منو
 صفحه های تصادفی
کاربرد مشتق در ترسیم توابع
مصر در عهد فراعنه
زمین شناسی ساختمانی
ابو حمزه ثمالی
انبساط ابر کهکشان
توجه به تفاوت‌های فردی در آموزش کلاسی
Promethium
یاس
روانشناسی جنگ
آیت‌الله گلپایگانی
 کاربر Online
853 کاربر online
 : دین و زندگی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline مریم اعتصامی 3 ستاره ها ارسال ها: 441   در :  دوشنبه 23 مرداد 1385 [11:44 ]
  1 سوال!
 

طرح مسئله:


آیه‌ی زیر میگوید که تمام بدکاران در جهنم، طعامی جز خار خشک ندارند:

«لَّیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِیعٍ (نه طعامی، جز خار خشک و بدبو.)» (غاشیه: ۶)

اما آیه‌ی دیگری میگوید که خوراکِ بدکاران در جهنم چیز دیگریست:

«وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِینٍ (و نه طعامی، جز چرک و خون.)» (حاقه: ۳۶)



توضیح:

در سوره‌ی غاشیه سخن از تمام یا مجموعه‌ی بدکاران است: «آیا خبر غاشیه به تو رسیده است؟ در آن روز چهره‏هایى زبونند، که تلاش کرده رنج بیهوده برده‏اند. ناچار در آتشى سوزان درآیند. از چشمه‏اى داغ نوشانیده شوند. خوراکى جز خار خشک ندارند.» (غاشیه: ۱-۶)
(ترجمه‌ی استاد فولادوند)

آیت‌الله مکارم شیرازی در ترجمه‌ی آیه اول، نوشته است: «غاشیه = روز قیامت که حوادث وحشتناکش همه را مى‏پوشاند». علامه طباطبایی نیز مینویسد: «مراد از کلمه «غاشیه» روز قیامت است و اگر آن را غاشیه نامیده‌اند یا براى این است که انسانها را از هر جهت فرا مى‌گیرد ...» (ترجمه‌ المیزان، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۷)

در هر صورت، روشن است که هدف از «غاشیه» نامیده شدن قیامت، اشاره به «فراگیر بودن» آن میباشد. در غیر اینصورت، چگونه است که عذاب این عده مشخص شده است، اما هویت و جرم خود آنها مشخص نشده‌ است؟!

پس، در سوره‌ی غایشه آمده است که تمام بدبکاران طعامی جز «خار خشک و بدبو» ندارند، اما در سوره‌ی حاقه، آمده است که (برخی از) بدکاران طعامی جز «چرک و خون» ندارند!


دوستان لطف کنید خیلی زود جواب این سوالمو بدید چون من زود لازمش دارم ممنون!!!

  امتیاز: 5.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد ورهرام 3 ستاره ها ارسال ها: 131   در :  چهارشنبه 22 شهریور 1385 [14:26 ]
  من جواب نمی دهم!
 

سلام دوست عزیز

فکر می کنید چرا تا به حال جوابی داده نشده است؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سین سینایی 3 ستاره ها ارسال ها: 157   در :  دوشنبه 03 مهر 1385 [12:24 ]
  جواب
 

خوب اینجا شاید اینطور باید استنباط کرد که آیا پاداش آنها بهتر از خوردن خار خشک بدبو یا چرک وخون است
در واقع خداوند در این آیه ها سوال کرده که آیا مستحق بهتر از این هستند

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline مریم اعتصامی 3 ستاره ها ارسال ها: 441   در :  سه شنبه 04 مهر 1385 [11:52 ]
  تشکر!
 

سلام
ممنونم که این جوابو دادین ولی فکر نمی کنم اینجوری باشه شما برای چی میگین اینجوریه؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سین سینایی 3 ستاره ها ارسال ها: 157   در :  سه شنبه 04 مهر 1385 [18:12 ]
  متاسفم
 

واقعا فکر کردن توی اینجور مسائل خیلی سخته
خیلی سخته که برای این سوال یه جواب منطقی پیدا کرد

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline مریم اعتصامی 3 ستاره ها ارسال ها: 441   در :  چهارشنبه 05 مهر 1385 [12:03 ]
  من جوابشو پیدا کردم!
 

