منو
 صفحه های تصادفی
کاخ هشت بهشت
کتابهای علوم گیاهی
نظامیه‏ها در عصر سلجوقی
واژگان فیزیک نوین
حرکت سقوط آزاد اجسام
اضمحلال جامعه ایرانی در عهد مغول و ایلخانان
منذر بن جارود و قتل فرستاده امام حسین علیه السلام
نبرد محمود غزنوی با ایلک خان ترک
ویژگیهای اسم
مشاوره شغلی
 کاربر Online
286 کاربر online
 : دین و زندگی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  دوشنبه 14 فروردین 1385 [10:09 ]
  انتقال یافته از پرسش و پاسخ >> در رابطه با اصحاب رس در قران توضیح دهید؟ (از طریق تماس با ما)
 

نام و نام خانوادگی:مریم عابدی

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد ورهرام 3 ستاره ها ارسال ها: 131   در :  سه شنبه 15 فروردین 1385 [22:33 ]
  فعلا نمی دانم
 

با سلام خانم عابدی

ان شاء الله تحقیق می کنم و اگر یافتم برای شما خواهم نوشت.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد ورهرام 3 ستاره ها ارسال ها: 131   در :  چهارشنبه 16 فروردین 1385 [23:50 ]
  معرفی اصحاب رس
 

با سلام خانم عابدی

درباره اصحاب رس مطالبی در کتاب تفسیر المیزان و نمونه پیدا کردم و نیز بعضی از سایتها.
امیدوارم اطلاعات ازسالی مورد استفاده شما قرار گیرد:
خداحافظ

1-

ترجمه تفسیر المیزان جلد 15 صفحه : 302 و 303
(روایاتى درباره اصحاب رس و عذاب آنان و..)

در کتاب عیون به سند خود از ابو الصلت هروى از حضرت رضا (علیه السلام ) روایت کرده که امیر المؤ منین (علیه السلام) در حدیثى طولانى که راجع به داستان اصحاب رس است فرمودند: اصحاب رس مردمى بودند که درخت صنوبرى را مى پرستیدند و نام آن را شاه درخت نهاده بودند و آن درختى بود که یافث فرزند نوح آن را بعد از داستان طوفان بر کنار چشمه اى به نام روشن آب کاشته بود و این قوم ، دوازده شهر آباد پیرامون نهرى به نام رس داشتند و نام آنها: آبان ، آذر، دى ، بهمن ، اسفند، فروردین ، اردیبهشت ، خرداد، مرداد، تیر، مهر و شهریور بود که مردم فرس این اسامى را بر ماههاى دوازدگانه خود قرار دادند، قوم نامبرده از آن صنوبر دوازده جوانه گرفته در هر یک از شهرهاى خود، یکى را کاشتند و نیز از آن چشمه که گفتیم صنوبر بزرگ بر کنار آن بود - نهرى به طرف آن جوانه ها و قریه ها بردند، و نوشیدن از آب آن نهرها را بر خود حرام کردند، به طورى که اگر کسى از آن نهرها مى نوشید و یا به چهارپاى خود مى داد به قتلش مى رساندند، چون مى گفتند: زنده ماندن این دوازده خدا بستگى به آب این نهرها دارد پس سزاوار نیست کسى از آنها بخورد و مایه حیات خدایان را کم کند.
و نیز در هر ماه یک روز را در یکى از آن شهرها عید مى گرفتند و همگى در زیر درخت صنوبر آن شهر جمع شده قر بانى هایى پیشکش و تقدیم آن مى کردند، و آن قربانیها را در آتشى که افروخته بودند مى سوزاندند، وقتى دود آن بلند مى شد براى درخت صنوبر به سجده مى افتادند و به گریه و زارى در مى آمدند و شیطان هم از باطن درخت ، با آنان حرف مى زد. این عادت آنان در آن دوازده شهر بود تا آنکه روز عید شهر بزرگ فرا مى رسید، نام این شهر اسفندار بود و پادشاهشان نیز در آنجا سکونت داشت و همه اهل شهرهاى دوازده گانه در آنجا جمع شده به جاى یک روز دوازده روز عید مى گرفتند، و تا آنجا که مى توانستند بیشتر از شهرهاى دیگر قربانى مى آوردند و عبادت مى کردند، ابلیس هم وعده ها به ایشان مى داد، و امیدوارشان مى کرد (البته ) بیشتر از آن وعده هایى که شیطانهاى دیگر در اعیاد دیگر، از سایر درختان به گوششان مى رسانیدند سالهاى دراز بر این منوال گذشت و همچنان بر کفر و پرستش درختان ، ادامه دادند تا آنکه خداوند رسولى از بنى اسرائیل از فرزندان یهودا، به سوى ایشان فرستاد آن رسول مدتى آنها را به پرست ش خدا و ترک شرک مى خواند، ولى ایشان ایمان نیاوردند پیغمبر نامبرده ، آن درختان را نفرین کرد تا خشک شدند چون چنین دیدند به یکدیگر گفتند: این مرد خدایان ما را جادو کرد، عده اى گفتند: نه ، خدایان بر ما غضب کردند، چون دیدند که این مرد ما را مى خواند تا بر آنها کفر بورزیم و ما هیچ کارى به آن مرد نکردیم و درباره آلهه خود غیرتى به خرج ندادیم ، آنها هم قهر کردند و خشکیدند.
لذا همگى راءى رابر این نهادند که نسبت به آلهه خود غیرتى نشان دهند، یعنى آن پیغمبر را بکشند. پس چاهى عمیق حفر کرده او را در آن افکندند و سر چاه را محکم بستند و آن قدر ناله او را گوش دادند تا براى همیشه خاموش گشت . دنبال این جنایت خداى تعالى عذابى بر ایشان مسلط کرد که همه را هلاک ساخت .
و در نهج البلاغه ، على (علیه السلام ) فرموده : کجایند صاحبان شهرهاى رس که پیغمبران خود را کشتند و سنت هاى مرسلین را خاموش ، و سنتهاى جباران را احیاء کردند؟

