منو
 کاربر Online
1111 کاربر online
Lines: 1-25Lines: 1-33
-یکی از راویان لشگر ((عمر بن سعد|عمر)) بن سعد به نام« کثیر بن عبدالله شعبی» نقل می کند که صبح عاشورا هنگم که بر حسین تاختم« ((زهیر بن قین))» در حالی که سوار به اسب بود و لباس جنگ بر تن داشت و به سوی لشگر عمر بن سعد آمد و خطاب به آنان گفت: ای کوفیان! از عذاب خدا بترسید، حق مسلمان بر مسلمان این است که برادرش را نصیحت کند. +یکی از راویان لشگر ((عمر بن سعد|عمر بن سعد)) به نام « کثیر بن عبدالله شعبی » نقل می کند که صبح ((عاشورا))، ((زهیر بن قین)) در حالی که سوار بر اسب بود و لباس جنگ بر تن داشت، به سوی لشگر عمر بن سعد آمد و خطاب به آنان گفت:
''===
ای کوفیان! از عذاب خدا بترسید. حق مسلمان بر مسلمان این است که برادرش را نصیحت کند. ما اکنون برادریم و تا پیش از جنگ، بر یک دین و آیین هستیم. ===''
اما وقتی کار به جنگ بکشد، شما یک امت و ما امت دیگری خواهیم بود. خدا ما را به وسیله خاندان رسولش در آزمونی بزرگ قرار داده و ما را خواهد آزمود.
من شما را به یاری این خاندان و ترک یاری ((یزید بن معاویه|یزید)) و ((عبیدالله بن زیاد)) فرا می خوانم؛ زیرا شما در حکومت اینان جز سوء رفتار و قتل و کشتار و به دار آویختن حافظان قرآن همانند « ((حجر بن عدی)) » و اصحاب او و « ((هانی بن عروه)) و امثال او ندیده ای
د.
-ا اکنون رادریم و بر یک ین، مدمی که گی بین ما رخ نداده اس چون کار به جنگ کشد شا یک امت ما امت دیگری خواهیم بود خدا ا را به وسیله ادن رسولش د مقام مونی زر ار دا ت ما را بیازماین من ما ا ه یری ین خادا و ک یاری ((یزید بن معایه|یزید)) و ((عبیدالله یاد ))فرا می خوانم؛ زیرا شما در حکومت اینن جز سوء رفتار و قل و کشتار ه دار آویختن کتن قرن همانند« جر بن عدی» و صحاب ا « هانی بن روه» و امثال او، ندید اید. +__ساهیان مر ن عد ه یر ناسا گتد و عبداله ا د و دا کند. س تن:__
ما از این نمی‌ویم ا ((ر اا ین عیه السل|سین)) و یاران را کشی یا آن ر نزد بیاه بری.
-سپاهیان عمر بن سعد به زهیر ناسزا گفتند و بیدالله ا دح و عا کدن، سپس گفند: م ز این مکان نمی رویم تا حسی و یاانش را بکشیم ی آنها را نزد عبیدالله ببریم !

ز
هیر گفت: ای دگا خدا، فرزند فاطمه به محبت و یاری شما سزاوار تر از پسر «(( سمیّه))» (عبیدالله بن زیاد) است، اگر او را یاری نمی کنید، دست خود را به خون او آلوده نکنید، او را رها کنید تا یزید هرگونه می خواهد با او رفتار کند به جان خودم سوگند، یزید بدون کشتن حسین نیز از شما خشنود خواهد بود.
+__زهیر گفت:__ />===ی دان د، فزند ((رت ام هرا علیهاا|فاطمه)) به محبت و یاری شما سزاوارتر از پسر سمیّه (عبیدالله بن زیاد) است. اگر او را یاری نمیکنید، دست خود را به خون او آلوده نکنید. رهایش کنید تا یزید هر گونه میخواهد با او رفتار کند. به جان خودم سوگند، یزید بدون کشتن حسین نیز از شما خشنود خواهد بود. ===
در این هنگام، ((شمر بن ذی الجوشن|شمر)) تیری به سوی زهیر پرتاب کرد و گفت:« ساکت باش! خدا صدای تو را فرو نشاند، ما را خسته کردی بس که سخن گفتی!»
-ر این هنگام، شمر تیری ه سوی زهیر پرتا کد و گفت: ساکت باش! خدا صدای تو را فرو نشاند، تو ما را به زیادی سخنت آزردی!

