منو
 کاربر Online
321 کاربر online
Lines: 1-44Lines: 1-134
 V{maketoc} V{maketoc}
 !درست نویسی دستوری !درست نویسی دستوری
 +رجوع شود به:((دستور زبان فارسی))
-
!درست نویسى واژگانى
+!درست نویسى واژگان
 از دیگر پایه هاى درست نویسى، رعایت اصول واژه گزینى است. از دیگر پایه هاى درست نویسى، رعایت اصول واژه گزینى است.
 !!گرته بردارى !!گرته بردارى
 +یکى از آفات واژه گزینى در زبان امروز «گرته بردارى» است. گرته بردارى یعنى تقلید محض از یک زبان بیگانه در گزینش واژه ها; تقلیدى که با ((فرهنگ ))و فضاى زبان ما سازگارى نداشته باشد. این آفت پس از استوارى نظام مشروطه نمودار شد و آرام آرام در همه اجزاى فرهنگ و اندیشه ما رسوخ کرد. سیل ((ترجمه )) های غیر اصولی بهنشر این آفت کمک کرد و سرانجام زبانى را به نسل امروز تحویل داد که هر گوشه اش از گرته بردارى هاى نا بجا نشان دارد.
-یکى از آفات واژه گزینى در ((زبان ))امرو «گره بردارى» است. گرته برداى یعنى تقلید محض از یک(( با بیگاه)) در گزینش واژه ها; تقلیى که ا ((فرهن ))و فا بان م سازارى نداشت باد. این ت پ ز وارى نا مروطه نمودار شد رام ام در مه اجزاى فرهنگ و ((اندیشه ))ما رسخ ر. سیل ((ترجمه ))هاى نانه و غیر اشیانه به همه یرى این آفت کمک کرد و سرانجا زبانى ا ه نس امرو تحیل دد که گش گوه اش ز گرت بردارى هاى نا بجا شان دارد. +برخى از این مور در سات ((ه))نی دا دارند ا این ت «گر ردار اار» جاى م گیرن،که ند نمون ا نار یز د هی ا رده ای:
-را مه ا این فت فرنگ وز زن یز بای گاهان و گان د به ست م هند و با اراه برابر دی و ر سند بان ا را از این ((واژه ))ها یراسته ساند. +~~brown:وش گرفتن a showerto take
ا مى و که...(فل ینده) to ... is goingHe
ک
ى را فهمیدن one understandto
وقت کمى روى درسم گذ
اشتم. . on my lessonI spent a little time
یک لطفى کردن favorto do a
گ
فتنِ تا کسى a taxito catch
کسى را روى
فُر نگه اشتن on form onetoo keep
ر
وى چیز متمرکز ن ... onto consentrate
ی یا زود (به معنى بالخره) sooner or later~~
!!
صول گزینش واژه
هر واژه، ترجمه ی وجودى ذهنى است; و نب میان آن دو پایه رابطه هیى استار است. امّا پ از این مرحله، یعنى ررداندن آن وجود ذهنى به یک واژه، مرحله اى مهم تر فرا مى سد که عبارت است از «گزینش بهتری رجه و درست تری و زیباتری واژه». ر ای رحله است که نویسنده ود ا با چند اژه براى یک مفهوم روبه رو مى بیند، در حالى که تنها یکى از این واژه ها دیق تر، اصیل، زیباتر، و استوارتر است. نویسنده خوب کسى ات که این بهترین را بیابد.
- نی بیشتر شما نمونه هایى ز این گوه گرته بردارى ر مى آی. رى ا ای موارد ر ((مله ))نی الت داند و از این رو د ه «گته بردار اتر» ى ى گیند; یک براى یکدست ازى بحث، ا ن ها ی در ین جا یاد کد یم: +__~~green: گیش بهترن واژه، رعای این اصو ضرورت دارد:~~__ />!!!درتى />یار رتى، ((واژه نمه)) ها معتبر، ذوق ادبى، و کرهى هن است. در این مین ویش مردم کوچه و بازار یا فلان شاعر و نویسنده نهایى هرگ اعتبار ندارد. ب ویژه ای تو ک ک اگر نویند یا شاعر بزرگ واژه اى نادرست ا به کا رده باشد، عیر درست آن واژه نخواهد .
-دوش گرفتن a showerto take +!!! اصالت
کلمه بای
د با زبان رسمی هماهنگ و با اصول آن سازگار باشد. />!!!صیقل یافتگى
واژه باید آن قدر تراشیده شود و ظ
ریف گردد که کاملا در ظرفِ معنى جاگیرد;یعنی لفظ و معنی کاملا هماهنگی داشته باشند. />!!! تناسب با سبک و مخاطبr /> واژه نه باید فنى و خاص باشد و نه عامیانه; مگر آن که سَبک چنین اقتضا کند. باید حدّ اعتدال رعایت شودتا مخاطب با واژه هاى نوشته به راحتى ارتباط برقرار کند. همین جا اشاره می کنیم که یکى از آفات گویندگى و نویسندگى «به کارگیرى واژه هاى خاص و اصطلاحى» است.
