منو
 صفحه های تصادفی
عبادات امام سجاد
پلامبوگومیت
آب و هواشناسی
امام حسن علیه السلام در زمان رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم
اصول مکانیک کوانتومی
پنیر سوئیسی
کودهای ازت
حدیثی در باب فضیلت ولاء امامت
هنر زنان
مشتقات غیر هیدروکربنی نفت خام
 کاربر Online
430 کاربر online
تاریخچه ی: کریشتف کیشلوفسکی

تفاوت با نگارش: 6

Lines: 1-60Lines: 1-37
 {FANCYTABLE(border=0)}
~|~ ~w:5% {picture=cinema.gif width=50 } ~rs:5 ~|~
 {FANCYTABLE(border=0)}
~|~ ~w:5% {picture=cinema.gif width=50 } ~rs:5 ~|~
 ~h:5 ~cbgc:#cc0000 ~|~ ~cbgc:#cc0000 ~h:5 ~cbgc:#cc0000 ~|~ ~cbgc:#cc0000
  ~W:88% ::((تاریخ سینما))   ((سینما| سینماوتلویزیون))   ((گونه های سینمایی| گونه‌ها(ژانرها) ))   ((متحرک‌سازی))   ((فیلم‌سازی ساده))   ((معرفی کتاب‌های سینمایی |معرفی کتاب)) :: ~|~ ~w:7%  ~W:88% ::((تاریخ سینما))   ((سینما| سینماوتلویزیون))   ((گونه های سینمایی| گونه‌ها(ژانرها) ))   ((متحرک‌سازی))   ((فیلم‌سازی ساده))   ((معرفی کتاب‌های سینمایی |معرفی کتاب)) :: ~|~ ~w:7%
 ~h:5 ~cbgc:#cc0000 ~|~ ~cbgc:#cc0000 ~h:5 ~cbgc:#cc0000 ~|~ ~cbgc:#cc0000
 
~|~
 
~|~
 ~~brown:__@#25:کریشتف کیشلوفسکی( krzysztof Kieslowski)#@__~~ ~~brown:__@#25:کریشتف کیشلوفسکی( krzysztof Kieslowski)#@__~~
-~W:85% ~cs:3 {picture=kieslowski.jpg width=165 height=210 align=LEFT width=50 }
__کیشلوفسکی__ متولد 27ژوئن __1941__ در __ورشو__ می باشد . کیشلوفسکی از دوران کودکی اش خاطرات چندان خوشی ندارد واز آن چندان یادی نمی کند . این طور به نظر می آید که خاطرات تلخ آن سال ها پس از گذشت پنجاه سال هنوز تلخی خود را حفظ کرده است . کیشلوفسکی پس از گذران دورۀ کودکی ، دورۀ نوجوانی خود را با تحصیل در رشته __آتش نشانی__ آغاز کرد. دوره ای که به اعتقاد خودش دورۀ پخمه گی اش بود، اما تلاش او برای معافیت از خدمت نظام وظیفه چیزی بر خلاف این گفته را نشان می دهد و نشانه ای از هوش آمیخته با طنز اوست. کیشلوفسکی برای فرار از خدمت سربازی ، در جلسه کمیسیون پزشکی شرکت می کند و در زمانی حدود شش ساعت به توصیف این مسئله می پردازد که چگونه به مادرش برای استفاده از یک پریز برق کمک کرده و به این ترتیب باعث می شود به عنوان یک ((شیزوفرن حاد )) از خدمت نظام وظیفه معاف شود.

+~W:85% ~cs:3 {picture=kieslowski.jpg width=165 height=210 align=LEFT width=50 }
__کیشلوفسکی__ متولد 27ژوئن __1941__ در __ورشو__ می باشد . کیشلوفسکی از دوران کودکی اش خاطرات چندان خوشی ندارد واز آن چندان یادی نمی کند . این طور به نظر می آید که خاطرات تلخ آن سال ها پس از گذشت پنجاه سال هنوز تلخی خود را حفظ کرده است . کیشلوفسکی پس از گذران دورۀ کودکی ، دورۀ نوجوانی خود را با تحصیل در رشته __آتش نشانی__ آغاز کرد. دوره ای که به اعتقاد خودش دورۀ پخمه گی اش بود، اما تلاش او برای معافیت از خدمت نظام وظیفه چیزی بر خلاف این گفته را نشان می دهد و نشانه ای از هوش آمیخته با طنز اوست. کیشلوفسکی برای فرار از خدمت سربازی ، در جلسه کمیسیون پزشکی شرکت می کند و در زمانی حدود شش ساعت به توصیف این مسئله می پردازد که چگونه به مادرش برای استفاده از یک پریز برق کمک کرده و به این ترتیب باعث می شود به عنوان یک__ شیزوفرن حاد__ از خدمت نظام وظیفه معاف شود.