زهیر در پاسخ گفت: ای اعرابی زاده:
من با تو سخن نمی گویم، تو حیوانی بیش نیستی! من گمان ندارم حتی دو آیه از کتاب خدا را بدانی؛ مژده باد تو را به رسوایی روز قیامت و عذاب دردناک الهی!
>>شمر گفت: خدا تو و امام تو را پس از ساعتی خواهد کشت.
+__هیر ر پا گفت:__
=== من با تو سخن نمیگویم، تو حیوانی بیش نیستی! من گمان ندارم حتی دو آیه از کتاب خدا را بدانی. مژده باد تو را رسوایی روز قیامت و عذاب دردناک الهی!===
شمر گفت:« خدا تو و امام تو را پس از ساعتی خواهد کشت.»
-زهیر گفت: مرا از مرگ می ترسانی ؟! به خدا سوگند شهادت حسین علیه السلام در نظر من از زندگانی جاودانه با شما بهتر است؛ آن گاه رو به مردم کرد و با صدایی بلند گفت: ای بندگان خدا، این مرد درشت خوی، شما را نفریبد. +__زهیر گفت:__
===
مرا از مرگ می ترسانی؟! به خدا سوگند شهادت با حسین علیه السلام در نظر من از زندگانی جاودانه با شما بهتر است.===
- خا وگند ت رول دا ه ب گوهی که ون فزندان و اهل ت ا ر رین و یاران آنا ر بکند نواد سد. (1)

گاه می یارن امم ان داشت: ای یر! باز گرد.

اا ی فاید: ه خودم وگن همان گونه که من آل فرون قوم را نصیحت کرد، تو نیز د نصیحت ای گمراهان نام وظیه کردی و ت آنها به راه میم پفار نمودی، اگر سودی داشته باشد. (2)
+__ اه و مم کر و ا یی بند گف:__ /> ی نان خدا، ای مر رخوی، شما را نرید. به د وگد، ((ا)) ((ر ممد مفی ی ا یه و له|ل خدا)) هگ به گروهی که ن فرنان و خاندن ا را یزد و یا آنها را ک، نخواهد رسید.
-1- ام ابن ایر، ج 4، ص 63. />
2-
نف امهمم، 243و 123.
+__آن اه مردی از یارا امام بانگ بردات:__
~~green: ای زه
یر! از گرد. امام م فرماید: به جان خودم سوگند، همان گونه که ((مؤمن آل فرعون)) قومش را نصیحت کرد، تو نیز در نصیحت این گمراهان وظیفه‌ت را اجام دادی و در دعوت آنها به راه مستیم پفشار کدی، اگر سودی داشته باشد.~~
-منابع: قصه کربلا، ص 265. +!منابع:
*
قصه کربلا، ص 265.
*کامل ابن اثیر، ج 4، ص 63.
*نفس المهموم، ص 243 و 123.
-مراجعه شود به:

((دعای امام علیه السلام در صبح عاشورا))
+!مراجعه شود به:
*((دعای امام حسین علیه السلام در صبح عاشورا))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 11 مرداد 1385 [13:21 ]   7   محمد ورهرام      جاری 
 چهارشنبه 11 مرداد 1385 [13:20 ]   6   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 شنبه 02 مهر 1384 [10:16 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 فروردین 1384 [06:10 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 08 اسفند 1383 [11:30 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 سه شنبه 04 اسفند 1383 [07:18 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 14 شهریور 1383 [09:23 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..