علامه طباطبایی و جایگاه تقوا در خردورزی


  • قرآن کریم در بسیاری از آیات کافران، فاسقان و منافقان را از دانش سودمند و تعقل کارآمد بی ‏بهره‏ دانسته و دسترسی بی ‏تقوایان را به حقایق قرآنی، ناممکن می‏داند.«و ما یتذکر الا من ینیب ، غافر،13 » و «و من یتق‏الله یجعل له مخرجا،طلاق، 2 » البته قرآن کریم مخالفان خود را به تعقل و تدبر فراخوانده و در برابر کافران و حق ‏گریزان،احتجاجات عقلی فراوانی را به کار گرفته است. همچنین پیامبر اسلام و ائمه‏اطهارعلیهما السلام، در برابر منحرفان‏و دین ستیزان، از براهین عقلی مدد جسته و به آن‏ها استناد کرده‏اند. اینها همه به روشنی، گواهی می‏دهند که نشاندن پارسایی در کنار خردورزی و دانش‏اندوزی، به معنای آن نیست که بی‏تقوایان از درک براهین ‏عقلی ناتوانند والا همه آن احتجاجات، بیهوده بود. زیرا در آن صورت، کافران و مشرکان، راهی برای‏ادراک حقایق نداشتند و راه عقل بر آنان بسته بود. و اگر گفته شود که این احتجاجات برای زمانی است که‏آنان ایمان آورده و تقوا را همنشین تعقل کنند، باز هم از بیهودگی و بی‏فایدگی‏شان نمی‏کاست.

  • بنابراین منظور از همنشینی تقوا و تعقل آن است که روح و سرشت آدمی به آن حالت پاکی و صداقت‏ نخستین و فطری‏اش برگردد تا به آسانی حقایق را پذیرا شود.انسان واقعی کسی است که در ارضای معقول‏خواسته‏های تمامی قوای درونیش کوتاهی نکند. از سوی دیگر انسان در ابتدای پیدایش خود، از بسیاری از علوم و معارف آگاهی ندارد، کسب دانش وتوسعه دانستنی‏ها معلول کارکرد قوای درونی است. طبیعتا تلاش انسان در جهت ارضای خواسته‏های ‏یکی از این قوا موجب میل فکری به سوی آن و غفلت از مقتضیات سایر قوا و در نتیجه انحراف فکری وعقیدتی خواهد شد. چرا که حب و بغض‏ها، جهت‏گیری‏های تعصب‏آمیز و در یک کلام، تمایلات‏ نفسانی، مسیر تفکر صحیح را منحرف می‏کنند. به تعبیر زیبا و دلنشین امیرالمؤمنین علی ‏علیه السلاماکثر مصارع‏العقول تحت ‏بروق المطامع» آنجا که برق شمشیر طمع در فضای اندیشه بلند می‏شود، بیشترین جایی است که‏عقل به زمین می‏خورد.

  • قرآن کریم نیز، در جای جای آیات خود، بر این حقیقت صحه می‏گذارد و پیروی از شهوات و امیال‏حیوانی را موجب گمراهی می‏داند و اسیران نیروهای غضبی و شهوی را، از شناخت‏حقیقت محجوب‏می‏داند و رهایی از چنگال نفسانیات و خواسته‏های شیطانی را، راه رستگاری و سعادت معرفی می‏کند:«فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا الا من‏تاب و آمن و عمل صالحا،اعراف ، 146» سپس قومی که نماز را ضایع کرده و از شهوات و تمایلات نفسانی پیروی می‏کردند،جانشین آن قوم خداپرست ‏شدند. و اینان به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید;مگر آنان که توبه کرده، ایمان آورده و کردار نیکو انجام دهند. در نتیجه تحصیل تقوا که همان تعدیل نیروهای انسانی است، موجب پاکی و زلالی فطرت انسان وفزونی بینش و بصیرت او می‏شود و پذیرش حقایق و بهره‏مندی از دانش‏های سودمند و دستیابی به‏اندیشه‏های درست را در پی خواهد داشت. «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا،انفال ، 29 » .

منابع

  • المیزان فی ‏تفسیر القرآن، ج‏5، صص 268-267
  • نهج‏البلاغة، ترجمه جعفر شهیدی، قصارالحکم، حکمت 219







تعداد بازدید ها: 9241