منو
 کاربر Online
1075 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline میثم میرزنده دل 1 ستاره ها ارسال ها: 7   در :  شنبه 20 اسفند 1384 [07:57 ]
  تو به من خندیدی...!
 

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما سیب نداشت

(حمید مصدق)

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline حمیده کاشیان 3 ستاره ها ارسال ها: 195   در :  شنبه 20 اسفند 1384 [14:09 ]
  گل کاکتوس
 

افسوس!
ایا هنوز هم
گل های کاکتوس
پشت دریچه های اتاق توست؟
اه!
ای روزهای خاطره
ای کاکتوس ها!
ایا هنوز هم
دیوارهای کوچه ی ان خانه
از اشک های هر شبه ی من
نمناک مانده است؟
ایا هنوز هم
امید من به معجزه ی خاک مانده است؟
افسوس گل های کاکتوس...
(حمیدمصدق)

  امتیاز: 0.00