سلام
خب من جوابشو پیدا کردم خودم نفهمیدم ها!mrgreenپیدا کردمwink
ولی چون دیدم برای کسی مهم نیست نگفتم!mrgreen
ببین اول از وقتی کسی قران رو میخونه میتونه پی ببره که خدا چیزهایی که بشر نمیدونسته توی اون گفته
پس میفهمیم که خدا از ماها دانا تره!mrgreen
خب از اون طرف میایم این رو میبینیم خب خیلی احمقانه است که فکر کنیم خدا این یکی رو نفهمیده و ما فهمیدیم!mrgreen
چون این سوال خیلی ساده است و چنین کسی حتما باید اینو میفهمید!
ولی با توجه به این که گفتم جواب سوال من اینه:
به آیه های زیر نگاه کنید هر کدوم یه چیزو گفتن

إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِیمِ. کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ.کَغَلْیِ الْحَمِیمِ»
طعاما ذا غصة»

یکی«ضریع»یکی «غسلین»یکی «زقوم»یکی«طعام ذا غصه»

پیامبر توی یه حدیث گفته «ضریع چیزیست که در آتش «دوزخ» میباشد، خار مانند و تلختر از صبر و بدبوتر از مردار و سوزانتر از آتش است». بنابراین معنای ضریع خار نیست غذایی است که دارای اوصاف خاصی است.

کلمه‌‌ی ضریع از «الضراعه» می‌آید و به این معناست که طعام جهنمیان آنان را خوار و ذلیل کرده و به گریه وا می‌دارد به جای آنکه آنان را خوشحال کرده و به شادی درآورد. همچنین با کلمه‌ی «المضارعه» به معنای مشابهت نیز هم خانواده است. و منظور این است که ضریع شبیه به غذاست ولی غذا نیست. در ادامه‌ی آیه‌ی شریفه همین مطلب را تأیید می‌کند. یعنی دو خاصیت اصلی غذا که چاق کردن و سیر کردن است را از این غذا سلب می‌کند و می‌فرماید نه کسی را چاق می‌کند و نه سیر می‌نماید.

نتیجه‌ی تمام این مطالب آن است که طعام اهل جهنم دارای صفاتی است که هریک از آیاتی که ذکر شد یکی از آن صفات را بیان کرده است. اولا: به جای آنکه جهنمی در اثر خوردن آن غذا شادمان شود ناراحت و گریان می‌شود .

ثانیا: کسی را فربه و چاق نکرده و از گرسنگی نمی‌رهاند

ثالثا: زقوم است و مانند آب جوشان تمامی درون جهنمیان را به جوش می‌آورد

رابعا: غصه‌افزاست.

تمامی این موارد در واقع باطن اعمالی است که جهنمی در دنیا مرتکب شده است. کسی که مال یتیم بخورد و از حرام الهی در خوراکی‌های اجتناب نکند گمان می‌کند که غذای لذیذی خورده است ولی باطنش غذایی است که غصه‌های او را می‌افزاید و درونش را به جوشش وامیدارد.

این باطن در قیامت نمایان می‌شود

اعاذنا‌الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا بمحمد و آله

  امتیاز: 1.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سین سینایی 3 ستاره ها ارسال ها: 157   در :  پنج شنبه 18 آبان 1385 [08:52 ]
  یه نظر
 

خوب می تونیم این طور استنباط کنیم که همه بدکاران دارای یک نوع جرم نیستن و هرکدام دارای یک جور جرم نیستند
یا بهتر از این به تعبیری منظور از این دو آیه اینطوری باشد
آیا بد کاران جز خار خشک و بد بو استحقاق چیز دیگری دارند
آیا بد کاران جز چرک و خون استحقاق چیز دیگری دارند


امیدوارم کمکی کرده باشم

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  چهارشنبه 15 آذر 1385 [10:55 ]
  لطف دوستان
 

