منو
 کاربر Online
1005 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  شنبه 01 اسفند 1388 [08:24 ]
  آبیاری وحفر قنوات و کشاورزی در دوره هخامنشی
 

«پولی بیوس» (polybios) (125-207 ق م) مورخ یونانی که زندگی در رم را انتخاب کرد، گزارش بسیار شفافی درباره هنر آبیاری ایرانیان داده‌است.و می‌نویسد:
در سطح زمینی ناحیه جنوبی البرز، آب کمتر به چشم نمی‌خورد. ایرانیان نخستین ملتی بودند که در زمان داریوش اول به حفر کانال های زیر زمینی دست زدند (منظور او حفر قنوات بود) پارسی‌ها (هخامنشیان) به ویژه داریوش با وضع قوانینی به کسانی که آب را از قعر زمین به روی زمین هدایت می کردند، اجازه داد که پنج نسل از آن زمین در زمینه کشاورزی و درختکاری استفاده کنند. هنر سیستم آبیاری به وسیله قنات از ایران به مناطق خشک آسیا و افریقا راه یافت و از شمال آفریقا به اسپانیا رفت و از آن جا همان گونه که «کارل ترول» (carl troll) در سال 1954 میلادی ثابت کرد که این فن حتی سر از مکزیک درآورد. (مراجعه شود به کتاب داریوش و ایرانیان نوشته «والتر هین تس» ترجمه پرویز رجبی، نشر ماهی تهران 1388)

از نظر داریوش، کشاورزی و درختکاری آنقدر اهمیت داشت که در یک سنگ نوشته که در بخش جنوبی دیوار تخت جمشید، این جمله در یک کتیبه هشت متری که عرض آن دو متر است از خدای بزرگ (اهورامزدا) استغاثه می‌کند که کشور پهناور ایران را از سه بلای (دروغ – خشکسالی – دشمن) محفوظ بدارد. این عبارت به پارسی باستان به این صورت بوده است . این کشور را از «دشمن» (هاینا) (haina)، از خشکسالی (داسی یارا) (dusiyara)، از دروغ (دراگا) (draoga) محفوظ دارد.
(مراحعه شود به ایران باستان از 550 پیش از میلاد تا 650 پس از میلاد نوشته یوزف ویسهوفر ترجمه مرتضی ثاقب‌فر نشر ققنوس، تهران 1377)

