منو
 کاربر Online
1079 کاربر online
تاریخچه ی: یعقوب لیث صفاری

!یعقوب لیث صفار
«248 - 265 ق / 862 - 879 م»

یعقوب، فرزند لیث، رویگر زاده‏ای سیستانی، از اهل قریه قونین بود که در جوانی به همراه برادرانش: عمرو و علی، در عیاریها و شبگردیهای شهر شرکت می‏جست. در روزگار یعقوب و به ویژه در زادگاهش سیستان؛ که خاطره پهلوانیهای خاندان زال و سام نریمان در اخواه بود و حتی آخورگاه رخش، اسب افسانه‏ای رستم دستان را در آن در چنین محیط و احوالی، خاطر رویگر زاده جوان و عیار پیشه، که متأثر از قصه‏های رستم و جنگجوییهای پهلوانی‏اش بود، از همان ایام جوانی، پتک و چکش رویگری را کنار نهاد و شمشیر و سلاح جنگاوری بر گرفت. در آغاز راهزنی را پیشه کرد اما مدتی بعد شیوه عیاری، او را از تعدی در حق فقرا و مظلومان منع کرد، از این رو، یعقوب در نزد مردم پهلوانی مردمی، مردم پسند و محبوب جلوه گر شد.

یعقوب با دسته کوچک عیارانش که آوازه سخاوت، جلادت و فتوتش، تعداد آنها را هر روز بر گرد وی می‏افزود، توانست در بین دسته‏های غازیان و مطوعه محلی حیثیت و اعتبار قابل ملاحظه‏ای کسب کند. در آغاز برای مدتی به گروه مطوعه داوطلب ولایت - تحت رهبری صالح البستی - که به مبارزه با آشوبگران و عمال نالایق محلی برخاسته بودند، ملحق شد. چندی بعد به درهم بن نصر که توانست در رأس دسته‏های جنگجوی خویش، زرنج را از دست حکام و عمال بی کفایت طاهریان خراسان بیرون آورد، گروید و در جنگی که در این ایام، با یک سر کرده خوارج محلی به نام «عمار» کرد، او را کشت و اندکی بعد، سر کرده انتخابی جنگجویان ضد خوارج شد.

!وارد کار شدن پادشاه محلی کابل
در آغاز کار، با قتل عمار خارجی و با شکستی که بر رتبیل، پادشاه محلی کابل وارد آورد، در تمام سیستان آرامش و امنیت برقرار ساخت «253 ق / 867 م». چند سال بعد نیز که رتبیل، از دستش گریخت، به اتفاق برادرش عمرو، تا نواحی بامیان پیش رفت و او را دوباره دستگیر نمود و به این ترتیب کابل، بامیان و بخش عمده‏ای از نواحی هیرمند را به قلمرو خود افزود. در دفع فتنه راهزنان خوارج هم توفیق قابل ملاحظه‏ای کسب کرد که مایه خشنودی اهل سیستان شد. این امر که توانست در این سرکوب، سرکردگان خوارج را کشته، دهکده‏های آنها را ویران و ایمنی را به راهها باز گرداند، او را در نظر اهل سیستان، به صورت یک قدرت آرمانی و یک پهلوان افسانه‏ای درآورد. او در آغاز کارش، برای آن که مخالفت کسی را از تشرعه عصر که حفظ عهد و پیمان عباسیان را شرط مسلمانی می‏دید، بر نیانگیرد، خطبه ولایت را به نام خلیفه خواند و در عین حال ذکر نام خلیفه به معنی اعلام پایان قدرت خوارج بود که در دوران غلبه آنها، هیچ ذکری از خلیفه به میان نمی‏آمد. اما خاتمه دادن به قدرت خوارج، به معنی تسلیم ولایت به عمال خلیفه نبود. یعقوب به فرمان خلیفه، در دفع خوارج نکوشیده بود تا با خاتمه دادن به قدرت آنان، ولایت را تسلیم خلیفه و عمال طاهری او نماید. به علاوه، اقدام او به تسخیر بست، پوشنگ و ((هرات))، که تحکیم امارت سیستان، آن را برایش الزامی کرده بود، از جانب طاهریان و از دیدگاه خلیفه، اعسام تمرّد تلقی می‏شد که این امر نگرانیهای بسیاری را در نیشابور و ((بغداد)) سبب شد. در بازگشتن از هرات، از جانب مخالفان سوء قصدی بر ضدش انجام گرفت که از پیش نرفت، اما پناه دادن به سوء قصد کنندگان از جانب محمد بن طاهر، دست پنهان طاهریان و خلیفه را در این اقدام رو کرد. با این حال، یعقوب بدون توجه به آن که، توسعه قلمرواش در سیستان بدون حکم خلیفه، «عصیان» بر ضد حاکمیت اسلامی محسوب می‏شود، کرمان را نیز به قلمرو خود افزود «254 ق / 868 م».