2_ داستان اصحاب رسّ

  • داستان اصحاب رسّ

وَ عَاداً وَ ثَمُودَا وَ أَصحَب الرَّس وَ قُرُونَا بَینَ ذَلِک کَثِیراً(38)
38. ما قوم عاد که قوم هود پیغمبر بودند و ثمود را که قوم صالح بودند و اصحاب رس و اقوامى بسیار را که در فاصله میان این اقوام زندگى مى کردند، یعنى قوم نوح و اقوام بعد از ایشان را هلاک کردیم .
(از سوره مبارکه فرقان )
در مجمع البیان گفته : کلمه رس به معناى چاهى است که طوقه چینى شده باشد، و مى گویند اصحاب رس مردمى بودند که بعد از قوم ثمود روى کار آمدند و بر لب چاهى زندگى مى کردند و خداوند پیغمبرى به سویشان گسیل داشت ، ولى ایشان او را تکذیب کردند و خدا هلاکشان کرد. بعضى دیگر گفته اند: (رس ) نام رودخانه اى بود که قوم رس در کنار آن منزل داشتند. و روایات شیعه نیز مؤ ید این احتمال است .
روایاتى درباره اصحاب رس
در کتاب عیون به سند خود از ابو الصلت هروى از حضرت رضا (علیه السلام ) روایت کرده که امیر المؤ منین (علیه السلام ) در حدیثى طولانى که راجع به داستان اصحاب رس است فرمودند: اصحاب رس ‍ مردمى بودند که درخت صنوبرى را مى پرستیدند و نام آن را شاه درخت نهاده بودند و آن درختى بود که یافث فرزند نوح آن را بعد از داستان طوفان بر کنار چشمه اى به نام روشن آب کاشته بود و این قوم ، دوازده شهر آباد پیرامون نهرى به نام رس داشتند و نام آنها: آبان ، آذر، دى ، بهمن ، اسفند، فروردین ، اردیبهشت ، خرداد، مرداد، تیر، مهر و شهریور بود که مردم فرس این اسامى را بر ماههاى دوازدگانه خود قرار دادند، قوم نامبرده از آن صنوبر دوازده جوانه گرفته در هر یک از شهرهاى خود، یکى را کاشتند و نیز از آن چشمه که گفتیم صنوبر بزرگ بر کنار آن بود - نهرى به طرف آن جوانه ها و قریه ها بردند، و نوشیدن از آب آن نهرها را بر خود حرام کردند، به طورى که اگر کسى از آن نهرها مى نوشید و یا به چهارپاى خود مى داد به قتلش مى رساندند، چون مى گفتند: زنده ماندن این دوازده خدا بستگى به آب این نهرها دارد پس سزاوار نیست کسى از آنها بخورد و مایه حیات خدایان را کم کند.
و نیز در هر ماه یک روز را در یکى از آن شهرها عید مى گرفتند و همگى در زیر درخت صنوبر آن شهر جمع شده قر بانى هایى پیشکش و تقدیم آن مى کردند، و آن قربانیها را در آتشى که افروخته بودند مى سوزاندند، وقتى دود آن بلند مى شد براى درخت صنوبر به سجده مى افتادند و به گریه و زارى در مى آمدند و شیطان هم از باطن درخت ، با آنان حرف مى زد.
این عادت آنان در آن دوازده شهر بود تا آنکه روز عید شهر بزرگ فرا مى رسید، نام این شهر اسفندار بود و پادشاهشان نیز در آنجا سکونت داشت و همه اهل شهرهاى دوازده گانه در آنجا جمع شده به جاى یک روز دوازده روز عید مى گرفتند، و تا آنجا که مى توانستند بیشتر از شهرهاى دیگر قربانى مى آوردند و عبادت مى کردند، ابلیس هم وعده ها به ایشان مى داد، و امیدوارشان مى کرد (البته ) بیشتر از آن وعده هایى که شیطانهاى دیگر در اعیاد دیگر، از سایر درختان به گوششان مى رسانیدند.
سالهاى دراز بر این منوال گذشت و همچنان بر کفر و پرستش درختان ، ادامه دادند تا آنکه خداوند رسولى از بنى اسرائیل از فرزندان یهودا، به سوى ایشان فرستاد آن رسول مدتى آنها را به پرست ش خدا و ترک شرک مى خواند، ولى ایشان ایمان نیاوردند پیغمبر نامبرده ، آن درختان را نفرین کرد تا خشک شدند چون چنین دیدند به یکدیگر گفتند: این مرد خدایان ما را جادو کرد، عده اى گفتند: نه ، خدایان بر ما غضب کردند، چون دیدند که این مرد ما را مى خواند تا بر آنها کفر بورزیم و ما هیچ کارى به آن مرد نکردیم و درباره آلهه خود غیرتى به خرج ندادیم ، آنها هم قهر کردند و خشکیدند.
لذا همگى راءى رابر این نهادند که نسبت به آلهه خود غیرتى نشان دهند، یعنى آن پیغمبر را بکشند. پس چاهى عمیق حفر کرده او را در آن افکندند و سر چاه را محکم بستند و آن قدر ناله او را گوش دادند تا براى همیشه خاموش گشت . دنبال این جنایت خداى تعالى عذابى بر ایشان مسلط کرد که همه را هلاک ساخت .
و در نهج البلاغه ، على (علیه السلام ) فرموده : کجایند صاحبان شهرهاى رس ‍ که پیغمبران خود را کشتند و سنت هاى مرسلین را خاموش ، و سنتهاى جباران را احیاء کردند؟.

