منو
 کاربر Online
327 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  سه شنبه 06 بهمن 1388 [06:48 ]
  رابطه بین خلاقیت و هیجان
 

همان‌گونه که در تعریف هوش هیجانی اشاره شد، هوش هیجانی مثبت، امکاناتی به فرد می‌دهد که او بتواند به مولفه‌هایی دست یابد تا در زندگی، کارآمدتر باشد که حد اقل چهارده صفت مثبت از آن اشاره شد مانند توانایی ادراک و ارزیابی دقیق خود، تحمل فشار روانی، انعطاف‌پذیری و غیره. فرض بر آن است که هوش هیجانی بالا، موفقیت در زندگی و شغل و خلاقیت و غیره را افزایش می دهد . در واقع هوش هیجانی ، ویژگی هایی دارد که به طو رمثال گلمن goleman.d آن ها را در پنج سطح طبقه بندی کرده است:

1-خودآگاهی هیجانی که موجب خود دقتی، خودسنجی و خوداعتمادی می‌شود.

2-خود تنظیمی که موجب خود کنترلی، قابلیت اعتماد، وظیفه‌شناسی، سازش‌پذیری و نوآوری است.

3-انگیزش که سبب رشد انگیزه و سائق پیشرفت، تعهد، خلاقیت و ابتکار و خوش‌بینی می‌شود.

4-همدلی که فرایند فهمیدن و درک کردن دیگران، متحول ساختن آن‌ها و خدمت‌گرایی را فراهم می نماید.

5-مهارت‌های اجتماعی که موجب نفوذ، ارتباطات، مدیریت و کنترل تعارضات، رهبری و ایجاد همکاری و قابلیت های گروهی می‌شود.

تصور بر آن است که وجود هیجانات مثبت، موجب رشد مجموعه‌ای از صفات سازگاری، سلامت روانی، کیفیت و بهبود در رابطه، موفقیت د رکار و تحصیل و سلامت جسمانی است و هوش هیجانی پایین منبع عمده ای از اختلالات بین فردی و اجتماعی و روانی را دامن می‌زند.
در خصوص موفقیت شغلی، تاکید بر آن است که به کار گرفتن هوش هیجانی ، روش بسیار خوبی است که انرژی را در یک جهت متمرکز می‌کند و نتیجه ی بسیار عالی در بر دارد. به نظر travis bradberry تراویس برادبری، هوش هیجانی آنقدر برای موفقیت ضروری است که ` از عملکرد در همه ی انواع شغل ها را شامل می‌شود. هوش هیجانی ، به تنهایی بزرگترین عامل برای پیش بینی عملکرد فرد در محیط کار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است که با تمرین و مهارت می تواند بالا برود. به نظر برادبری مغز آدمی انعطاف بالایی برای یادگیری هیجانات مثبت دارد و یادگیری روی مغز اثر فیزیکی باقی می گذارد. ارتباطات جدید و تازه باعث می شوند که استفاده از رفتارهای جدید آسان تر شود و پیچیدگی این ارتباطات و گستردگی آن ها توان خلاق فرد را برای حل مشکلات افزایش می‌دهد. افزایش مهارت‌های هوش هیجانی، جاده ی ارتباطی بین مراکز منطق و مراکز هیجان مغز ایجاد می‌کند و این جاده‌ی ارتباطی تقویت می‌شود. هوش هیجانی و مطالب درسی و تحصیلی نیز با یکدیگر رابطه‌ی تنگاتنگی دارند که رابطه‌ی سودمند آن‌ها موجب رشد توانمندی و به تبع آن خلاقیت و شکوفایی دانش آموزان خواهد شد .
تجزیه و تحلیل استانداردهای برنامه ی درسی در آمریکا نشان می دهد که انتظارات از برنامه های درسی، مهارت‌های هوش هیجانی زیادی را شامل می‌شود به طور مثال در تجزیه و تحلیل درس ادبیات، از دانش آموزان انتظار می رود که احساسات و انگیزه‌های شخصیت های مطرح شده را بفهمند یا در درس مطالعات اجتماعی دانش‌آموزان باید نتایج و پیامدهای رویدادهای تاریخی را درک کنند. درس ادبیاتی که اگر به این اهداف مربوط به شخصیت‌ها یا هیجان‌هایی که شعر در دانش‌آموزان می‌دمد، نپردازد لحظه‌ی تدریس‌پذیر هوش هیجانی را ازدست می‌دهد و جنبه‌ی مهم محتوای تحصیلی را نادیده می‌گیرد. به همین منوال، اگر ما فقط حقایق خشک رویدادهای تاریخی را بخوانیم ممکن است همان اشتباه‌های گذشته را تکرار کنیم. روشن است که نقش مدارس در ارتقاء شایستگی تحصیلی و هوش هیجانی، نمی‌توانند از هم تفکیک شوند. در آن‌جا تاکید بر آن است که کودکان، مهارت‌هایی مانند تصمیم‌گیری، خود آگاهی، کنار آمدن با دیگران، ارتباط موثر، خود معرفی و انگیزش را یاد بگیرند (برای اطلاعات بیشتر به کتاب هوش هیجانی جوزف کیاروچی ciarrochi مراجعه نمایید) به طور خلاصه رابطه‌ی بین هوش هیجانی و خلاقیت، حاکی از آن است که هوش هیجانی بالا، امکاناتی را در اختیار فرد قرار می‌دهد تا مسیر خلاقیت و نوآوری را با سهولت و نرمی و با فشار کم یا عدم اتلاف انرژی طی نموده و از توان بالقوه‌ی خویشتن بهره بیشتری ببرد.

  امتیاز: 0.00