اوضاع آذربایجان و مذاکرات صلح بین ایران و عثمانی




اوضاع آذربایجان و مذاکرات صلح بین ایران و عثمانى

«988 - 989 ق / 1580 - 81 م»

سلطان مراد خان سوم - سلطان عثمانى - چون در 987 ق / 1579 م خبر یافت که شروان بار دیگر به دست سپاهیان قزلباش افتاده و عثمان پاشا به قلعه دربند گریخته، و عادل گراى خان تاتار گرفتار و کشته شده است؛ مصطفى پاشا را از فرماندهى سپاه ترک عزل کرد و سنان پاشا، از سرداران عثمانى را، که اصلا" آلبانى تبار و در دربار استانبول، سمت وزیر سوم را داشت، به جاى وى منصوب نمود.
سنان پاشا در آغاز سال 988 ق / فوریه 1580 م به عزم تسخیر بقیه ولایات قفقاز و گرجستان به ارزروم آمد و از آنجا در تابستان همان سال / مه 1580 م، هنگامى‏که شاه محمد از تبریز به ییلاق نخجوان رفته بود، سفیرى نزد وى فرستاد و در نامه‏اى به میرزا سلیمان وزیر، آمادگى خود را براى میانجیگرى میان ایران و عثمانى اعلام کرد؛ مشروط بر این که دولت ایران از تمام ولایات شروان و شکى و آن قسمت از آذربایجان و گرجستان که به تصرف دولت عثمانى درآمده است، چشم پوشى و از تعرض به این ولایات خوددارى کند. همچنین از گذشته عذرخواهى کرده، سفیرى عالى مقام با نامه‏اى دوستانه به دربار سلطان عثمانى روانه سازد؛ در غیر این صورت، لشکریان ترک براى تسخیر باقى ولایات به ایران خواهند تاخت.

سرداران قزلباش، با وجودى که در خود یاراى مقاومت نمى‏دیدند و شکست قواى ایران را به علت نفاق و چند دستگى میان طوایف قزلباش و برترى نظامى‏عثمانى، قطعى مى‏دانستند، در پاسخ نامه سنان پاشا، نوشتند که مصالحه در صورتى امکان پذیر است که شرایط آن کاملا" با مفاد مصالحه نامه سلطان سلیمان خان قانونى و شاه طهماسب اول مطابق باشد، و تمام ولایاتى که به موجب آن مصالحه نامه در تصرف ایران بوده است، همچنان به ایران واگذار شود؛ در غیر این صورت، تا جان در بدن دارند، نیم ذرع از خاک ایران را به دشمن نخواهند سپرد. ضمنا" اعلام داشتند که بر خلاف نظر سنان پاشا، ولایات شروان و شکى در تصرف قواى عثمانى نیست و جز قلعه دربند بقیه مناطق در دست حکام و مأموران قزلباش است.

سنان پاشا در پاسخ این نامه، مکتوبى ملایمتر فرستاد و متذکر شد که چون عثمان پاشا به سلطان عثمانى گزارش داده که شروان و شکى را سپاهیان ترک در تصرف دارند، بهتر است که در آن سال هر دو طرف دست از جنگ بردارند، تا یکى از سرداران ترک به همراه یکى از سران قزلباش به شروان روند و اوضاع را از نزدیک مطالعه و گزارش آن را به دو دربار ایران و عثمانى بفرستند.

چون در این هنگام قسمت مهمى‏از شروان به علت تاخت و تاز امیران تاتار از تصرف حکام ایرانى خارج شده بود، اولیاى دولت شاه محمد خدابنده، در صدد برآمدند که پیش از رسیدن فرستاده سنان پاشا، قوایى به آن دیار فرستند و آن جا را دوباره تصرف کنند. چون ولایات شروان، مسکن طوایف قاجار بود، پیکر خان زیاد اوغلى قاجار، به حکومت آنجا منصوب شد و با چند تن از امیران آن طایفه، که به حکومت نواحى مختلف آن سرزمین مأمور شده بودند، به شروان رفت و هر یک از مأموران در محل مأموریت خود مستقر شدند.

فرستاده سنان پاشا به در بار ایران برای بررسی اوضاع شروان

سنان پاشا براى تحقیق اوضاع شروان، عمر آقا نامى را به دربار ایران فرستاد. وى به همراه یکى از سران قزلباش به شروان رفت و مشاهده کرد که تمام آن ولایت، به جز بادکوبه، در تصرف قواى ایران است. عمر آقا پس از این بازدید با فرستاده‏اى از دربار ایران به نزد سنان پاشا رفت و وى را از مشاهدات خود مطلع ساخت. سنان پاشا متعهد شد که وسایل مصالحه را فراهم سازد و خواهش کرد که دربار ایران یکى از سران بزرگ قزلباش را با نامه‏اى محبت آمیز به نزد سلطان عثمانى ارسال دارد تا بنیان مصالحه استوار شود. شاه محمد نیز، ابراهیم خان ترکمان حکمران قم را، که مردى کاردان و دانا بود، با هدایا و نامه‏اى براى سلطان عثمانى نزد سنان پاشا فرستاد «تابستان 989 ق / مه 1581 م».

شکت کوشش های صلح و علاقه عثمانی برای ادامه جنگ

سنان پاشا در اوایل سال 990 ق / فوریه 1582 م، با سفیر ایران از ارزروم به استانبول رفت. اما پادشاه عثمانى چون از ماوقع جریان و اوضاع آذربایجان مطلع شد، طى نامه‏اى به سلطان مراد خان، او را به ادامه جنگ و تسخیر سایر نواحى قفقاز و آذربایجان تشویق کرد و بدین ترتیب کوششهاى به عمل آمده براى قرارداد صلح به جایى نرسید.

کوششهاى پیکر خان قاجار که در 989 ق توانسته بود یکبار دیگر غازى گراى خان و صفى گراى خان تاتار - برادران محمد گراى خان - را که به دستیارى عثمان پاشا، از راه دربند به شروان تاخته بودند، شکست دهد و مهاجمان تاتار را در نواحى شماخى تار و مار کرده و غازى گراى خان را به اسارت گیرد؛ با اقدامات جنگ طلبانه سلطان عثمانى از یک سو، و درگیرى شاه محمد خدابنده در حوادث خراسان از سوى دیگر، بى فایده ماند. اندک زمانى پس از شکست امیران تاتار، پیکر خان قاجار حاکم شروان درگذشت و چون در همان سال، شاه محمد و حمزه میرزا با همراهان به قزوین بازگشتند و سال بعد نیز به قصد دفع على قلى خان شاملو و هواخواهان عباس میرزا به خراسان رفتند، عثمان پاشا، موقع را مغتنم شمرد و از دربند بر قلعه شماخى تاخت و آنجا را در اختیار گرفت و دست حکام ایرانى را به کلى از شروان کوتاه نمود.


تعداد بازدید ها: 6325