منو
 کاربر Online
776 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  شنبه 01 اسفند 1388 [05:56 ]
  واکنش های دفاعی در برابر ناکامی ها
 

ناکامی اگر به عنوان یک اتفاق یا رویداد در نظر گرفته شود به معنی شرایط سد کننده و مانعی است که راه را بر فعالیت معطوف به هدف می بندد یا مزاحم چنین فعالیتی می شود و اگر به عنوان حالت نگریسته شود به معنی ناراحتی یا آشفتگی یا خشم به خاطر عقب ماندن فعالیت یا نا امیدی و شکست است . در وضعیت ناکامی هر یک از افراد واکنش های خاصی را نشان میدهند .این واکنش ها در برابر احساس ها و ادارک هیجانات مختلف در درون آدمی رخ می دهند که ممکن است سازگارانه و مفید باشند و به فرد کمک کنند یا ممکن است ناسازگار باشند و به ضرر فرد تمام شوند به طور مثال فردی که یک موقعیت یا یک احساس درونی مانند یک بیماری را انکار می کند و به هیچ وجه آن را نمی پذیرد ،به گونه ای که گویی آن بیماری اصلاً وجود ندارد. ممکن است به ضرر خود کارهایی را انجام دهد به طور مثال اگر به او بگویند که مشکل قلبی دارد و او آن را نپذیرد.ممکن است دست به ورزش های سنگین بزند تا آن را انکار کند و احتمال دارد که خود را با خطر مرگ مواجه سازد اما اگر فردی سرطان دارد و یا بیماری لاعلاجی که او نیز این مساله را انکارمی کند ،ممکن است این انکار برای او فایده داشته باشد و دیگر درگیر هیجانات وعواطف مخرب مانند افسردگی و یاس و اضطراب و غیره نشود ،البته این موضوع به شخصیت هر فرد و توان و قدرت او برای مواجه شدن با واقعیت ها را نیز دارد .به هر روی،آدمی در برابر زندگی که قطعاً همواره مطلوب وی نیست واکنش هایی نشان می دهد که غالباً از این واکنش ها آگاهی و هشیاری ندارد و این واکنش ها به طور خودبخودی مانند سیستم دفاعی بدن که در برابر ویروس ها و عوامل میکروبی واکنش نشان می دهند عمل می کند و عقایدی را می پذیرد یا رفتاری را انجام می دهد تا در برابر اضطراب و ناکامی ها و غیره مقابله کند .مکانیزم های دفاعی ، موقعیت تنش زا را تغییر نمی دهند بلکه فقط شیوه ی دریافت یا اندیشیدن شخص را به آن عوض می کنند و لذا در همه ی مکانیز های دفاعی ، عنصر خود فریبی در کار است . آدمیان ، همگی گه‌گاهی مکانیزم های دفاعی را به کار می برند تا موقعیت تنش زا را حل و فصل کنند و اگر زیاد از آن ها استفاده شود ، غیر هنجار و بیمارگونه خواهد بود که شامل موارد ذیل هستند .

- واپس رانی :

مهمترین واکنش دفاعی است که خاطرات مربوط به یک تهدید و ناراحتی و غیره از بخش آگاهی و هشیاری بیرون رانده می شوند و به بخش ناهشیار فرستاده می شوند تا شخص آن ها را تجربه و احساس نکند مانند خاطره هایی که شرم و احساس گناه و بی زاری از خویشتن را موجب می شوند ، ولی گاهی آن یادها هشیارتر می شوند و موجب اضطراب می گردند .
- فرو نشانی یا سرکوب : تفاوت آن با واپس رانی این است که فرو نشانی با آگاهی انجام می شود و شخص برای کنترل خواسته ها و یا انکار آن ها موقتاً خاطرات رنج آور را به ناهشیاری می فرستد و در نتیجه نسبت به افکار سرکوب شده ی خود هشیار است اما نسبت به خاطرات واپس رانده شده به شدت ناهشیار و هر دوی مکانیزم های فوق باعث بیماری های مختلف جسمی نیز می شوند .

- دلیل تراشی :

شخصی که خواسته ای دارد و به آنها نمی رسد ، دلایل منطقی و غیره می آورد تا آن را توجیه کند به خصوص دلایل خوب به جای دلایل واقعی و برای این کار چند نوع بهانه م یآورد که معمولاً موجه به نظر می رسند اما بیانگر واقعیت نیستند به طور مثال شخص می گوید « تقصیر هم اتاقی ام بود که بیدارم نکرد »
« سرم خیلی شلوغ بود» « معلم نمره نداد» که ممکن است درست باشد اما احتمالاًعلت واقعی انجام ندادن آن کاری که او باید انجام می داده نیست .

- واکنش وارونه :

فرد در این حالت صورت معکوس به کاری می پردازد که با خواسته ای که دارد مبارزه کند مانند مادری که به خاطر دوست نداشتن فرزندش احساس گناه م یکند ممکن است بیش از اندازه و به افراط از او مراقبت کند تا هم کودک را از محبت خود مطمئن کند و هم به خودش اطمینان دهد که مادر خوبی است .

- فرافکنی :

در فرد ویژگی های ناخوشایند است که به صورت اغراقی و افراطی آن ها را به دیگران نسبت می دهد فرضاً شخصی در حق مردم خرده گیر و نامهربان است و باعث می شود از او بدمان آید اما اگر بدانیم که خود ما نیز این گونه باشیم از خودمان هم بدمان خواهد آمد اما اگر بپذیریم که دیگران خوب نیستند در آن صورت این رفتار و افکار نه تنها آزار دهنده نمی شوند بلکه گوییم که حق شان است ! باید با آن ها اینطور رفتار کرد ! یا « همه تقلب می کنند» که با این جمله، فرد حق خود می داند که تقلب کند و غیره .

- فلسفه بافی :

شخص جنبه عاطفی موضوع را کنار می گذارد و عقلانی و انتزاعی برخورد می کند مانند پزشکی که با افراد دردمند سرو کار دارد و نمی تواند با همه عاطفی رابطه داشته باشد .
- انکار : وقتی واقعیتی ناگوار باشد که شخص نتواند با آن مواجه شود آن را انکار
می کند مانند پدر و مادری که مثلاً کودک مبتلا به سرطان دارند و وجود بیماری را انکار می کنند یا کسانی که انتقادهای دیگران را همواره نادیده می گیرند و غیره .

- جابجا سازی :

اگر خواسته ها یا انگیزه هایی که از راه معینی برطرف و ارضاء نشوند از راه های تازه ای به خواسته ها می رسند ، وقتی نمی توان خشم را متوجه مثلاًفرد قدرتمندی کرد ، به فرد ضعیف تر زورگویی می کند .

والایش یا تصعید:

این مکانیزم از اهمیت اجتماعی قابل توجهی برخوردار است و هدف اصلی شخص، با هدف فرهنگی بالاتری جابجا می شود زیرا فرد نمی تواند به خاطر ملاحظات فرهنگی و اجتماعی به خواسته اش برسد و لذا این انگیزه ی نامقبول به حالت جدید در می آید و صورت مفیدی پیدا می کند و لذا دیگر بر خلاف سایر مکانیزم ها، او مجبور نیست که برای جلوگیری از آن ، دائماً انرژی مصرف کندمانند جراحی که برای کنترل خشم و پرخاشگری که نامقبول است به این حرفه روی آورده است ( برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب های روانشناسی شخصیت مراجعه نمایید مانند کتاب روانشناسی شخصیت نوشته ی لارنس .ای. پروین نشر رسا یا زمینه یروانشناسی هیلگارد و غیره )

  امتیاز: 0.00