انقلاب حقیقی


هر انقلابی انقلاب در روح است و اگر نه‏ نام هرج و مرج و بی نظمی و بلوا و غوغا دارد انقلابهای روحی هم درجات‏دارد.

یکوقت انقلاب خشم و غضب است یعنی انقلاب قوه غضبیه و تحرک حس‏ انتقام است و یکوقت انقلاب عاقله یعنی انقلاب فرهنگی است و یکوقت‏ انقلاب وجدان یعنی انقلاب اخلاقی و عاطفی و تربیتی است و البته همه‏انقلابها به هم پیوستگی دارد ولی باید دانست که وجود انقلاب انتقامی بدون‏ انقلاب عاقله فقط جنبه احساسات دارد و منطق و حالت ندارد و بلااثر است‏ و مایه استفاده دشمن بیدار و آگاه و مجهز به منطق است و بلکه ضمیمه شدن‏ انقلاب فرهنگی بدون انقلاب وجدانی نیز به جائی نمی رسد زیرا بشر ابزار و اجزاء ماشین نیست که بتوان تنها با نیروی علم افراد را به یکدیگر متصل‏کرد پیوندها و روابط اجتماعی را جز عواطف مخصوص که از ناحیه دین تقویت شود تشکیل نمی دهد تنها مغز نمی تواند جامعه بشریت را اداره کند تا پای قلب به میان نیاید. کمااینکه با عاطفه تنها بدون عقل و بدون قدرت و حس دفاع نمی تواند کارمهمی انجام دهد.

پس سه چیز باید بهم توأم شود : قدرت و تحرک دفاعی و فرهنگ و سیع و وجدان سالم و بیدار و آگاه هر چند ما نام همه آنهایی که‏گفته شد انقلاب گذاشتیم.

ولی می‏توان گفت انقلاب مفهوم مضیقتری دارد همه آنها تحول هست ولی انقلاب نیست انقلاب یک نوع عصیان و تمرد است علیه وضع حاکم و مسلط موجود بنابراین شورش فکری علیه افکار و عقائد موجود و انقلاب وجدانی علیه رسوم جائرانه موجود نیز انقلاب است.

مثلا سقراط یک‏ مرد انقلابی بود اما تنها در جنبه فکری و جنبه اخلاقی نه در جنبه اجتماعی در هر فرد در هر حال باید روحیه عصیان و تمرد و انقلاب بوده باشد آنچه درقرآن به عنوان کفر به طاغوت ذکر شده همین است .




تعداد بازدید ها: 10219