منو
 صفحه های تصادفی
سال نوری
Hoax
واژگان چشم پزشکی
Sulfur
اسلام،کفر و شرک
نامه پیامبر اکرم به حاکم یمامه
بنی لحیان
لاسکی
هیالوفان
بولئیت
 کاربر Online
530 کاربر online
 : نجوم
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  دوشنبه 08 مرداد 1386 [07:36 ]
  برسی نجوم درآیاتی از قرآن کریم
 

سوره ی « انفطار » در مکه نازل شده ، 19 آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
اذاالسماء انفطرت (1) و اذاالکواکب انتثرت(2) و اذاالبحار فجرت(3)
اذا السماء انفطرت : اذا، شرط زمان آینده و مشعر بر تحقق پیش آمد ناگهانی است. انفطار، انفعال – قبول و پذیرش – اثر فطر میباشد. از موارد استعمال لغت فطر چنین استنباط میشود که معنای آن شکافته شدن و سر بر آوردن است: فطرت، صفات و خواصی استکه از درون انسان ( نه عوامل خارج) سر بر می آورد. فطر ( بضم فاء) گیاهی است مانند قارچ که ناگهان از زمین بر می آید. بنابراین چون مقصود از السماء جسم یا اجرام محیط بر ماست باید عامل و علت طبیعی انفطار آن از خود آن یا باطن آن باشد.
گرچه معلومات و تحقیقات کیهانشناسی با همه پیشرفتهایش، هنوز راجع به بپایان جهان یا بهم ریختن وضع موجود نظام کهکشانها نمیتواند مانند قرآن اظهار نظر قاطع نماید، ولی در مسیر اینگونه بررسیها چنین وضع نهائی پیش بینی میشود: از مجموع مشاهدات و محاسبات ریاضی این اصل مسلم شده است که سراسر جهان و کهکشانها پیوسته در حال انبساط است و این انبساط نتیجه ی قوا و تغییرات و تحولاتیست که در عناصر و مواد اولی آن روی میدهد1 .
آیه ی 47 سوره ی الذاریات : « و السماء بنیناها بأید و انّا لموسعون = آسمان را بنیاد نهادیم بنیروئی ، و همانا ما گسترش دهنده ایم » با تعبیر جامع و صریح، قوا و نیروهای نخستین جهان و گسترش آن را بیان کرده. چون اصل گسترش جهان و دور شدن کهکشانها از نظر قرآن و علم امروز مسلم است، این اصل یا قانون عمومی، شامل مجموعه های کواکبی و ماده ی میان آنها که تشکیل دهنده ی کهکشانها می باشند، نیز میباشد و باید مجموعه های کوکبی داخل آنها نیز پیوسته از هم دور شوند. در نتیجه ی این انبساط نیروی ثقل مرکزی کمتر و مدارات وسیعتر میگردد. باین ترتیب زمانی گرچه بسیار دور خواهد رسید که رشته های جاذبه ی مرکزی کهکشانی خود گسیخته «منفطر» شود، آنچنانکه مجموعه ی کهکشانها از هم گسیخته و جدا شده اند. این از هم گسیختن (انفطار) چنانکه برای هریک از کهکشانها پیش بینی میشود برای کهکشان ما یا قسمتی از آن که آسمان فراگیرنده ی ما میباشد روزی خواهد پیش آمد2 .
اگر علت طبیعی از هم گسیختگی (انفطار) آسمان ما ( کهکشان یا منظومه ی شمسی که ما را فرا گرفته) همین انبساط عمومی جهان باشد، علت بهم پیچیدن و تاریک شدن خورشید ما هم که آیه ی اول سوره ی تکویر از آن خبر داده نیز همین از هم گسیختن آسمان است. اگر مقصود از آسمان در این آیه : « اذا السماء انفطرت» همان منظومه ی شمسی ما باشد، انفطار تعبیر دیگری از بهم پیچیدن و گسیختن خورشید و انکدار ستارگان است که در سوره ی تکویر بیان شده است. بنابراین علت انفطار آسمان همان تکویر ( انقباض و بهم پیچیده گی ) خورشید میباشد.