دریافت برگۀ معافیت با پذیرش او در __مدرسۀ سینمایی لودز__ همزمان شد . مدرسه ای که بارها در امتحان ورودی آن شرکت کرده ولی هر بار در مرحلۀ آخر مردود شده بود . به این ترتیب او به مدرسه ای می رفت که در آن
((آندری وایدا)) ، ((کریشتف زانوسی)) __( Krzysztof Zanussi )__ و ((رومن پولانسکی)) __( Roman Polanski )__ تحصیل کرده بودند. او از سال __1964__ تا __1968__ در این مدرسه به تحصیل پرداخت و به عنوان پایان نامه،فیلمی(( سینمای مستند |مستند)) به نام __از شهر لودز__ __( From the City of Lodz )__ را ارائه داد. کیشلوفسکی کارش را با ساخت فیلم های مستند شروع کرد . فیلم های او در شروع دهۀ هفتاد در زمانی ساخته می شدند که فیلم مستند و سازندگان آن ها نقش مهمی در زندگی اجتماعی لهستان داشتند. در آن زمان به دلیل سانسور موجود در دولت کمونیستی ، فیلمسازان قادر به نمایش حقایق به آن شکل که در خور نام فیلم مستند باشد نبودند. همین مسئله موجب شد که مستندسازان برای بیان عقایدشان و ارائه پیام مورد نظرشان ، از کنایه هایی استفاده کنند که به عنوان کدهای مشترک بین آنها و تماشاچیان عمل کند ، بدون آنکه دستگاه سانسور بتواند جلوی آن ها را بگیرد . این بیان پر از نیش و کنایه و به کار نبردن زبانی ساده و بی پیرایه ، بعد ها، حتی زمانی که کیشلوفسکی از ساختن فیلم های سیاسی دست کشید هم ادامه یافت.

کیشلوفسکی مدتی را در استودیو های فیلم مستند کار کرد و در __1969__ نخستین کارش را برای تلویزیون ساخت که مستندی به نام __عکس__ بود . او در سال __1974__ در انجمن تولید فیلم __تور__ مشغول به کار شد و در سال __1984__ به نایب ریاست آن رسید . از مشهورترین فیلم های مستند او __کارگران (1971) __ است. فیلم ((نخستین عشق
)) __( First Love )__ او در سال __1974__ برندۀ جایزۀ __اژدهای طلایی__ از جشنوارۀ فیلم های کوتاه __کراکو __شد.

سال های فعالیت کیشلوفسکی در زمینۀ سا
خت فیلم های مستند، رد پایش را بر آثار بعدی او ، حتی آخرین کارهای داستانی اش بر جا گذاشته است. موضوع اصلی برای او نحوۀ دیدن و طرز نگرش به دنیاست. با این همه کیشلوفسکی مستند سازی را به یک باره رها کرد . یک حادثه سبب شد که او از این کار دست بکشد. هنگامی که در ایستگاه مرکزی قطار ورشو برای نخستین بار صندوق امانات نصب شد ، او تصمیم گرفت با مخفی کردن یک دوربین از عکس العمل مردم در برابر این پدیدۀ تازه ، فیلمبرداری کند .چند روز بعد با دخالت پلیس و ضبط فیلم ها معلوم شد که زنی مادرش را کشته و جسد او را قطعه قطعه کرده و در دو چمدان جا داده و همان شب در یکی از صندوق ها گذاشته است . البته تصویر این زن میان فیلم های کیشلو فسکی نبود اما امکان اجبار به خبر چینی ، آنچنان برای او چندش آور بود که ساخت فیلم مستند را کنار گذاشت.

