منو
 صفحه های تصادفی
علامه سید شرف الدین عاملی
خواص فیزیکی الکلها
هنر آبستره
نظریه ی استانده
پاس
قانون اهم
معمای چرخ گاری
خوارزمشاهیان
کانسار مس پورفیری
میعان
 کاربر Online
688 کاربر online
 : زیست شناسی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سمیه فارابی اصل 4 ستاره ها ارسال ها: 1188   در :  چهارشنبه 09 خرداد 1386 [19:54 ]
  امپراتوری باکتریها
 

امپراتوری باکتریها

معلم به زخم پایش می اندیشید که مدت طولانی بود، خوب نشده بود . درد ش بدجوری زق زق می کرد .درس کلاس مربوط به باکتریها بود که یکی از دانش آموزان کلاس گفت : آقا به نظر من دنیای ما تحت کنترل میکروبهاست . به عبارت دیگه امپراتوری میکروبها شکل گرفته و ما هم جزئی از این سیستم هستیم .

معلم در حالیکه سعی می کرد درد پایش را پنهان کند به سختی خندید و گفت : چرا همچین حرفی می زنی ؟

دانش آموز گفت : خودتان گفتید باکتریها قدیمیترین و ابتدایی ترین موجودات روی زمینند . همه جا هستند . کمترین جایی رو زمین می شه پیدا کرد که اونها آنجا نباشند . گفتید آنها در دهان و روده ما هستند . با ما رابطه همیاری دارند . مارا بیمار می کنند. در تولید مواد غذایی ، تهیه ماست و پنیر وسرکه ، تولید دارو و آنتی بیوتیک نقش دارند . ما اونها را با مهندسی ژنتیک تغییر می دهیم که برای ما کار کنند و مواد مورد نیاز مارو بسازند . من فکر می کنم برعکسه و در واقع آنها هستند که خودشان ونقش خودشان را به ما تحمیل می کنند. آنها از هر خویشاوندی به ما نزدیکترند . آنها در درون ما هستند و بدون تردید تاثیری زیاد و بیش از حد تصور بر ما دارند .

معلم این بار خنده ای از سر رضایت کرد و گفت : در واقع این حرف شما زیاد هم بیراه نیست . یادم نیست کجا و در کدام کتاب خوانده بودم ولی گویا دانشمندی در مورد نقش تک سلولیها در بدن موریانه هم اینطور گفته بود که علت تکامل زندگی اجتماعی واقعی در موریانه آن بوده که تک یاختگان جانوری موریانه ها را وادار به ماندن در خانه کرده اند زیرا به این ترتیب محیط زیست ایده آلی به وجود می آمده تا تک یاختگان در آن رشد کرده تولید مثل کنند . این حرف شما هم دراین راستا می تواند معنی یابد که بله این ما هستیم که برای تکثیر میکروبها کار می کنیم .

معلم می خواست درس را ادامه دهد که از درد پا نشست روی صندلی و زیر لب گفت : امان از این مرض قند .امان از این زخم و امان از این باکتریها. عرق بر چهره اش نشسته بود .هنوز پایش درد می کرد .ودر ذهنش معلم یک پایی را تصور کرد که با عصای زیر بغل در کلاس درس می داد . با صدای بلند گفت : بله امپراتوری باکتریها شکل گرفته و مدتهاست که ما را به خودش مشغول کرده است .

کلاس غرق در سکوت بود .

  امتیاز: 0.00