-و مى رد که...( یده) to ... is goingHe +!!! وش آهنگى
کل
مات یک متن باید به گونه اى کنار م قرار گیرند که آنگى ن و لی در جمله جارى باشد.
-کس را همیدن one understandto +!!! توانمندى
در هر زبان، واژه هایى محدود وجود دارند. اما این محدودیت هرگز باعث نمى شود
که نویسده در به کارگیرى آ ها احساس محدودیت کند. رند واژه ها محدودند، نیروى آنها نامحدود است. r />خوب است در این جا از گفتار استاد((مهرداد اوستا))یاد کنیم:
-نات دادن زندگى یک فرد life a mansto save +«بى تردید، زبان پرسى از نظر استعداد ترکیبى، یکى از مستعدترین زبان هاى عالم است. از این روى، شاید آن را بتان به جریان زندگى در وجود یک جنگل کوهستانى ((تشبیه ))کرد که ... شاخسارهاى جوان هر درختش از هوایى پر از تَرى و سرشار از تازگى، پیوسته جوانه مى زند و ریشه اش از منابع پایان ناپذیر زمین نیرو مى گیرد; و به جاى هر درخت که فرو افتد چندین نهال سر بر مى کشد تا خود را به خورشید رساند.»
-ع nurvous +عی واعد نشانه گذاری
-ق ک وى درس گذاشت. . on my lessonI spent a little time +ش هى گارش
-یک لطفى کردن favorto do a +~~green:1. نام و شکل علامت: نقطه (.)
وظی
فه : درنگ کامل
موارد کاربرد:
یک . در پایان جمله ها
ى کامل خبرى یا انشایى.
دو . پس از پایان یافتن پی نوشت هاى ارجاعى یا تفصیلى.r />سه . پس از نشانه هاى اختصارى.مثال:دکتر.ر
چهار . پس از شماره ردیف رقمى یا حرفى.مثال:1.~~
نکته: در میان جمله هاى مرکّب، هرگز نباید نقطه را به عنوان نشانه مکث کامل قرار داد.
-به خواب رفتن to sleepto go +~~violet:2. نام و شکل علامت: بند، ویرگول، کاما (،)
وظیف
ه: درنگ کوتاه
موارد کاربرد:
یک. میان جمله هاى پایه و پیرو.
دو. قبل و بعد از بدل، اگر بدل در میان جمله باشد.
سه. بین همه واحدهاى هم اِسناد:
مثال:در همه چیز به پدرش همانند بود: س
خن گفتنش، سکوتش، راه پیمودنش، ...
چهار.
براى ساده سازى فهم جمله.
پنج. بین بخش هاى مختلفِ نشانى اشخاص و اماکن; و میان اجزاى پس از نام مأخذ د
ر نشانى مآخذ:
«بهاءالدّین خرّمشاهى: «حا
فظ نامه»، ج1، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى،1366، ص 52.»
شش. بعد از فعل وصفى.~~
-گرفنِ تا کسى a taxito catch +~~green:3. نام و شل علامت: نقطه بن، نقطه ویرگول، (;)
وظی
فه : رنگ متوسّط
مو
ارد کاربرد:
یک . جدا کردن بخش هاى م
ستقلّ یک جمله طولانى. />دو . پس از مناداى ادامه دار:
مثال:«اى خدا; اى یار محرومان!»~~
-کس را روى رم نگه داشن on form onetoo keep +~~violet:4. نام و شکل علامت: دو نقطه، نشان تفسیر(:)
ظیفه : توضیح و تفسیر
مو
ارد کاربرد:
یک . قبل از نقل ق
ول مستقیم.
دو. میان نام نویسنده و مأخذ در پی نوشت ارجاع
ى. />س. یان کلمه و معنى آن در پانوشت.~~
~~green:
5. نا
م و شکل علامت: نشانه پرسش، پرسش نما (؟)
وظیفه : پرسش
موارد
اربر:
یک . در پایان جمل
ه هاى پرسشى.
دو . براى نشن دادن تردید:r />مثال:«سیّد جمال الدّین حسینى در اسدآبادِ همدان (افغانستان؟) زاده شد.»~~
-ااس عمی sensedeep +~~violet:6.نام و کل لامت: نشان عاطفه، علامت خطاب، نشانه تعجّب (!)
وظیفه : نمایاندن عاطفه
موارد کاربرد:
یک . در پایان جمله هاى عاطفى براى نمایاندن عواطفى مثل دعا، نفرین، آرزو، تح
سین، تعجب، و تأسف.
دو . پس از
منادا، هنگامى که ندا در همان جا پایا پذیرد:
«بنشین محمد!»~~
-رو چیزى متمرکز شدن ... onto consentrate +~~green:7. نام و شکل علامت: دو کمان، پرانتز، کمانک [( )]
وظیه : توضیح
موارد
اربرد:
یک . بیا
سال ولادت و وفات:
مثال: علاّمه مجلسى (1037 ـ 1111)
دو . آوردن معادل یک کلمه
یا اصطلاح در درون متن.
سه . نشان دادن طر
ز تلفّظ کلمه و آوانگارى، به ویژه در کتب لغت:
مثال: «سنا (سَ نا): روشنایى»~~