از سوی دیگر خطوط امواج و عکسهائیکه از وضع کهکشان ها برداشته شده مینمایاند که کهکشانها در معرض تصادم با یکدیگرند ، اینگونه تصادمها گاهی شدید و عمیقی است آنچنان که قسمتی از دو کهکشان مصادم داخل یکدیگر میشوند، گاهی سطحی است که دو کهکشان با هم نزدیک میشوند و قسمتی از آن دو باهم بر میخورند، چنانکه میگویند اینگونه تصادم سطحی در میان کهکشانها بیشتر پیش می آید و در نتیجه این تصادم و وارد شدن نیروی جاذبه ی متقابل بر یکدیگر وضع حرکات و نظم ستارگانیکه در معرض کشش خارج از مرکز خود واقع میگردند آشفته و گسیخته میشود3 .
با توجه باینکه خورشید و منظومه ی شمسی ما در قسمتی از محیط کهکشان ما میباشد( که بشکل عدسی و 30000 سال نوری از مرکز کهکشان دور است) راه احتمال چنین تصادم و از هم گسیختگی آن بیشتر است.
این راه ها و احتمالاتیستکه علم امروز بسوی وقوع چنین حادثه ایکه قرآن از آن خبر داده و بازنموده است و هر روز انتظار اخبار و آثار دیگری از وضع گذشته و آینده و کنونی این جهان بزرگ و اسرار آمیز باید داشت.
و اذا الکواکب انتثرت: با توجه به معانی کوکب، معلوم میشود که این کلمه مرادف با نجم نیست: کوکب بحسب وضع اوّلی بستاره ی فروزان و درخشان گفته میشود و نجم اعمّ از آنست. اینکه در استعمالات عرفی و عادی به هر ستاره ای کوکب گفته میشود مطابق وضع اولی آن نیست.
در سوره ی تکویر که تیره شدن نجم پس از تاریک شدن و بهم پیچیده شدن خورشید بیان شده، معلوم میشود مقصود سیارات است که از خود نور و شعاعی ندارند. در این سوره که انتثار کواکب پس از انفطار آسمان بیان شده معلوم میشود که مقصود مجموعه ای از خورشید ها میباشد.
انتثار از باب افتعال دلالت بر قبول یا مبالغه دارد و معنای انتثار از هم گسیخته شدن رشته ی ارتباط و پراکنده شدن شدید است، مانند پاره پاره و پراکنده شدن دانه های مرواریدی که بیک رشته در آمده باشند. با نظر بترتیب این آیه با آیه ی قبل مقصود اینستکه : با از هم گسیختن (انفطار) آسمان ، کواکب (خورشیدهای) آن که در یکرشته بهم پیوسته و منظّم گردیده اند مانند دانه ها، پراکنده گردند. این آیه میرساند که مقصود از سماء در آیه ی قبل همان اجرام نورانی ( مجموعه ی خوشیدی)با رشته هائیست که آنها را بهم پیوند داده است( نه منظومه شمسی ما).
و اذا البحار فجرت: این اولین یا مهمترین اثریست که از گسیختن نظامات آسمانی در زمین ظاهر میشود: دریاها آنچنان از جاهای خود برکنده و طوفانی میشوند که به همه جا میریزند و فواصل میان آنها برداشته میشود. و این در مقدمه ی حوادث دیگریست که منتهی بدگرگونی زمین خواهد شد.