نخستین فیلم داستانی کیشلوفسکی ، __کارکنان__ نام دارد که در سال __1975__ برای تلویزیون ساخته شد. اولین فیلم سینمایی او هم ((جای زخم)) __( 1974)__ نام داشت. این فیلم برندۀ جایزه نخست __جشنوارۀ فیلم مسکو__ شد و موقعیت او را به عنوان فیلم سازی که دغدغۀ اخلاق دارد در سینمای لهستان تثبیت کرد. فیلم بعدی او بخت کور ، هم زمان با ایجاد جنبش همبستگی ساخته شد ، اما نمایش آن بعد از اعلام حکو
مت نظامی در دسامبر __1981__ ممنوع شد و تا __1987__در توقیف ماند.

~W:85% ~cs:3 {picture=decalogue.jpg width=160 height=210 align=right width=50 }
در همین سال ها بود که با ((کریشتف پیه شیه ویچ)) __( Krzysztof Piesiewicz )__ آشنا شد . نخستین محصول همکاری آن ها فیلم ((بی پایان)) __(1984)__ است. او در سال __1988__با پیشنهاد __پیه شیه ویچ__ مبنی بر کار روی ((ده فرمان تورات)) ، دست به اجرای پروژه ای می زند که ناگفته پیداست دغدغه اش ارزش های اخلاقی است. ((ده فرمان)) متشکل از ده فیلم حدودآً پنجاه دقیقه ای برای تلویزیون است که داستان هر کدام از آن ها بر اساس یکی از ده فرمان موسی ساخته شده است بدون آن که قصد ترویج پیام های اخلاقی را داشته باشد. از دو فرمان این مجموعه ، کیشلوفسکی با تدوین اندک متفاوت دو فیلم سینمایی هم ساخت: ((فیلمی کوتاه دربارۀ کشتن)) (__فرمان پنجم__ )، ((فیلمی کوتاه دربارۀ عشق)) (__فرمان ششم__ ).

~W:85% ~cs:3 {picture=3color.jpg width=210 height=220 align=LEFT width=50 }
همکاری بعدی کیشلوفسکی وپیه شیه ویچ فیلم ((زندگی دو گانۀ ورونیک)) __(1993)__ است .فیلم در فرانسه و لهستان فیلمبرداری شد. شاید این فیلم را بتوان نخستین فیلم کیشلوفسکی به حساب آورد که نشان دهنده دنیای جدیدی از ذهنیات این فیلمساز است. موفقیت ((زندگی دو گانۀ ورونیک)) در مجامع سینمایی و مطلوب بودن شرایط کاری آن برای هر دو طرف پروژۀ (کیشلوفسکی و تهیه کنندۀ فرانسوی ) سبب می شود که کیشلوفسکی بپذیرد ، یک سه گانه را بر اساس رنگ های پرچم فرانسه و با استفاده از شعار انقلاب فرانسه ((آزادی ، برابری ، برادری )) بسازد .این سه گانه باز هم با همکاری پیه شیه ویچ نوشته شد و در __1993__ تا __1994__ به نام های ((آبی)) ، ((سفید)) ، ((قرمز)) به تصویر در آمد . این سه گانه را می توان ادامۀ منطقی ده فرمان دانست ، چرا که هر دوی این دو مجموعه اشارۀ به اخلاق و ارزش های انسانی دارند. فیلم __قرمز __که آخرین فیلم از سه گانۀ سه رنگ به حساب می آید ، در ((جشنوارۀ کن)) در سال __1994__ به نمایش در می آید و درست در زمانی که همۀ چشم ها به این فیلم و سازندۀ آن دوخته شده است ، کیشلوفسکی اعلام می کند که سینما را کنار خواهد گذاشت و قرمز آخرین فیلم اوست. گر چه در سال __1995__ شایع شد که او از حرفش روگردانده و در حال کار به روی پروژۀ جدیدش است ، اما در سیزدهم مارس __1996 __کریشتف کیشلوفسکی در اثر حمله قلبی درگذشت و پروژۀ نهایی اش را که کار بر روی ((کمدی الهی )) نوشته ((دانته )) بود ، نا تمام گذاشت ؛ پروژه ای که قرار بود سه گانه ای دیگر شود.