سلام
چون برای هیچکس مهم نبوده
برای من هم رشد مهم نیست
ببخشیدا!
ولی اولش فکر میکردم این جا یه جور دیگه باشه
در هر صورت من دیگه جواب این سوالو لازم ندارم

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  چهارشنبه 15 آذر 1385 [10:56 ]
  پاسخ آیه غاشیه
 

مسائل قیامتی را با قوانین دنیایی نباید لحاظ کرد . زمان و مکان در دنیا احکام خود را دارد و قابل تطبیق با آخرت نیست . لذا آخرت نام گرفت . یعنی دیگر - یوم تبدل الارض غیر ارض - شب و روز و زمان و مکان در آخرت احکام خودش را دارد . به تعبیر قرآن یک روز آنجا پنجاه هزار سال زمین است . در صورتی که روز هم در آنجا به معنی وجود زمین و خورشید در دنیا نیست که چرخشی و گردشی در کار باشد . با این دقت ، و توجه به این نکات حصر در قیامت هم تعبیری خاص دارد . الا و مگر و جز در قیامت محصور بودنش مثل دنیا نیست . و در اصطلاح اهل حکمت مانعـة الخلو هستند نه مانعة الجمع . در حدیثی از حضرت رضا علیه السلام مرویست که بالاخره میوه ممنوع در بهشت چه بود ؟ سیب یا گندم یا چیز دیگر ؟ حضرت فرمود همه چون در آنجا هر چیزی با اراده صورت میگیرد . و فاکهة مما یتخیرون - یعنی مانعة الخلو هستند و جمعشان ممکن است .
در آیه مورد سوال هم همین طور است این حصر الا حصر عقلی نیست که نشود جمع شود . جمع غیر ممکن چیزی در نشئه دنیا به دلیل وجود زمان و مکان قواعدی خاص دارد و از نظامی خاص پیروی میکند . ولی این موانع در قیامت برداشته شده جهانی وسیع تر با احکامی وسیع تر تحقق می یابد . حل این مشکلات نظری فقط در نظامی فکری و فلسفی خاصی چون حکمت متعالیه جناب ملاصدرا
که به تعبیر امام خمینی بسیاری از معضلات عقیدتی را تا قیامت حل کرده ، امکان پذیر است .
sadra_sh_49@yahoo.com

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  شنبه 16 دی 1385 [08:43 ]
  پاسخ به لطف دوستان
 

نا شناس عزیز !
پاسخ به هر سؤال کار افرادی است که حداقل آشنایی با موضوع را داشته باشند از جمله پرسش های مذهبی گر چه افراد زیادی بدون داشتن هیچ مطالعه مذهبی , خود را متخصص دانسته ودر هر مقوله نه فقط اظهار نظر کرده , بلکه بعضی فتوا وحکم هم صادر می کنند . بنابر این:
:- پرسش , مهم بوده اما باید خواننده , توان پاسخ را در خود داشته باشد .
:- اهمیت رشد به خودتان بستگی دارد , که برایتان مهم باشد یا نباشد .
:- خدا ببخشد! مگر شما انتظار داشتید این جا چه جور جایی باشد؟ آیا بهتر نبود یا نیست انتظارتان را از رشد می نوشتید ؟ شاید این انتظار , در صورت امکان با همت کاربران و یا تلاش مسؤولان رشدفراهم می شد .
در پایان امیدوارم شما و هیچ فرد دیگری از رشد قهر نکند . زیرا, رشد برای افراد دوستدار رشد است.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  چهارشنبه 20 دی 1385 [15:33 ]
  اینست انتظار ما !
 

انتظار ما از رشد این است که نیاید شعار آزادی اسلام و تشیع بدهد ولی به جای درس خوانده های واقعی انجمن ها را دست قراولان حکومتی بدهد که بنشینند و جلو بحث و فکر کردن را بگیرند و به ریش مردم بخندند . اگر اینگونه باشد ما انتقاد خود رامتوجه همان استبداد با نقاب اسلامی خواهیم کرد . یا اسلام دین آزاد است و در آن زندان و شکنجه و زبان بریدن نیست یا اگر بود همان استبداد است که پشت پرده اسلام مخفی شده است و میبینید که چنین است.

  امتیاز: 0.00