منو
 کاربر Online
800 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  چهارشنبه 02 دی 1388 [10:40 ]
  کوروش بزرگ و دودمان هخامنشی
 

کوروش بزرگ فرزند کمبوجیه است. مادرش «ماندانا» ( Mandana) دختر «آستیاگس» (ایخ توویکو)‌ آخرین پادشاه ماد بود. نام او درپارسی باستان « کورو» و در کتاب‌های یهودیان «کوروش» و به یونانی «‌کورس»‌ و به رومی «سیروس» ‌و در حال حاضر درکلیه زبان‌های اروپائی نیز به صورت «سیروس» آمده‌است. او پدرش پارسی و مادرش «ماندانا» از تیره مادی بود و علت آن که مادرش مادی بود آن بود که، کمبوجیه (کامبیز) پادشاه پارسی نژاد ، با دختر مافوق خود ( پادشاه ماد)‌یعنی آستیاژ (آستپاگس)‌( Astyages)‌ ازدواج نمود و در اثر این وصلت به اهمیت و اعتبار خاندان هخامنشی بسیار افزوده‌شد. طبق نوشته «هرودت»‌راجع به دخترش ماندان (ماندانا) ‌خواب عجیبی دید و «مغان» (روحانیون مادی) آن را تعبیر نمودند که این خواب از مصیبت بزرگی برای سلطنت آستیاژ خبر می‌دهد و به همین دلیل او دخترش «ماندانا» را به ازدواج یک نفر مادی که در خوراین مقام و منزلت باشد درنیاورد، بلکه یک نفر پارسی را که از خاندان اصیلی بود به دامادی برگزید. او کمبوجیه از طایفه «پاسارگادیان» بود که مقام و موقعیت اشرافی در میان طوایف مختلف پارسی داشت. کمبوجیه مردی آرام وسلیم النفس بود که حاکمیت وپادشاهی منطقه پارس به ویژه دشت «پاسارگاد»‌ را از جانب پادشاه ماد برعهده داشت. او علاوه‌بر استان فارس کنونی در ناحیه آنزان (انشان) ‌نیز حاکمیت داشت احتمالاً آنزان درمحل ](تل ملیان ) (Talle-Malyan) ‌امروزی در50 کیلومتری غرب تخت جمشید کنونی که مرکز دوّم عیلامی ها محسوب می شد[ واقع است–یک سال بعدازاین ازدواج بود که «آستیاژ» مجدداً خواب دیگری دید که طبق تعبیر روحانیون، باز حاکی از وقوع مصیبت و بلائی جهت خاندانش بود . هنگامی که پسر «ماندان»‌ (ماندانا) یعنی کوروش (همان کوروش بزرگ آینده) بدنیا آمد، آستیاژ به شخصی، اهل ماد به نام «‌هارپاگوس»‌ (Harpagus) یا «هارپاگ»‌که بسیار مورد اطمینانش بود دستورداد که طفل را بکشد . هارپاگ نوزاد را با خود برد ولی چون ازکشتن او نفرت داشت کودک رابه چوپانی سپرد و به اوامرکرد که کودک را درنفطه ای افکنده وکار او را به دست طبیعت واگذارنماید .چوپان طفل رابه خانه برد و او را به فرزندی قبول نمود . این فرزند خوانده بزرگ شد وبه سبب واقعه ای ، آستیاژ اوراشناخت ولی از کشتن او صرف نظرکرد ولی فرزند هارپاگ را کشت . به نظرمی رسد که کوروش چندسالی از عمرش را دردربار مادها گذرانیده باشد ( درشهرهمدان ) وبعدازمرگ پدرش کمبوجیه در559 قبل از میلاد به اواجازه داده شد که به پارس برود و تحت تابعیت «‌آستیاژ »برآن جا مانند پدرش حتی بر«انزان » نیزحاکم باشد . جای، هیچ گونه تردید نیست که کوروش دوّم (کوروش کبیربعدی) از اوان کودکی بسیار جاه‌طلب و بلندهمت بوده و اطاعت و بندگی ازمادی ها برای اوبسیار ناگوارومشکل می نمود . کوروش ابتدا تمام طوایف پارسی که مجموعاً نه (9)‌ طایفه بودند به ویژه طایفه «مارافی» (Maraphi)‌ و «ماسپی» (Maspi )‌ متحد شد و ادعای استقلال کرد ولی آستیاژ به جنگ کوروش رفت و در محل پاسارگاد از نوه خود کوروش شکست خورد ولی کوروش ضمن تبعید او به منطقه کرمان دستور داد با او خوش رفتاری کنند. کوروش در550 قبل از میلاد، همدان پایتخت حکومت ماد را اشغال کرد. کوروش درنتیجه رفتارپسندیده خودبامردم هگمتانه (اکباتان ) مادها را مجذوب خودکرد به طوری که از دل و جان همه مردم ماد ازوی اطاعت می کردند . البته این عمل بسیار دشوار نبود زیرا بین پارس‌ها و مادها قرابت و خویشاوندی نزدیک وجود داشت. کوروش اجازه داد، تعداد زیادی از مأمورین سابق دولتی ماد، همانطور مشاغل قبلی خویش را عهده دارباشند وبرای تکمیل حکمرانی آن ها مأموران پارسی به آن‌ها اضافه شود. کوروش درابتدای فرمانروائی خود 6/5 وسعت فعلی ایران که درحدود یک میلیون و چهارصد هزارکیلومتر مربع بود و از رود هالیس (Halys) ‌درمرز لیدی درغرب وازشرق تاکرمان و از شمال تا کوه‌های قفقاز و از جنوب تا خلیج فارس را در بر می‌گرفت درحاکمیت خود داشت، تا آن‌که در زمان داریوش اول وسعت ایران به حدود 6 میلیون کیلومتر مربع رسید. کوروش ابتدا همدان را پایتخت تابستانی و پاسارگارد را پایتخت زمستانی خود قرار داد. منابع عمده این بخش عبارتند از :‌

1-بخش هخامنشیان از کتاب ایرانشهر جلد اول ، ازانتشارات کمیسیون ملی یونسکو درایران ، تهران ، 1342 .

2-ایران درعهد باستان درتاریخ اقوام وپادشاهان پیش از اسلام تألیف محمد جواد مشکور انتشارات اشرفی ، تهران ، 1367.

3-ایران قدیم ،‌تاریخ مختصرایران ازآغاز تا انقراض ساسانیان نوشته حسن پیرنیا ( مشیرالدوله ) ، انتشارات اساطیر ،
تهران 1378.

4-ایران باستان ( تاریخ مفصل ایران قدیم ) نوشته حسن پیرنیا ( مشیرالدوله ) انتشارات شرکت مطبوعات ، تهران ،‌1311 شمسی.

  امتیاز: 0.00