کیشلوفسکی دنیایی را به تصویر می کشید که توانسته بود بشناسد. __دغدغۀ اخلاقی__ کیشلوفسکی ، منهای لحن غمناک آثارش ، در
ظاهر فیلم هایی هم که می ساخت هویداست. ساخت ده فرمان و یک سه گانه بر اساس شعارهای انقلاب فرانسه از واضح ترین آن هاست.__ تقدیر__، ازدیگر مشخصه های آثار کیشلوفسکی است. در بیش تر فیلم های او می توانید نشانه هایی را از تصادف و تقدیر بیابید. مثل قصۀ قرمز که از تصادف __والنتین__ با یک سگ ایجاد می شود ، قصۀ آبی که با تصادفی که موجب مرگ شوهر __ژولی__ و در نهایت آشفتگی و افسردگی او می شود آغاز می گردد ، فیلمی کوتاه دربارۀ کشتن که تصادفآ قاتل و مقتول در یک خودرو می نشینند و.... همین طور می شود این تصادف ها را ادامه داد. با این وجود گر چه خیلی از این تصادف ها قصه ساز هستند و گاه داستان فیلمنامه بر آنها استوار است اما بر خلاف تعریف کلاسیک تصادف ، ضعف به حساب نمی آیند . طبق تعریف کلاسیک، تصادف در فیلمنامه نباید وجود داشته باشد مگر این که شروع کنندۀ داستان باشد یا این که مانع ایجاد کند نه این که راه حل بسازد. اما چون کیشلوفسکی در فیلم هایش به دنبال قصه گویی نیست ، طبیعتاً این تعریف در آثار او نمی گنجد. او با آوردن این تصادف ها قصد داشت به داستانش رنگ وبویی فلسفی بدهد.

موسیقی نیز در آثار کیشلوفسکی نقشی به سزا و اثری ماندگار دارد. البته این کارکرد ، بسیار مرهون کاری ست که آهنگساز همیشگی او ، ((زبیگنیف پرایسنر)) __( Zbigniew Preisn)__ انجام داده است. ملودی های فیلم های او بسیار به یاد ماندنی و تأثیر گذارند.

از جمله ویژگی دیگر فیلم های کیشلوفسکی می توان به کارکرد رنگ در آثار او اشاره کرد. مثلا او در سه گانۀ سه رنگش سعی کرده که از رنگ های نام هر فیلم در هر کدام به شکلی تکرارشونده و نمادین استفاده کند.

نام بردن از سینمایی موسوم به سینمای کیشلوفسکی سخن گزافه ای نیست. بارزترین خصوصیت این سینما غمناک بودن آن است. غمی که ناشی از نگاهی رومانتیک نیست بلکه حاکی از نگاهی فلسفی به جهان معاصر است.


-دریافت برگۀ معافیت با پذیرش او در ((مدرسۀ سینمایی لودز)) همزمان شد . مدرسه ای که بارها در امتحان ورودی آن شرکت کرده ولی هر بار در مرحلۀ آخر مردود شده بود . به این ترتیب او به مدرسه ای می رفت که در آن ((آندری وایدا)) ، ((کریشتف زانوسی)) و ((رومن پولانسکی)) ( Roman Polanski ) تحصیل کرده بودند. او از سال __1964__ تا __1968__ در این مدرسه به تحصیل پرداخت و به عنوان پایان نامه، فیلمی ((مستند)) به نام 
-((از شهر لودز)) __( From the City of Lodz )__ را ارائه داد. کیشلوفسکی کارش را با ساخت فیلم های مستند شروع کرد . فیلم های او در شروع دهۀ هفتاد در زمانی ساخته می شدند که فیلم مستند و سازندگان آن ها نقش مهمی در زندگی اجتماعی ((لهستان)) داشتند . در آن زمان به دلیل سانسور موجود در دولت کمونیستی ، فیلمسازان قادر به نمایش حقایق به آن شکل که در خور نام فیلم مستند باشد نبودند. همین مسئله موجب شد که مستندسازان برای بیان عقایدشان و ارائه پیام مورد نظرشان ، از کنایه هایی استفاده کنند که به عنوان کدهای مشترک بین آنها و تماشاچیان عمل کند ، بدون آنکه دستگاه سانسور بتواند جلوی آن ها را بگیرد . این بیان پر از نیش و کنایه و به کار نبردن زبانی ساده و بی پیرایه ، بعد ها، حتی زمانی که کیشلوفسکی از ساختن فیلم های سیاسی دست کشید هم ادامه یافت.