3_ اصحاب الرس

  • اصحاب الرس کیانند ؟

واژه رس در اصل به معنى اثر مختصر است ، مثلا گفته مى شود رس الحدیث فى نفسى ( کمى از گفتار او را به خاطر دارم ) یا گفته مى شود وجد رسا من حمى ( اثر مختصر از تب در خود یافت ) .
و جمعى از مفسران بر این عقیده اند که رس به معنى چاه است .
به هر حال نامیدن این قوم به این نام یا به خاطر آنست که اثر بسیار کمى از آنها بجاى مانده یا به جهت آنست که آنها چاههاى آب فراوان داشتند ، و یا به واسطه فروکشیدن چاههایشان هلاک و نابود شدند .
تفسیر نمونه ج : 15 ص : 92
در اینکه این قوم چه کسانى بودند ؟ در میان مورخان و مفسران گفتگو بسیار است :
1 - بسیارى عقیده دارند که اصحاب رس طایفه اى بودند که در یمامه مى زیستند و پیامبر بنام حنظله بر آنها مبعوث شد و آنان وى را تکذیب کردند و در چاهش افکندند ، حتى بعضى نوشته اند که آن چاه را پر از نیزه کردند و دهانه چاه را بعد از افکندن او با سنگ بستند تا آن پیامبر شهید شد .

2 - بعضى دیگر اصحاب رس را اشاره به مردم زمان شعیب مى دانند که بت پرست بودند ، و داراى گوسفندان بسیار و چاههاى آب ، و رس نام چاه بزرگى بود که فروکش کرد و اهل آنجا را فرو برد و هلاک کرد .

3 - بعضى دیگر عقیده دارند که رس ، قریه اى در سرزمین یمامه بود که عده اى از بقایاى قوم ثمود در آن زندگى مى کردند و در اثر طغیان و سرکشى هلاک شدند .

4 - بعضى مى گویند : عده اى از عربهاى پیشین بودند که میان شام و حجاز مى زیستند .

5 - بعضى از تفاسیر اصحاب رس را از بقایاى عاد و ثمود مى شناسد و بئر معطلة و قصر مشید ( آیه 45 سوره حج ) را نیز مربوط به آن مى داند و محلشان را در حضرموت ذکر کرده ، و ثعلبى در عرائس التیجان این قول را معتبرتر دانسته .
بعضى دیگر از مفسران که با نام ارس آشنا شده اند ، رس را بر ارس ( در شمال آذربایجان ) منطبق کرده اند !

6 - مرحوم طبرسى در مجمع البیان و فخر رازى در تفسیر کبیر و آلوسى در
تفسیر نمونه ج : 15 ص : 93

روح المعانى از جمله احتمالاتى که نقل کرده اند این است که آنها مردمى بودند که در انطاکیه شام زندگى مى کردند و پیامبرشان حبیب نجار بود .

4_
برای دریافت فایل صوتی و تصویری به نشانی زیر مراجعه فرمایید:
فایل صوتی و تصویری اصحاب رس

  امتیاز: 0.00