زفاف امام علی و فاطمه علیهماالسلام


در شب زفاف حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام، رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد و دستور داد قدحی آب بیاورند. مقداری از آن را مزمزه کرد و مقداری را روی سر و بدن فاطمه ریخت، و عرضه داشت:« خداوندا این دختر من و محبوب‏ترین کس من است، و این نیز برادرم و محبوبترین کسم. خدایا او را ولی خودت قرار بده و در خانواده‏ا‏ش برکت وارد کن.»
سپس برخاست و از نزد آنها بیرون آمد. کتیبه‏های در را گرفت و به آنان فرمود:« خداوند شما را پاک و نسل شما را پاک گرداند. من با هر کس که با شما از در دوستی و صفا پیش آید، دوستم، و با هر کس که با شما جنگ کند دشمن. شما را به خدا سپردم.»

اسماء بنت عمیس می‏گوید:
رسول خدا در شب زفاف زهرا علیهاسلام امر فرمود همه زن‏ها خارج شوند. زن‏ها رفتند، ولی من ماندم. وقتی رسول خدا خواست خارج شود، مرا دید و فرمود:« مگر نگفتم همه بروند؟» گفتم:« چرا یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت باد. ولی من با خدیجه عهدی کرده‏ام که می‏خواهم به آن عمل کنم:
وقتی که وفات خدیجه فرا رسیده بود، خدیجه گریه می‏کرد.
به او گفتم:« ای بانوی من، چرا گریه می‏کنی؟ تو که همسر پیامبری و به بهشت بشارت داده شده‌ای.»
فرمود:« دختر در شب زفافش به کمک زنان دیگر احتیاج دارد. من نگران فاطمه‏ام.»
من با خدیجه عهد کردم که اگر زنده باشم، فاطمه را در شب زفاف کمک کنم.
رسول خدا گریان شد و فرمود:« تو را به خدا برای این امر اینجا مانده‌ای؟»
گفتم:« آری، به خدا قسم.»
رسول خدا مرا دعا کرد و رفت.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 96 و 132 و 138.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 314134