نظریات مختلف درباره معجزه


نظریه ی تاویل_ یک نظریه، نظریه ای سات که قبول کرده اند ولی تاویل کرده اند، که این هم در واقع انکار است اما یک انکار محترمانه. انکاری است که نمی خواهم بگویم که آن کس که منکر شده است خواسته اسلام را انکار بکند، ولی این جور فکر می کند مثل مرحوم سید احمد خان هندی دو دلیل هم از خود قرآن بر این مطلب می آورند: یکی این که می گویند ما در قرآن یک سلسله آیات داریم که مردم از پیغمبران همین کارهای خارق العاده را می خواستند پیغمبران می گفتند ما جزء بشری نیستیم، مه هم بشری هستیم مانند بشرهای دیگر و امتناع می کردند. دیگر یک سلسله آیات دیگری است بر خود قرآن که نظام خلقت را بعنوان سنن الهی می نامند و تصریح می کنند که سنن الهی تغییر پذیر نیست. اینجور آیات هم زیاد داریم. می گویند به این دلیل، پس معجزه به معنی اینکه خلق عادت بشود، تبدیل سنت الهی است،تحویل سنت الهی است و نمی شود. سنت الهی مثلاً این است که یک انسان اگر می خواهد متولد بشود باید از یک زن و مرد بشکل خاصی متولد بشود. این سنت الهی است، دیگری سنت تغییر پذیر نیست نص قرآن. این نظریه نظریه اسلامی هم عرض می کنم. نظریه اشاعره _ این نظریه درست مقابل نظریه اول است یعنی اساساً کوچکترین تفاوتی میان معجزه و غیر معجزه قائل نیستن از نظر اهمیتی که ما بخواهیم توجیح و تفسیر بکنیم. این نظریه ریشه اش از علما اشعری است ولی بعضی از فضلا و اکابر خودمان هم آن را قبول کرده اند: آن این است که می گویند معجزه یک پیغمبر یعنی آیتی که از طرف خداوند به وسیله آن پیغمبر و به دست او پیدا می شود. شما می گویید پیغمبر مرده ای را زنده می کند یعنی خداوند برای اینکه ثابت کند بر مردم که گفته این یغمبر که حق است مرده ای را زنده می کند. اینجا این کار کار پیغمبر نیست کار خداست و هر چه در عالم است معجزه است و آیت خداست، آنچه که معجزه نیست آن را شما به ما نشان بدهید. هر چه در عالم واقع می شود معجزه است یعنی کار خداست و خداوند هم هر چه را که در عالم واقع است آیت می داند، منتها به نشانه ای می دانند برای قدرت و حکمت پروردگار. ولی معجزه های پیغمبران که به صورت استثنایی صورت می گیرد اینها هم آیت خدا هستند ولی آیتی است از طرف خدا برای صدق نبوت پیغمبران. نظریه سوم_ این است که قوانین طبیعی هم آنجورها نیست که از قبیل قوانین قراردادی بشری باشد و خدوند قرارداد هایی داشته باشد که مثلاً خاصیت آتش این است، خاصیت حرارت این است. چرا خاصیت حرارت این است؟ خدا این طور قرار داده. قراردادن هم یک قراردادن قراردادی است مثل قوانین موضوعه ما. هر روز هم خواست، خودش قانونش را عوض می کند، درست خدا که بسته نیست: ید الله مغلوله حرف یهود بود که می گفتند دست خدا بسته است. می گویند نه، اینطور نیست. آن هم به دلایلی یک سنت تغییر ناپذیر واقعی دارد و معجزه یک راز دارد.
در عین اینکه جنبه آیت بودنش را قبول می کند، غیر عادی بودن یعنی خارج از مرز بشر بودنش را قبول می کنند ولی می گویند همین خارج از مرز بشر بودن هم با این مطلب که قوانینی که در جهان رخ می دهد یک سلسله قوانینی قطعی و ضروری است، منافات ندارد. آن وقت اینها هستند که دنبال راز و سر معجزات می گردند. آنهایی که تاویل می کردند که اصلاً وجودش را قبول نداشتند که دنبال رازش بروند. اینهایی هم که نظر دوم را داشتند مثل آقای شریعتی اصلاً به رازی قائل نیستند، می گویند که اصلاً قراردادی است و اما آنهایی که قانون طبیعت را هم قانون ضروری می دانند دنبال رازی می گردند که آن راز با قطعی بودن قوانین طبیعی هم منافات نداشته باشد.


تعداد بازدید ها: 14702