برگرفته شده از تفسیر پرتوی از قرآن کریم


1 – دانشمندان کیهانشناس امروز درباره ی تکامل یا استواری جهان دو فرض مختلف دارند. آنها که جهان را در حال تکامل فرض میکنند میگویند : اصل ماده ی جهان متراکم بوده سپس انبساط یافته اکنون در حال تغییر و تکامل است. آنها که جهان را در حال استواری فرض میکنند میگویند بهمین وضع آفریده شده و ماده ی اصلی آن (ئیدروژن) پیوسته بوجود می آید وجهان را در حال متعادل میدارد. این هر دو گروه در این مطلب اتفاق دارند که مجموع جهان در حال انبساط است( رجوع شود به کتاب مجموعه ی علمی جهانی ترجمه ی احمد بیرشگ).
2 – دانشمندان نجوم امروز از این جهت نمیتوانند صریحاً وقوع اینگونه حوادث آینده را خبر دهند که مبنای تحقیقاتشان مشاهدات و تغییرات و آثاریست که از مسافتهای بسیار دور بوسائل فنی ضبط و بررسی میگردد، و از احوال و تغییرات گذشته ی جهان نیز در حد آثار مشهود کنونی و عناصریکه در حال تکوین و تغییر است میتوانند نظری یا خبری دهند ، ولی نسبت به آینده چنین نشانیها و آثار محسوس در میان نیست زیرا اگر کهکشانی از هم گسیخته شده باشد و ستارگانی در انفجارهای نهائی از میان رفته باشند ، یا ماده ی اصلی آنها هم بصورت توده ی ابر در آمده و بدیگر ابریهای کیهانی پیوسته است یا آنچنان تغییر و تبدیل یافته که اثری از ساختمان ویران سابق آنها بجای نمانده است و اگر مقداری هم بجای مانده باشد شعاع و موجی از آنها که در معرض مشاهده و ضبط واقع شود در میان نیست. از این رو و از طریق این تحقیقات آنچه میتوان نسبت بآینده پیش بینی نمود ، همان مشاهده ی تغییرات پیوسته ی کنونی و گذشته و فرض محقق انبساط عمومی جهان است. در کتاب یک ، دو، سه، بینهایت ص 350 « تألیف ژرژ گاموف » میخوانیم: « پیش از این تاریخ ابرهای مجزائی که امروز در آسمان می بینیم و کهکشان می نامیم قسمتهای مختلف جهانی بودند مرکب از ستارگانی که بنحوی یکنواخت توزیع گردیده بودند و باز پیشتر از آن تاریخ خود آن ستارگان بیکدیگر فشرده شده و پیوسته جهان را از گازی سوزان پر می داشتند، باز هم اگر در زمان بعقب تر برویم این گاز را سوزانتر و سنگین تر می یابیم ...». با این نظر ، که اکنون اصل آن مورد مورد اتفاق است، مجموعه ی جهان از گازهای فشرده ای تکوین یافته که سراسر آن پیوسته در حال گسترش است. وضع گسترش جهانرا تشبیه می کنند به بالون ( بادکنک) که روی آن نقاطی باشد و در آن دمیده شود. هرچه حجم بالون بادمیدن منبسط تر گردد نسبت فواصل آن نقاط بیشتر میشود. این تشبیه را که برای نمایاندن انبساط و دور شدن کهکشان ها از یکدیگر آورده اند ، انبساط داخلی کهکشان ها را نیز می نمایاند، زیرا با انبساط جرم عمومی جهان ، اجرام کهکشانها که بصورت نقطه هائی روی بالون نمایانده شده که همان مجموعه ی منظومه های اختریست نیز از هم دور میشوند. این انبساط که در قسمت های سطحی بیشتر از قسمتهای عمقی باید باشد ، ناچار بحدی میرسد که رشته ی پیوند آن قسمتی از منظومه ها که نزدیکتر بسطح کهکشانها واقع میشوند گسیخته (منفطر) گردد.
3 – در کتاب مجموعه ی علمی جهان صفحه ی 74، زیر عنوان (کهکشانهای مصادم) نوشته ی رودلف مین کوفسکی می خوانیم : « در برخورد دو کهکشان نیروی جاذبه ی ستاره ها موجب بر هم خوردن نظم حرکت آنها و آشفته شدن ساختمان کهکشان ها می شود اما تصور نمی رود که در هر یک از ستاره ها تغییر محسوس روی دهد. اما باید منتظر تغییر عظیمی در ابرهای غبار و گاز موجود در کهکشانها باشیم ...».
هر یک از این سه نظریه : انبساط جهان، انفجار ستارگان، فرضیه احتمالی تصادم کهکشانها، طریقه های علمی امروز است که جلوی دید اهل نظر را به آینده ایکه این آیه « اذاالسماء انفطرت » خبر داده باز می کند. احتمال تأیید نشده ی دیگر ، برگشت انبساط جهان به انقباض است. در کتاب یک ، دو، سه ، بینهایت ص 354 می خواینم: « اکنون می توانیم از خود بپرسیم که چه نیروهائی موجب انبساط جهان بوده اند و آیا این انبساط روزی متوقف خواهد شد یا تبدیل بانقباض خواهد گردید؟ آیا اشکال دارد که جهانی که در حال انبساط است باز پس آید و دستگاه کواکب و کهکشان و خورشید و زمین و بشریرا که بر روی زمین است در هم فشارد و بخمیری بسنگینی هسته ی اولیه تبدیل کند؟ تا جائیکه جامعترین اطلاعات ما حکایت می کند چنین امری صورت پذیر نیست. در زمانی بسیار دور در اولین مراحل تکامل جهان که در کار انبساط بود هر پیوندی که اجزاء آنرا بیکدیگر می پیوست در گسست و امروز به تبعیت از قانون جبر ( اینرسی) همچنان بسط می یابد. پیوندهائی که گفتیم نیروهای جاذبه بودند که سعی میکردند اجزاء جهانرا از جدا شدن از هم بازدارند».

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  جمعه 07 تیر 1387 [07:30 ]
  نجوم در قرآن کریم
 

سلام
من بارها و بارها و بارها تفسیر این سه آیه از قرآن را خوانده ام و هر چه بیشتر می خوانم علاقه ام به نجوم بیشتر می شود .
واقعا در قرآن چقدر زیبا به نجوم پرداخته شده است . گویی که قر آن با توجه به پیشرفتهای امروز ما نوشته شده است و من مطمئن
هستم که اگر پیشرفتهای علمی به آخر خط برسد باز هم کلام قرآن تازه تر خواهد بود .
زیبا نایینی - دانشجو - تهران

  امتیاز: 0.00