قوام الدین ابوالفوارس دیلمی




قوام الدین ابوالفوارس دیلمی

«419 - 403 ق / 1028 - 1013 م»

با مرگ بهاء الدوله و به امارت نشستن پسرش سلطان الدوله ابو شجاع، وی برادر خود ابوالفوارس را به امارت کرمان فرستاد. چون ابوالفوارس به کرمان رسید در آن دیار به سامان دادن کارها همت گماشت و ظاهراً با اهالی کرمان بنای داد و انصاف گذاشت. بدین ترتیب هوا داران زیادی پیدا کرد. چیزی نگذشت که گروهی از درباریان وی، او را وادار به دشمنی با سلطان الدوله کردند. ابوالفوارس که خود نیز از خوی جاه طلبی بی بهره نبود، با سپاهیان فراوان خود راهی شیراز شد.

عزیمت سلطان الدوله به فارس

سلطان الدوله که در آن ایام در بغداد بود چون از این ماجرا آگاه گشت، و می‏دانست که سپاه شیراز تاب مقاومت در برابر این هجوم را ندارد، با سپاهیان خود عازم فارس گردید. ابوالفوارس که بدون خونریزی وارد شیراز شد، بر تخت نشست و خود را امیرالامراء خواند. با نزدیک شدن سپاه سلطان الدوله ابوالفوارس از شیراز بیرون آمد و در جنگی که بین سپاهیان دو برادر درگرفت، لشکر ابوالفوارس به سادگی شکست خورد و ابوالفوارس ناگزیر به سوی کرمان عقب نشست. اما تعقیب سلطان الدوله او را مجبور کرد که به خراسان و به دربار سلطان محمود غزنوی پناه برد «407 ق / 1016 م».

سلطان محمود نیز در حق او احترام تمام روا داشت و ابوالفوارس را به هم سخنی و همنشینی خویش برگزید و در تمام انجمنها وی را بر تمامی امیران و شاهزادگان برتر می‏شمرد. سلطان محمود عاقبت گروهی از سپاهیان کار آزموده خود را به فرماندهی ابو سعید طایی که از زمره سرداران بزرگ غزنوی بود، به وی سپرد تا به کمک ایشان حکومت از دست رفته خود را به چنگ آرد.

تصرف شیراز توسط سلطان الدوله

ابوالفوارس به همراهی ابو سعید طایی بر کرمان تاخت و آن دیار را از کسان سلطان الدوله باز پس گرفت و سپس به سوی شیراز رهسپار گشت. چون سلطان الدوله باز به بغداد رفته بود، شهر را به آسانی تصرف کرد، اما با کدورتی که بین او و ابو سعید طایی پیش آمد، همه این پیروزیها مدیون و وامدار تدابیر ابو سعید طایی بود، وی در شیراز نماند و به خراسان بازگشت و به سلطان محمود شکایت برد. چون سلطان الدوله از عزیمت سپاهیان ابو سعید طایی آگاه شد، با شتابی فراوان خود را به شیراز رساند. ابوالفوارس که می‏دانست برتری از آن سلطان الدوله است، با تمام کسان خویش به کرمان گریخت. اما سلطان الدوله مصمم بود تا کار ابوالفوارس را یکسره کند و چون قوام الدین با رنجاندن ابو سعید طایی روی رفتن به خراسان نداشت، ناچار به همدان رفت و خود را در پناه شمس الدوله پسر فخر الدوله قرار داد. در هر حال پس از این کشمکشها، سلطان الدوله صواب بر آن دید که با برادر آشتی کند و اجازه ندهد اتحاد او با برادر دیگرش جلال الدوله مزاحتمهای بیشتری پدید آورد. با این آشتی، ابوالفوارس بار دیگر به کرمان بازگشت و تعهد سپرد که از فرمانبری سلطان الدوله سرپیچی نکند. پیمان یاد شده در 409 ق / 1018 م به امضاء رسید و در همان سال قوام الدین رهسپار کرمان شد.


با وفات سلطان الدوله «415 ق / 1024 م»، ابوالفوارس در زمان فرمانروایی پسر سلطان الدوله - ابا کالیجار - نیز لشکر به فارس کشید که مجدداً سرکوب شد و به کرمان بازگشت «417 ق / 1026 م». بالاخره با وفات ابوالفوارس در 419 ق / 1028 م کرمان بار دیگر به قلمرو ابا کالیجار در فارس ملحق شد.


تعداد بازدید ها: 6257