منو
 صفحه های تصادفی
موسسه مالی
یوری گاگارین
زرتشت و علم نجوم
معاهده پاریس بر سر هرات
تئوریها و دیدگاه ها در باب معنا شناسی
پاخامه
مشهورات
زندگینامه جووانی دومینکو کاسینی
نشانه های امامت امام جواد علیه السلام؛ سخن گفتن عصا
مسلمان و مسیحی
 کاربر Online
226 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  چهارشنبه 08 اردیبهشت 1389 [11:19 ]
  نقد رابطه ی تجربه با خلاقیت
 

همان گونه که دوبونو اشاره می کند ، نقش تجربه در امور تجاری پر رنگ تر است و از سویی تاکید بر این است که خلاقیت هایی وجود دارند که محصول تجربه هستند به این معنا که عدم مهارت در انجام یک کار و پرداختن به آن برای بروز خلاقیت ، به نوعی با شکست همراه خواهد بود .البته تجربه داشتن اگر با دانش همراه نباشد ، راه بسیار درازی را می باید برای دستیابی به خلاقیت طی نماید به طور مثال افراد فراوانی در کارها و مشاغل گوناگون و متنوعی فعالیت داشته و تجربه دارند اما اگر میل به داشتن ایده ها ی نو در آن ها وجود نداشته باشد یا این که کار آن ها به نوعی مکانیکی باشد به این معنا که تفکری در پس موضوع جریان نداشته و شخص صرفاً کاری را به طور مکرر انجام دهد، بعید است که به سادگی بتواند ایده ی جدیدی ارائه دهد . در جوامع امروزی ، تقسیم کار و پرداختن شخص به یک فعالیت محدود آن هم طی سالیان دراز، موجب گشته است که بسیاری از فعالیت های آن ها توام با تکرار شده و فرصت کردن برای خلق ایده های جدید از او گرفته شود و اگر نوآوری خاصی نیز در این مسیر پدیدار گردد ، ارزش آن نوآوری ممکن است چندان بالا نبوده و یا وابسته به نظر اشخاصی چون کارفرمایان ارزشیابی شوند . در چنین وضعی ، خلاقیت های کوچک ممکن است به شرط این که شرایط آن مهیا باشد بروز کند .کشورهایی چون ژاپن یا چین به این گونه خلاقیت ها بهای بیشتری می دهند زیرا ممکن است این امور، منافع مادی را برای کارفرمایان یا موسسات و غیره فراهم نماید .اگر تجربه به معنای دقیق فردی و هم چنین ذوقی آن در نظر گرفته شود ، وضعیت کمی متفاوت تر می شود زیرا در این شرایط ، شخص برای دستیابی به اهداف شخصی و علاقه اش تلاش می نماید و ممکن است که با تامل بر روی موضوع یا افزایش دانش و آگاهی در کنار تجربه های شخصی خویش ، حتی به خلاقیت های رده بالاتری نیز دست یابد . بسیاری از اشخاص خلاق و مطرح ، موفقیت های خود را با تجارب شخصی خویش همراه ساخته اند . این نوع تجارب اگر چه ممکن است به طول بیانجامد اما اگر آگاهانه و از روی انگیزه هایی برای دستیابی به خلاقیت باشد ، ممکن است نتایج درخشانی به بار بیاورد . بنابراین اگر از تجربه سخن به میان می آوریم باید به سطح تجربه ، شخصی یا گروهی بودن و انگیزه های موجود آن نیز توجه نماییم . اگر تجارب شخص همراه با مطالعه و بررسی دقیق تجارب اشخاص دیگر بر روی آن موضوع و به عبارتی بررسی تاریخچه ی آن امور باشد .طبعاً نتیجه ی بهتری عاید شخص خواهد شد بدیهی است که اگر به این موضوع توجه نشود در آن صورت ممکن است وقت و زمان و سایر امکانات فرد به هدر برود .مطالعه ی تجارب موفق یا ناموفق دیگران برای افرادی که در یک زمین فعالیت می کنند بسیار ضروری است. بسیاری از موفقیت های اشخاص خلاق، محصول مطالعه و یا آزمایش و تجربه کردن اموری بوده است که سایرین در آن ها شکست خورده و آن ها با بررسی علل آن ، به طرح های نوینی دست یافته اند .اگر طرح هایی در گذشته موفق نبوده اند الزاماً به این معنا نیست که آن طرح ها ناکارآمد بوده و بدان دلیل کنار گذاشته شده اند. اگر شخصی به موضوعی علاقمند باشد و بتواند با صرف هزینه یا وقت به مطالعه ی عمیق آن ها بپردازد قطعاً نتایج قابل توجهی به دست خواهد آورد اما این که تا چه حد یک فرد بایدبا اتکا به تجارب شخصی خود به فعالیت خویش برای دستیابی به طرح های نو، انرژی و وقت و غیره صرف کند ، این بستگی به ظرفیت شخصی وی برای پرداختن واقع بینانه به موضوع دارد . در چنین شرایطی بهتر است که این افراد با صاحب نظران مشورت کرده تا دچار خطا و یا از دست دادن فرصت های خویش نشوند . اصولاً پرداختن به فعالیت های خلاقانه نباید به گونه ای باشد که شخص از زندگی و فرصت های آن محروم شود و به دلیل رسیدن به آن نباید بهای گزافی پرداخت نماید .

  امتیاز: 0.00