معاویه و ترفند تطمیع امام حسین علیه السلام


معاویه از هر راهی برای خاموش کردن صدای مخالفان استفاده می کرد. او حتی مقدس ترین افراد را از راه تطمیع آزمایش کرد. زمانی در شام کوشیده بود تا ابوذر را از این راه آرام کند. در این جا نمونه ای جالب می خوانیم از سیاستی که ضمن آن معاویه کوشیده است تا با فرستادن هدیه ای خشم امام حسین علیه السلام را نسبت به امویان بزداید.

اصمعی می گوید: برای معاویه کنیز زیبایی آوردند. قیمت او را پرسید. گفتند: صد هزار درهم! معاویه آن را خرید. آن گاه نگاهی به عمرو بن عاص کرد و گفت: چه کسی شایستگی این کنیز را دارد؟ عمرو گفت: امیرالمؤمنین معاویه. دیگران نیز که نشسته بودند همین را گفتند.

معاویه گفت: نه، این کنیز مناسب حسین بن علی است. او سزاوارترین است، چون هم شرف خانوادگی دارد و هم باعث رفع کدورتهای ناشی از اختلافات ما و پدرش می شود. آن گاه دستور داد تا او را آماده کنند و برای امام ببرند.

پس از گذشت چهل روز او را آماده سفر کردند و همراه او هدایای زیادی برای امام فرستادند. معاویه نیز نامه ای به امام نوشت و ضمن آن گفت: امیرالمؤمنین کنیزی خرید و از او خوشش آمد، اما به تو هدیه کرد.
زمانی که کنیز را نزد امام حسین (علیه السلام) آوردند امام از زیبایی او شگفت زده شد. آنگاه پرسید: نامت چیست؟
کنیز گفت: هوی (آنچه دل طلب می کند)

امام فرمود: الحق که اسم و سماء مناسب یکدیگر است. آیا می توانی چیزی بخوانی؟ کنیز گفت: آری! قرآن و شعر.
امام فرمود قرآن بخوان.
کنیز شروع کرد: « و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو. . .»
امام از او خواست تا اگر شعری می داند بخواند.
کنیز شعری خواند که امام با توجه به مضمون آن به گریه افتاد و فرمود: تو آزاد هستی، اموالی نیز که معاویه فرستاده همه از آن تو باشد.
کنیز شعری هم درباره دنیاطلبی معاویه خواند و امام دستور داد تا هزار دینار دیگر به او بدهند.

منابع:

  • حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 178- تاریخ مدینه و دمشق، تراجم النساء- ص 469.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 10179