~~violet:8. نام و شکل علا
مت: قلاّب، دو قلاّب، کروشه(][)
وظیفه : افزایش
موارد کاربرد:
یک . اف
زایش کلمه یا عبارتى به متن اصلى:
مثال:«آیا آن کس که ز
شتى کردارش براى او آراسته شده و آن را زیبا مى بیند [مانند مؤمن نیکوکار است]؟»
دو
. ذکر دستورهاى اجرایى در فیلمنامه یا نمایشنامه:
مثال:«على [در حالى که لبخند مى زند]:
...»~~ />
~~gree
n:9. نام و شکل علامت: خط فاصله، نیمخط، پیوست نما، تیره ( ـ )
وظیفه : پیوند
موارد کاربرد:
یک . قبل و بعد از جمله معترضه.
دو. پیش از نقل قول مستقیم در مکالمه یا داستان.
سه. جدا کردن ارقام از یکدیگر.~~

~~vi
olet:10. نام و شکل علامت: سه نقطه، نشانه تعلیق (...)r />وظیفه : تعلیق
موارد کاربرد:
یک . به جاى یک یا چند کلمه حذف شده.

نکته: اگر این علامت در پایان جمله باشد، نقطه اصلى آخر جمله نباید فراموش شود.

دو . به جاى بخش هایى از متن در خلاصه نویسى.
-یر یا زود ( من بااه) sooner or later +ه . نشان دد مک در نایشامه فیلنمه، و داستان.~~r />

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [11:12 ]   13   لیلا مهرمحمدی      جاری 
 چهارشنبه 18 مرداد 1385 [10:20 ]   12   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 07 مرداد 1385 [06:04 ]   11   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 07 مرداد 1385 [06:03 ]   10   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 07 مرداد 1385 [05:53 ]   9   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 مرداد 1385 [12:20 ]   8   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 مرداد 1385 [12:19 ]   7   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 مرداد 1385 [12:08 ]   6   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 21 تیر 1385 [09:18 ]   5   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 تیر 1385 [11:04 ]   4   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 تیر 1385 [11:00 ]   3   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 تیر 1385 [10:51 ]   2   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 تیر 1385 [10:50 ]   1   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..