منو
 صفحه های تصادفی
شهادت زید بن علی بن الحسین
عوامل موثر در کار کنترلرهای ترافیک هوائی
روشهای اساسی کارگردانی و تولید
نابودی جنگلها
میلتن لاسال هیوماسن
جدول انتگرال معکوس توابع مثلثاتی
تبعید امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا
نام علی بر همة ستونهای آسمان
نقش انگشتر امام هادی علیه السلام
روشهای درمان پوکی استخوان
 کاربر Online
336 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمدنیای 2 ستاره ها ارسال ها: 32   در :  چهارشنبه 20 اردیبهشت 1385 [11:39 ]
  شعر نو
 

بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد

نه شمارش ستاره ها تسکینم ...

چرا صدایم کردی ؟؟؟

چرا؟؟؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline کیانی 3 ستاره ها ارسال ها: 244   در :  شنبه 23 اردیبهشت 1385 [12:23 ]
  شعر نو سپید
 

سطر آخر
دوستی
نقش پر رنگ نمی خواهیم ما
کار ما
ساده تر از حادثه است
حرف آخر
باز هم
حرف دیروز من است
نقطه چینی از غم
سر خط
افسانه.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline لیلا مهرمحمدی 3 ستاره ها ارسال ها: 411   در :  شنبه 30 اردیبهشت 1385 [13:05 ]
  زندگانی یادست ...
 

زندگانی همه صورتکده یی از یادست
یاد یاران قدیم
یاد خویشان صمیم

زندگانی یادست
دلم از یاد کسان هر شبه در فریادست
پدر و مادر محبوب ز کف رفته ی ما
یک زمان هم نفس هم بودند همه شادان همه سرخوش همه گویا بودند
زندگی معنی داشت
ناگهان دیده ز دنیا بستند
با دل و دیده ی پاک
سر نهادند به خاک
یادشان در دل ما
روحشان در افلاک

روزگاری من و تو با فرزند
شاد و خندان این همه با هم بودیم
گرد هم عشق مجسم بودیم
ناله در خانه ی ما راه نداشت
بی خبر از غم عالم بودیم

کم کمک روز جدایی آمد
پاره های تن ما از بر ما دور شدند
نازنینان رفتند
خانه های دل ما یکسره بی نور شدند
گرچه رفتند ولی خاطره هاشان برجاست
یادشان در دل ماست
دل ما ناشادست

ای پسر باور کن
زندگانی یادست

دل به ایام مبند
با خبر باش که در طبع جهان بیدادست

خویشتن را مفریب شادی ما و تو بی بنیادست
خیمه هرجا بزنی روز دگر برباد ست

ای برادر هشدار
زندگانی یادست
دوستداران رفتند
همه یاران رفتند
مهربانان خفتند
گرد این بادیه گوید که سواران رفتند

سالخوردان مردند
غمگساران رفتند

در نگاه چه کسی چهره ی خود را نگریم
دلبران آینه داران رفتند

حال گلگشت به گلزاری نیست
گلعذاران رفتند
همه خویشان همه خوبان همه یاران رفتند

زندگانی یادست
یاد خویشان صمیم
یاد خوبان ندیم
یاد یاران قدیم
زندگانی یادست

دلم از یاد کسان هر شبه در فریادست

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline حمیده کاشیان 3 ستاره ها ارسال ها: 195   در :  جمعه 05 خرداد 1385 [20:51 ]
  به تو نزدیک ترم ، می دانم
 

بی تو، سی سال ، نفس آمد و رفت
این گرانجان پریشان پشیمان را
کودکی بودم ، وقتی که تو رفتی اینک،
پیرمردیست ز اندوه تو سرشار هنوز
شرمساری که به پنهانی ، سی سال به درد،
در دل خویش گریست.
نشد از گریه سبکبار هنوز!
آن سیه دست سیه داس سیه دل، که تو را،
چون گلی، با ریشه،
از زمین دل من کندو ربود،
نیمی از روح مرا با خود برد
نشد این خاک بهم ریخته هموار هنوز!
ساقه ای بودم پیچیده به آن قامت مهر
ناتوان، نازک،ترد،
تند بادی برخاست،
تکیه گاهم افتاد،
برگ هایم پژمرد.........
بی تو ، آن هستی غمگین دیگر،
به چه کارم آمد یا به چه دردم خورد؟
روزها طی شد از تنهایی مالامال ،
شب، همه غربت و تاریکی غم بود و خیال.
همه شب ، چهره لرزان تو بود،
کز فراسوی سپهر،
گرم می آمد در آیینه اشک فرود .
نقش روی تو ، درین چشمه، پد یدار، هنو
تو گذشتی و شب و روز گذشت.
آن زمان ها،
به امیدی که تو، بر خواهی گشت ،
پای هر پنجره، مات
می نشستم به تماشا ، تنها،
گاه بر پرده ابر ،
گاه در روزن ماه،
دور، تا دورترین جاها میرفت نگاه،
باز میگشتم تنها ، هیهات!
چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز
بی تو سی سال نفس آمد و رفت
مرغ تنها ، خسته ،خون آلود .
که به دنبال تو پر پر میزد،
از نفس می افتاد .
در قفس می فرسود،
ناله ها میکند این مرغ گرفتار هنوز!
رنگ خون بر دم شمشیر قضا می بینم !
بوی خاک از قدم تند زمان می شنوم !
شوق دیدار توام هست ،
چه باک
به نشیب آمدم اینک ز فراز،
به تو نزدیک ترم ، می دانم.
یک دو روزی دیگر ،
از همین شاخه لرزان حیات ،
پرکشان سوی تو می آیم باز .
دوستت دارم
بسیار،
هنوز.....!


( فریدون مشیری )

  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست