منو
 کاربر Online
1068 کاربر online
تاریخچه ی: یعقوب لیث صفاری

تفاوت با نگارش: 1

Lines: 1-22Lines: 1-60
-!یعقوب لیث صفار +V{maketoc}
!یعقوب لیث صفاری
  «248 - 265 ق / 862 - 879 م»   «248 - 265 ق / 862 - 879 م»
-یعقوب، فرزند لیث، رویگر زاده‏ای سیستانی، از اهل قریه قونین بود که در جوانی به همراه برادرانش: عمرو و علی، در عیاریها و شبگردیهای شهر شرکت می‏جست. در روزگار یعقوب و به ویژه در زادگاهش سیستان؛ که خاطره پهلوانیهای خاندان زال و سام نریمان در اا بد حتی آخورگاه رخش، اسب افسانه‏ای رست ستان ا در آن در چین میط و حوالی، خاطر رویگر زاده جوان و عیار پیشه، که متأثر از قصه‏های رستم و جنگجوییهای پهلوانی‏اش بود، از همان ایام جوانی، پتک و چکش رویگری را کنار نهاد و شمشیر و سلاح جنگاوری بر گرفت. در آغاز راهزنی را پیشه کرد اما مدتی بعد شیوه عیاری، او را از تعدی در حق فقرا و مظلومان منع کرد، از این رو، یعقوب در نزد مردم پهلوانی مردمی، مردم پسند و محبوب جلوه ر شد. +!آغاز قدرت گیری یعقوب
یعقوب، فرزند لیث، رویگر زاده‏ای سیستانی، از اهل قریه قونین؟ بود که در جوانی به همراه برادرانش: عمرو و علی، در عیاریها و شبگردیهای شهر شرکت می‏جست.
در روزگار یعقوب و به ویژه در زادگاهش سیستان؛ که خاطره پهلوانیهای خاندان زال و سام نریمان در اا رد هنت ند و، خاطر رویگر زاده جوان و عیار پیشه، که متأثر از قصه‏های رستم و جنگجوییهای پهلوانی‏اش بود، از همان ایام جوانی، پتک و چکش رویگری را کنار نهاد و شمشیر و سلاح جنگاوری بر گرفت. />
در آغاز راهزنی را پیشه کرد اما مدتی بعد شیوه عیاری، او را از تعدی در حق فقرا و مظلومان منع کرد، از این رو، یعقوب در نزد مردم پهلوانی محبوب جلوه رد.
-یعقوب با دسته کوچک عیارانش که اه سخاوت، جلادت و فتوتش، تعد ه هر و بر رد ی می‏افزود، توانست در بین دسته‏های غازیان و مطوعه محلی حیثیت و اعتبار قابل ملاحظه‏ای کسب کند. در آغاز برای مدتی به گروه مطوعه داوطلب ولایت - تحت رهبری صالح البستی - که به مبارزه با آشوبگران و عمال نالایق محلی برخاسته بودند، ملحق شد. چندی بعد به درهم بن نصر که توانست در رأس دسته‏های جنگجوی خویش، زرنج را از دست حکام و عمال بی کفایت طاهریان خراسان بیرون آورد، گروید و در جنگی که در این ایام، با یک سر کرده خوارج محلی به نام «عمار» کرد، او را کشت و اندکی بعد، سر کرده انتخابی جنگجویان ضد خوارج شد. +یعقوب با دسته کوچک عیارانش که خار سخاوت و فتوت وی، دش ه ودد، توانست در بین دسته‏های غازیان و مطوعه ی محلی حیثیت و اعتبار قابل ملاحظه‏ای کسب کند.
-!وارد کار شدن پادشاه محلی کابل
در آغاز کار، با قتل عمار خارجی و با شکستی که بر رتبیل، پادشاه محلی کابل وارد آورد، در تمام سیستان آرامش و امنیت برقرار ساخت «253 ق / 867 م». چند سال بعد نیز که رتبیل، از دستش گریخت، به اتفاق برادرش عمرو، تا نواحی بامیان پیش رفت و او را دوباره دستگیر نمو و به این ترتیب کابل، بامیان و بخش عمده‏ای از نواحی هیرمند را به قلمرو ود افزود. در دفع فتنه راهزنان خوارج هم توفیق قابل ملاحظه‏ای کسب کرد که مایه خشنودی اهل یستان شد. این امر که تونست در این سرکوب، سرکردگان خوارج را کشته، دهکده‏های آنها را ویران و ایمنی را به راهها باز گرداند، او را در نظر اهل سستان به صورت یک قدرت آرمانی و یک پهلون افسانه‏ای درآورد. او در آغاز کارش، برای آن که مخالفت کسی را از تشرعه عصر که حفظ عهد و پیمان عباسیان را شرط مسلمانی می‏دید، بر نیانگیرد، خطبه ولایت را به نام خلیفه خواند و در عین حال ذکر نام خلیفه به معنی اعلام پایان قدرت خوارج بود که در دوران غلبه آنها، هیچ ذکری از خلیفه به میان نمی‏آم. اا خاتمه دادن به قرت خوارج، به معنی تسلیم ولایت به عمال خلیفه نبود. یعقوب به فرمان خلیفه، در دفع خوارج نکوشیده بود تا با خاتمه دادن به قدرت آنان، ولایت را تسلیم خلیفه و عمال طاهری او نماید. به علاوه، اقدام او به تسخیر بست، پوشنگ و ((هرات))، که تحکیم امارت سیستان، آن را برایش الزامی کرده بود، از جانب طاهریان و از دیدگاه خلیفه، اعسام تمرّد تلقی می‏شد که این امر نگرانیهای بسیاری را در نیشابور و ((بغداد)) سبب شد. در بازگشتن از هرات، از جانب مخالفان سوء قصدی ر ضدش انجام گرفت که از پش نرفت، اما پناه دادن به سوء قصد کنندگان از جانب محمد بن طاهر، دست پنهان طاهریان و خلیفه را در این اقدام رو کرد. با این حال، یعقوب بدون توجه به آن که، توسعه قلمرواش در سیستان بدون حکم خلیفه، «عصیان» بر ضد حاکمیت اسلامی محسوب می‏شود، کرمان را نیز به قلمرو خود افزود «254 ق / 868 م».
+در آغاز برای مدتی به گروه موعه داولب ولیت - تت رهبری صال البستی - که به مبارزه با آبران و عمال نالایق محلی برخاسته بودند، ملحق شد.
-!از چنگ در ودن منقه فرس ، از دست علی بن حسین
همچنین منطقه فارس را بدون آن که لکر کشی‏اش به ن خطه موب خونیی شود چنگ لی ن حسین عا لیفه یرون ود و به این تب فحانه وار شیراز شد. پس ز ای واقعه، ((معتم))، خلیفه عباسی ک می‏خواست ا اگذاری یک کم رسمی، عصیان و رکشی و را ک ال قدم ود رنه‏اش در فتح هرات کرمان و فاس می‏شد، فو نشاند و همچنین و را وه ناخواه، تابع و خراجگزار ش سازد به تلقین و الزام رادر خود، موفق، عاقت حکوم کبل، بامیان، سند و طخارستان به موجب حکم و فرمانی سمی به و واشت. اما عقوب این واذاری که نه امل قمتی ز تصرفاتش می‏ش وقعی ننهاد بابت نیز خرندی شان نداد.
+چندی د ه رهم بن نر که ون د سی نگوی وی، نج ر از دست کا و عمل بی کایت اری راسان یو د گوید و ر نگی که در ان ایم، ا یک ر که خوارج می به نام «ما» ک، او را ک و انکی بد، ره نای ویا ار شد.
-قیم یقو از م ابتدا، شورشی محاه بر ضد دستگه ((افت)) و عیه حکوم دست نشانده آن در خراسان بود و این همن چیزی ود که خلیفه نمی‏توانت ن را شای. ر لاف آ گه که لیفه کوش می‏کرد تا رویگر اه یستا، را با وری یک حکمت مود، ((ری)) ان ازد، در مقبل یعقوب به هی وه میل نبود تا در سط قرت و قلمرو خود، در یچ جا متوقف و. ز این ر خود را نچار به تسخیر خراسان و بر نداختن طاریان دید. چن برای اجام این اقدام هاه پنه ادن وء قصد کنندگانش را هم در دست اشت، از نستین فصت، برای درگیری ممد بن طاهر استفاد کرد. ارفیان مم م که ز ان او مأیوس و از حکمت سست بیادش ناخرس بو وی ا ه سیر نیشابو دعوت کردند. به این ترتیب با ورود محمد ب اهر به نیشابر و توقیف ا و بضی از نزدیکانش، یعو به حکومت طاهریان خا دا «259 ق / 873 م» و به این ک خراسان را نی ضمیمه قلمرو خوی سا. + لم یب />!!تات یعو در نوای ود هیرمن />ر ا کر، ا ل مار ای با ی ک ری، ااه ملی ل وار ورد، در تام یان آرا و امنی برقرار اخت «253 / 867 ». />ند ا د نی که رتیل، از ست گری به اتفا برار م ا نوحی بامیا یش ر و دواه سگیر نمو و به این ترتیب __کاب بایا و بش عهای ا ای هیند __را ه قلمرو خو افو.
-! یعقوب لی صفار ار تمام لمرو اهریان
ب ن که در مله به ((برستن))، حکمت د خلیفه ((علیان)) در نجا نیز به سوء قصد کنندگان وی ناه داده بود «260 ق / 873 م»، با این وود موفق به بر انداختن این سلاله نشد. اما آمل و ساری را مسخر کرد و بدین گونه تقریباً وارث تمام قلمرو طاهریان شد. خلیفه چون دست اندازی او را بر این نواحی، غاصبانه و به منزله اعلام عصیان تلقی می‏کرد، از این رو در نزد عده‏ای از حاجیان که از طریق بغداد عازم بازگشت به خراسان و سیستان بودند و به حضور خلیفه بار یافته بودند، یعقوب را یاغی خواند و لعن کرد و در عین حال مردمان آن نواحی را به مبارزه علیه وی برانگیخت «261 ق / 874 م». این اقدام خلیفه باعث تیرگی بیشتر روابط ن ممم شد یعو به لشکرکشی بغداد د. یعقوب پس از تسخیر مجدد فارس، به ((خوزستان)) لشکر کشید، اما به هر دلیلی که بود پیشنهاد صاحب الزنج، علی بن محمد، سر کرده سپاه غلامان یاغی را که از مدتها پیش «حوالی 255 ق / 869 م» بر ضد خلیفه و خلافت به پا خاسته بودند، برای همکاری نپذیرفت. در این ایام در بین پیروان صاحب الزنج، غیر از بردگان شورشی، عده‏ای از غلاة شیعه و عناصری از خوارج و خرم دینان هم وارد شده بودند که یعقوب وت نداشت قیا او بدین ونه هت منسوب شود.
+در دفع فتنه راهزنان خوارج هم توفیق قابل ملاحظه‏ای کسب کرد که مایه خشنودی اهل سیستان شد. این امر که توانست در این سرکوب، سرکردگان خوارج را کشته، دهکده‏های آنها را ویران و ایمنی را به راهها باز گرداند، او را در نظر اهل سیستان، به صورت یک قدرت آرمانی و یک پهلوان افسانه‏ای درآورد.

!!تصرفات یعقوب برای استحکام امارت سیستان
او در آغاز کارش، برای آن که مخا
لفت کسی ا از متشرعه عصر که حفظ عهد و پیمان عباسیان را شرط سلمانی می‏دید، بر نینگیزد، خطبه ولایت را به نام خلیفه خواند و در عین حال ذکر نام خیفه به معنی اعلام پایان قدرت خوارج ود که در دوران غلبه آنها، هیچ ذکری از خلیفه به میان نمی‏آمد. اما خاتمه دادن به قدرت خوارج، به معنی تسلیم ولایت به عمال خلیفه نبود.

یعقو
ب ه فمان خلیفه، در دفع خوارج نکوشیده بود تا با خاتمه دادن به قدرت نان، ولایت را تسلیم خلیفه و عمال طاهری او نماید. به لاوه، اقدام او به تسخیر __بست پوشنگ و ((هرات))،__ که تحکی امارت یستان، آن را برایش الزامی کرده بود، از جانب طاهریان و از دیدگاه خلیفه، اعلا تمرّد تلقی می‏شد که این امر نگرانیهای بسیاری را در نیشابور و ((بغداد)) سبب شد.

در ازگشتن از هرات، از جانب مخالفان سوء قصدی علیه وی انجام گرفت که از پیش نرفت، اما پناه دادن به سوء قصد کنندگان از جانب محمد بن طاهر، دست پنهان طاهریان و خلیفه را در ای اقدام رو کرد.

!!تصرفات یعقوب در کرما
ن و شیراز
با این حال، یعقوب بدون توج
ه به آن که، توسعه قلمرواش در سیستان بدون حکم خلیفه، «عصیان» بر ضد خلافت اسلامی محسوب می‏شود، کرمان را نیز به قلمرو خود افزود «254 ق / 868 م».

همچنین من
قه فارس را بدون آن که لشکر کش‏اش به آن خطه موجب خونریزی شود، از چنگ علی بن حسین، عامل خلیفه بیرون آود و به این ترتیب فاتحانه وارد شیراز شد.

!
منشور حکومت طخارستان از سوی خلیفه برای یعقوب
پس از این واقعه، ((معتمد))، خلیفه ع
باسی که می‏خواست با واگذاری یک حکومت رسمی، عصیان و سرکشی او را که شامل اقدام خود سرانه‏اش در فتح هرات، کرمان و فارس می‏شد، فرو نشاند و همچنین او را خواه ناخواه، تابع و خراجگزار خویش سازد، به تلقین و الزام برادر خود، موفق، عاقبت حکومت کابل، بامیان، سند و طخارستان را به موجب حکم و فرمانی رسمی به او واگذاشت.
اما یعقوب به این واگذاری، که تنها شامل قسمتی از متصرفاتش می‏شد، وقعی ننهاد و از آن بابت نیز خرسندی نشان ندا
د.

قی
ام یعقوب، از همان ابتدا، شورشی بر ضد دستگاه ((خلافت)) و علیه حکومت دست نشانده آن در خراسان بود و این همان چیزی بود که خلیفه نمی‏توانست مورد بخشایش قرار دهد.

!لشکر کشی یعقوب به خرا
سان و بر انداختن طاهریان />خلیفه گهگاه کوشش می‏کرد تا یعقوب را با واگذاری یک حکومت محدود، راضی و قانع سازد، در مقابل یعقوب به هیچ وجه مایل نبود تا در بسط قدرت و قلمرو خود، در هیچ جا متوقف شود. از این رو، خود را ناچار به تسخیر خراسان و بر انداختن طاهریان دید.

چون برای انجام این اقدام بهانه پناه دادن سوء قصد
کنندگانش را هم در دست داشت، از نخستین فرصت، برای درگیری با محمد بن طاهر استفاده کرد. اطرافیان محمد هم که از جانب او مأیوس و از حکومت سست بنیادش ناخرسند بودند، وی را به تسخیر نیشابور دعوت کردند. به این ترتیب با ورود محمد بن طاهر به نیشابور و توقیف او و بعضی از نزدیکانش، یعقوب به حکومت طاهریان خاتمه داد «259 ق / 873 م» و به این شکل خراسان را نیز ضمیمه قلمرو خویش ساخت.

در ((طبرستان))، حکومت ((علویان)) که مخالف خلیفه بودند ، نیز به سوء قصد کنندگان به یعقوب پناه داده بودند «260 ق / 873 م»، با این وجود وی موفق به بر انداختن علویان نشد.
اما آمل و ساری را گرفت
و بدین گونه تقریباً وارث تمام قلمرو طاهریان شد.