اهمیت دادن داریوش به کشت درختگان و کشاورزی به قدری بود که در مهر داریوش بزرگ تصویر نخل که علامت سرسبزی و ثمر دهی است، نقش بسته و در دیوارهای تخت جمشید در محل پلکان ها، درختان سرو که همواره سرسبز است حکاکی شده‌است. چون سرو درخت همیشه سرشاد و راست قامت و همیشه سبز است، در کشور خشگی مثل ایران نماد زنده بودن جاوید است. در یکی از اسطوره‌های ایران زمین آمده است که زرتشت پیامبر ایرانیان، دو شاخه «سرو» از بهشت آورد (مراجعه شود به مقاله سرو کاشمر در کتاب فرهنگ اساطیر نوشته دکتر محمدجعفر یاحقی) زرتشت، یکی را در قریه کاشمر و دیگری را درقریه «فریومد» در نزدیکی سبزوار کاشت که هر دو موجود و تنومند هستند و مورخین به خاطر عمر طولانی این دو درخت سرو در پی تحقیق در زمینه تولد زرتشت پرداخته‌اند. مورخین و دانشمندان درباره زمان زرتشت اختلاف نظر داشته‌اند. استاد هاشم رضی در دانشنامه ایران باستان فصل مهمی را درباره زرتشت اختصاص داده‌است (جلد دوم) .مرحوم استاد ذبیح بهروز در سال 1331 شمسی در کتاب تقویم و تاریخ تولد زرتشت را در دوشنبه خرداد روز از فروردین ماه یزدگردی (ششم فروردین)20 ربیع الاول در 2400 سال پیش از تاریخ مشهور یزدگردی به جهان آمده و در سه شنبه خورشید روز برابر با 11 دی ماه خورشیدی مطابق هشتم رجب درگذشت به عبارت دیگر از زمان تولد زرتشت تا 1331 شمسی (خورشیدی) برابر 1951میلادی 3677 سال از تولد زرتشت می گذرد و تاکنون یعنی 1388 خورشیدی، 3734 سال از تولد زرتشت می‌گذرد و اگر زرتشت مثلاً 20 سال قبل از مرگش این سرو را غرس کرده باشد عمر سرو کاشمر 3714 سال می‌گذرد. ایرانیان چون به سرسبزی کشور خویش علاقمند بوده‌اند در اطراف کویر ایران سروهای زیادی غرس کرده‌اند مانند درخت سرو موجود در ابر کوه هنوز هم در سیستان درخت سرو مقدس و مورد توجه است (به واژه درخت در فرهنگ اساطیر و داستان واره‌ها در ادبیات فارسی نوشته دکتر محمد جعفر یاحقی مراجعه شود)
(در کتاب ایرانشهر جلد دوم انتشارات کمیسیون یونسکو، تهران، 1342 در بخش کشاورزی می‌نویسد): هردوت در تاریخ خود می‌نویسد: «به امر کوروش برای توسعه کشاورزی در خوزستان 180 جوی آب در طرف راست و 180 جوی دیگر در طرف چپ کارون احداث کردند» در ص 1561 جلد دوم ایرانشهر هم چنین نوشته‌است که: «داریوش علاقه زیادی به درختکاری داشت. یک نامه جالبی از او به دست آمده‌است. که در آن به یکی از ساتراپ‌های میان رودان (بین النهرین) می‌نویسد: پیشنهادی که برای آبادی کشور من و بردن درخت‌های میوه به آن طرف رود فرات تقدیم کرده‌اید می‌پسندم و به شما آفرین می‌گویم. مسلم است که این نامه و این دستور تنها یک هوس یک پادشاه نیست، بلکه یک سیاست اقتصادی بسیار مرتب و منظمی است. در زمان همین پادشاه ایرانیان یک رقم مخصوص انگور که مورد علاقه دربار هخامنشی بود کاشتند. اولین درخت‌های پسته را ایرانیان در حلب غرس نمودند. کشت فندق معروف (pont) در سرزمین‌های کنار دریای سیاه، زراعت کنجد از مصر و برنج در بین‌النهرین را هخامنشی ها معمول کردند. حسین علی ممتحن در کتاب تاریخ تمدن و فرهنگ ایران سال سوم آموزش متوسطه عمومی 1358 می نویسد: «از نوشته‌های گزننون مورخ یونانی چنین برمی‌آید که هخامنشیان از زمان داریوش اول به بعد به کشاورزی و عمران و آبادی از جهت وصول شدن مالیات‌ها و افزایش درآمد کشور اهمیت فراوان می دادند، ولی باید در نظر داشت که اعتقادات مذهبی هم در این امر دخالت داشته‌است چه آباد کردن زمین و کاشتن درخت و تربیت دام و تشکیل خانواده و سعی و عمل در زندگانی از کارهایی است که مورد توجه اهورا مزدا می دانسته اند و او به بانیان این کارها کمک می کند .گیاهی که در ایران زیاد کشت می شد .«اسپست» (یونجه) بود که مصرف خوراک اسبان به شمار می‌رفت. این گیاه در جنگل‌های ایران و یونان برای تغذیه اسب‌های سواره نظام پارسی به یونان برده می‌شد. یونانی‌ها کشت یونجه را از ایرانیان هخامنشی آموختند. گذشته از کشاورزی، تربیت گاو، گوسفند، بز، اسب و غیره رواج داشت و عسل ظاهراً در این دوره به جای شکر به کار می‌رفت. سقراط یک بار به گزننون گفت که «آیا ما یونانی ها باید از ایرانیان تقلید کنیم؟» ایرانی‌ها کشت مزارع به ویژه گندم را از ویژگی های پرهیزکاری می دانند

  امتیاز: 0.00