!از چنگ در آوردن منطقه فارس ، از دست علی بن حسین
همچنین منطقه فارس را بدون آن که لشکر کشی‏اش به آن خطه موجب خونریزی شود، از چنگ علی بن حسین، عامل خلیفه بیرون آورد و به این ترتیب فاتحانه وارد شیراز شد. پس از این واقعه، ((معتمد))، خلیفه عباسی که می‏خواست با واگذاری یک حکومت رسمی، عصیان و سرکشی او را که شامل اقدام خود سرانه‏اش در فتح هرات، کرمان و فارس می‏شد، فرو نشاند و همچنین او را خواه ناخواه، تابع و خراجگزار خویش سازد، به تلقین و الزام برادر خود، موفق، عاقبت حکومت کابل، بامیان، سند و طخارستان را به موجب حکم و فرمانی رسمی به او واگذاشت. اما یعقوب از این واگذاری، که تنها شامل قسمتی از متصرفاتش می‏شد، وقعی ننهاد و از آن بابت نیز خرسندی شان نداد.

قیام یعقوب، از همان ابتدا، شورشی مسلحانه بر ضد دستگاه ((خلافت)) و علیه حکومت دست نشانده آن در خراسان بود و این همان چیزی بود که خلیفه نمی‏توانست آن را بخشاید. بر خلاف آن گه که خلیفه کوشش می‏کرد تا رویگر زاده سیستان، را با واگذاری یک حکومت محدود، ((راضی)) و قانع سازد، در مقابل یعقوب به هیچ وجه مایل نبود تا در بسط قدرت و قلمرو خود، در هیچ جا متوقف شود. از این رو، خود را ناچار به تسخیر خراسان و بر انداختن طاهریان دید. چون برای انجام این اقدام بهانه پناه دادن سوء قصد کنندگانش را هم در دست داشت، از نخستین فرصت، برای درگیری با محمد بن طاهر استفاده کرد. اطرافیان محمد هم که از جانب او مأیوس و از حکومت سست بنیادش ناخرسند بودند، وی را به تسخیر نیشابور دعوت کردند. به این ترتیب با ورود محمد بن طاهر به نیشابور و توقیف او و بعضی از نزدیکانش، یعقوب به حکومت طاهریان خاتمه داد «259 ق / 873 م» و به این شکل خراسان را نزی ضمیمه قلمرو خویش ساخت.

! یعقوب لیث صفار وارث تمام قلمرو طاهریان
با آن که در حمله به ((طبرستان))، حکومت ضد خلیفه ((علویان)) در آنجا نیز به سوء قصد کنندگان وی پناه داده بود «260 ق / 873 م»، با این وجود موفق به بر انداختن این سلاله نشد. اما آمل و ساری را مسخر کرد و بدین گونه تقریباً وارث تمام قلمرو طاهریان شد. خلیفه چون دست اندازی او را بر این نواحی، غاصبانه و به منزله اعلام عصیان تلقی می‏کرد، از این رو در نزد عده‏ای از حاجیان که از طریق بغداد عازم بازگشت به خراسان و سیستان بودند و به حضور خلیفه بار یافته بودند، یعقوب را یاغی خواند و لعن کرد و در عین حال مردمان آن نواحی را به مبارزه علیه وی برانگیخت «261 ق / 874 م». این اقدام خلیفه باعث تیرگی بیشتر روابط آن دو و مصمم شدن یعقوب به لشکرکشی بغداد شد. یعقوب پس از تسخیر مجدد فارس، به ((خوزستان)) لشکر کشید، اما به هر دلیلی که بود پیشنهاد صاحب الزنج، علی بن محمد، سر کرده سپاه غلامان یاغی را که از مدتها پیش «حوالی 255 ق / 869 م» بر ضد خلیفه و خلافت به پا خاسته بودند، برای همکاری نپذیرفت. در این ایام در بین پیروان صاحب الزنج، غیر از بردگان شورشی، عده‏ای از غلاة شیعه و عناصری از خوارج و خرم دینان هم وارد شده بودند که یعقوب دوست نداشت قیام او بدین گونه نهضتها منسوب شود.

! عقب نشینی یعقوب
بالاخره یعقوب از طریق ((اهواز)) عازم بغداد شد و تا نزدیک ((واسط)) پیش رفت. در دیر العاقول - ناحیه‏ای بین واسط و بغداد - که بین او و سپاه موفق، برخوردی روی داد، نخست سپاه خلیفه شکست خورد، اما چندی بعد، چون سپاه خلیفه آب ((دجله)) را به روی لشکرگاه او سر داد، یعقوب ناچار به عقب نشینی شد «262 ق / 876 م» و از پیشرفت باز ماند.
در این میان، رویگر بیمار شد و در انتظار بهبود و به قصد تجدید تدارک جنگ به جندی شاپور در خوزستان بازگشت. اما در همان حال، و در مقابل خلیفه را تهدید به از سرگیری جنگ نیز نمود. با این اوصاف، اجل مهلتش نداد و پیش از آن که برای جبران این عقب نشینی، چاره اندیشی کند، به بیماری قولنج از پای درآمد و چشم از جهان فرو بست «شوال 265 ق / ژوئن 879 م».

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 29 شهریور 1385 [08:02 ]   5   آآوا رسا      جاری 
 چهارشنبه 29 شهریور 1385 [08:00 ]   4   آآوا رسا      v  c  d  s 
 چهارشنبه 29 شهریور 1385 [07:54 ]   3   آآوا رسا      v  c  d  s 
 سه شنبه 16 فروردین 1384 [11:54 ]   2   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 سه شنبه 16 فروردین 1384 [11:53 ]   1   نغمه آذربویه      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..