!لشکر کشی یعقوب به بغداد ، تختگاه
خلیفه
خلیفه چون دست اندازیهای یعقوب را بر این نواحی، غاصبانه و به منزله اعلام عصیان تلقی می‏کرد، از این رو در نزد عده‏ای از حاجیان که از طریق بغداد عازم بازگشت به خراسان و سیستان بودند و به حضور خلیفه بار یافته بودند، یعقوب را یاغی خواند و لعن کرد و در عین حال مردمان آن نواحی را به مبارزه علیه وی برانگیخت «261 ق / 874 م».

این اقدام خلیفه باعث تیرگی بیشتر روابط مین شد وبات لشکر کشی یعقوب به بغداد ا فراهم کرد. یعقوب پس از تسخیر مجدد فارس، به ((خوزستان)) لشکر کشید، اما به هر دلیلی که بود پیشنهاد صاحب الزنج، علی بن محمد، سر کرده سپاه غلامان یاغی را که از مدتها پیش «حوالی 255 ق / 869 م» بر ضد خلیفه و خلافت به پا خاسته بودند، برای همکاری نپذیرفت. در این ایام در بین پیروان صاحب الزنج، غیر از بردگان شورشی، عده‏ای از غلاة شیعه و عناصری از خوارج و خرم دینان هم وارد شده بودند. />
بالاخر
ه یعقوب ز طریق ((اهوز)) عازم بغداد شد و تا نزدیک ((واسط)) پیش رفت. در دیر العاقول - ناحیه‏ای بی واسط و بغداد - که بین او و سپاه موفق، برخوری روی داد.

نخست سپاه خیفه کست خد، اما چندی بعد، چون سپاه خلیفه آب ((دجله)) را به روی لشکرگاه او سر داد، یعقوب ناچار به عقب نشینی شد «262 ق / 876 م» و از پیشرفت باز ماند.
-! عقب نشینی یعقوب 
-بالاخره یعقوب از طریق ((اهواز)) عازم بغداد شد و تا نزدیک ((واسط)) پیش رفت. در دیر العاقول - ناحیه‏ای بین واسط و بغداد - که بین او و سپاه موفق، برخوردی روی داد، نخست سپاه خلیفه شکست خورد، اما چندی بعد، چون سپاه خلیفه آب ((دجله)) را به روی لشکرگاه او سر داد، یعقوب ناچار به عقب نشینی شد «262 ق / 876 م» و از پیشرفت باز ماند.  
 در این میان، رویگر بیمار شد و در انتظار بهبود و به قصد تجدید تدارک جنگ به جندی شاپور در خوزستان بازگشت. اما در همان حال، و در مقابل خلیفه را تهدید به از سرگیری جنگ نیز نمود. با این اوصاف، اجل مهلتش نداد و پیش از آن که برای جبران این عقب نشینی، چاره اندیشی کند، به بیماری قولنج از پای درآمد و چشم از جهان فرو بست «شوال 265 ق / ژوئن 879 م».  در این میان، رویگر بیمار شد و در انتظار بهبود و به قصد تجدید تدارک جنگ به جندی شاپور در خوزستان بازگشت. اما در همان حال، و در مقابل خلیفه را تهدید به از سرگیری جنگ نیز نمود. با این اوصاف، اجل مهلتش نداد و پیش از آن که برای جبران این عقب نشینی، چاره اندیشی کند، به بیماری قولنج از پای درآمد و چشم از جهان فرو بست «شوال 265 ق / ژوئن 879 م».

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 29 شهریور 1385 [08:02 ]   5   آآوا رسا      جاری 
 چهارشنبه 29 شهریور 1385 [08:00 ]   4   آآوا رسا      v  c  d  s 
 چهارشنبه 29 شهریور 1385 [07:54 ]   3   آآوا رسا      v  c  d  s 
 سه شنبه 16 فروردین 1384 [11:54 ]   2   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 سه شنبه 16 فروردین 1384 [11:53 ]   1   نغمه آذربویه      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..