نامه پیامبر اکرم به قیصر، پادشاه روم


دحیة کلبی نماینده پیامبر به سوی قیصر روم بود. دحیه سفرهای متعددی به شام داشت، با نقاط مختلف آن کاملا آشنا بود و چهره‌ای گیرا، صورتی زیبا، و سیرتی نیکو داشت.
ملاقات سفیر پیامبر با قیصر در شهر حمص انجام گرفت. وقتی خواست به حضور قیصر برود، کارپردازان قیصر به او گفتند:«باید در برابر قیصر سر به سجده بگذاری، در غیر این صورت به تو اعتنایی نمی‌کند و نامه‌ات را نخواهد گرفت.»
دحیه گفت:«من از طرف صاحب رسالت، محمد، مأمورم به قیصر ابلاغ کنم که بشرپرستی باید از میان برود و جز خدای یگانه کسی را پرستش نباید کرد.»
دحیه وقتی به حضور قیصر رفت، بی‌آنکه سجده کند، نامه را روی میز مخصوص قیصر گذاشت.
قیصر نامه را گشود و دید نامه با بسم الله شروع شده است. توجهش جلب شد و گفت:«من جز از سلیمان پیامبر، چنین نامه ای از کسی ندیده ام.»
مترجم عربی قیصر، نامه پیامبر را برای او خواند. مضمون نامه چنین بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم
این نامه ای است از محمد، فرزند عبدالله، به هرقل ، بزرگ روم .
درود بر پیروان هدایت. من تو را به آئین اسلام دعوت می کنم، اسلام بیاور تا در امان باشی. خداوند به تو دو پاداش می دهد. (پاداش اسلام خود و اسلام آنانی که به واسطه تو اسلام می آورند.) اگر از آیین اسلام روی گردانی، گناه دیگر مردم نیز بر تو است. ای اهل کتاب ، ما شما را به یک اصل مشترک دعوت می کنیم و آن این است که غیر از خدا را نپرستیم و کسی را شریک او قرار ندهیم و هیچ یک از ما دیگری را به خدایی نگیرد. هرگاه آنان از آیین حق روی گرداندند، بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم و پیرو آیین اسلام.
محمد، رسول الله.»

قیصر پس از شنیدن نامه پیامبر، احتمال داد نویسنده نامه همان محمد موعود در انجیل و تورات باشد. به همین جهت با سران قریش مذاکره کرد و اطلاعاتی را درباره پیامبر از ابوسفیان کسب کرد.
آن‌گاه گفت:«من اطلاع داشتم که چنین پیامبری ظهور خواهد کرد ولی نمی دانستم از قوم قریش خواهد بود. حاضرم در برابر او خضوع کنم و به عنوان احترام، پاهای او را شستشو دهم. به زودی قدرت و شوکت او سرزمین روم را فرا خواهد گرفت.»
برادر زاده قیصر به او اعتراض کرد و گفت:«محمّد در نامه‌اش اسم خود را بر تو مقدم داشته است.»
قیصر گفت:«کسی که ناموس اکبر (فرشته وحی) بر او نازل می شود شایسته است که نامش بر نام من مقدم باشد.» آنگاه دحیه را فراخواند و او را احترام کرد و پاسخ نامه پیامبر را همراه هدیه‌ای به او داد تا به پیامبر برساند.

مراجعه شود به:
پیامبر اکرم و ارسال سفیر به سرزمین های مجاور


تعداد بازدید ها: 23398