گیری محیط کره ی زمین استفاده کرده بود و اگر از محاسبات صحیح اراتستنeratosthenes دانشمند ریاضی دان که قبل از بطلمیوس در اسکندریه می زیست ، استفاده می کرد، احتمالاً هرگز به آن سفر نمی رفت زیرا او می دانست که کشتی هایش ، قدرت حمل آذوقه ی کافی را ندارند .وجود اشتباهات ، بی نظمی ها و نحوه ی غلط انجام کارها ، غالباً سرآغاز بروز افکار نوینی شده اند زیرا چنین حوادثی ما را به فراسوی مرزهای منطق می برند . این مرزها ، خلاصه ی پذیرفته شده ای از تجارب گذشته اند که به شدت نیز محافظت می شوند به ویژه از سوی کسانی که احتمالاً افکار چندان تازه ای از خود ندارند .از سوی دیگر ، دیوانگی آشکار ، سرچشمه خلاقیت کسی است که با فکری خود را مطرح می کند که با الگوهای معمول و متداول ، جور در نمی آیند و گاه نیز چنین فکری به شدت سرزنش می شوند و اکثر چنین افکاری ، دیوانگی به حساب می آیند اما گاهی فکر نویی که دیوانگی به نظر می آید، در عمل درست از آب در می آید و این هنگامی است که الگوی موجود باید تغییر کند، اما این تغییر الگو ، نباید پیش از آن که با مخالفت شدید مدافعان الگوی قدیمی روبرو شود، انجام گیرد. البته باید دو موضوع را در نظر گرفت .یکی این که توجه دقیق به اشتباهات و بی نظمی ها باید صورت گیرد به خصوص آن زمانی که امور، آن گونه که انتظار داریم خوب پیش نمی روند.نکته دوم ، استفاده ی ماهرانه از انگیزه است . تکنیک های انگیزش به ما امکان می دهند که هر از گاهی به مدت کوتاهی مثلاً 30 ثانیه به گونه ای حساب شده ، خود را به دیوانگی بزنیم .به این طریق می توان با موفقیت از آن مرزها بیرون آییم که اگر این کار را نکنیم ، ناچاراً باید به شانس ، تصادف ، اشتباه و حتی دیوانگی اتکا کنیم . افرادی که برای خودشان کار می کنند ، ایده هایی را که در ابتدای کار، عجیب و غریب یا دیوانگی به نظر می آیند می توانند حفظ کنند و به آن ها گسترش دهند . اگر چنین افرادی از همان ابتدای کار ، مجبور به کار گروهی بشوند ممکن است امکان بروز چنین ایده هایی برایشان پیش نیاید زیرا منطق گروهی ، ایده های جدید او را محدود می کنند مانند فرهنگ هایی چون ایتالیا یا آمریکا که به شدت بر کار گروهی تکیه می کنند اما کشورهایی مثل انگلستان که دارای سنت کار متکی به ابتکار فردیست و از کارهای نامعمول و غیره متعارف فردی در گوشه و کنار حمایت می کند ، عملکرد بهتری دارند. پیچیدگی های علوم جدید، نقش افراد را در چنین اموری ، بسیار مشکل کرده است ، چه بسا که همین کار گروهی منضبط ، برای پیشرفت فکری آینده نیز اساسی باشد.

  امتیاز: 0.00