 
-  
-کیشلوفسکی مدتی را در استودیو های فیلم مستند کار کرد و در __1969__ نخستین کارش را برای تلویزیون ساخت که مستندی به نام ((عکس )) بود . او در سال __1974__ در انجمن تولید فیلم ((تور )) مشغول به کار شد و در سال __1984__ به نایب ریاست آن رسید . از مشهورترین فیلم های مستند او ((کارگران 1971 )) است. فیلم ((نخستین عشق )) __( First Love )__ او در سال __1974__ برندۀ ((جایزۀ اژدهای طلایی)) از ((جشنوارۀ فیلم های کوتاه کراکو)) شد.

 
-سال های فعالیت کیشلوفسکی در زمینۀ ساخت فیلم های مستند، رد پایش را بر آثار بعدی او ، حتی آخرین کارهای داستانی اش بر جا گذاشته است. موضوع اصلی برای او نحوۀ دیدن و طرز نگرش به دنیاست. با این همه کیشلوفسکی مستند سازی را به یک باره رها کرد . یک حادثه سبب شد که او از این کار دست بکشد. هنگامی که در ایستگاه مرکزی قطار ((ورشو ))برای نخستین بار صندوق امانات نصب شد ، او تصمیم گرفت با مخفی کردن یک دوربین از عکس العمل مردم در برابر این پدیدۀ تازه ، فیلمبرداری کند .چند روز بعد با دخالت پلیس و ضبط فیلم ها معلوم شد که زنی مادرش را کشته و جسد او را قطعه قطعه کرده و در دو چمدان جا داده و همان شب در یکی از صندوق ها گذاشته است . البته تصویر این زن میان فیلم های کیشلو فسکی نبود اما امکان اجبار به خبر چینی ، آنچنان برای او چندش آور بود که ساخت فیلم مستند را کنار گذاشت.



نخستین فیلم داستانی کیشلوفسکی ((کارکنان)) نام دارد که در سال __1975__ برای تلویزیون ساخته شد. اولین فیلم سینمایی او هم ((جای زخم)) __( 1974)__ نام داشت. این فیلم برندۀ جایزه نخست ((جشنوارۀ فیلم مسکو ))شد و موقعیت او را به عنوان فیلم سازی که دغدغۀ اخلاق دارد در سینمای لهستان تثبیت کرد. فیلم بعدی او ((بخت کور)) ، هم زمان با ایجاد جنبش همبستگی ساخته شد اما نمایش آن بعد از اعلام حکومت نظامی در دسامبر __1981__ ممنوع شد و تا __1987__در توقیف ماند.



~W:85% ~cs:3 {picture=decalogue.jpg width=160 height=210 align=LEFT width=50 }

در همین سال ها بود که با ((کریشتف پیه شیه ویچ)) __( Krzysztof Piesiewicz )__ آشنا شد . نخستین محصول همکاری آن ها فیلم ((بی پایان)) __(1984)__ است. او در سال __1988__با پیشنهاد __پیه شیه ویچ__ مبنی بر کار روی ((ده فرمان تورات)) ، دست به اجرای پروژه ای می زند که ناگفته پیداست دغدغه اش ارزش های اخلاقی است. ((ده فرمان)) متشکل از ده فیلم حدودآً پنجاه دقیقه ای برای تلویزیون است که داستان هر کدام از آن ها بر اساس یکی از ده فرمان موسی ساخته شده است بدون آن که قصد ترویج پیام های اخلاقی را داشته باشد. از دو فرمان این مجموعه ، کیشلوفسکی با تدوین اندک متفاوت دو فیلم سینمایی هم ساخت
: ((فیلمی کوتاه دربارۀ کشتن)) (__فرمان پنجم__ )، ((فیلمی کوتاه دربارۀ عشق)) (__فرمان ششم__ ).



~W:85% ~cs:3 {picture=3color.jpg width=
200 height=220 align=LEFT width=50 }

هم
اری بعی کیشلوفسکی وپیه شیه ویچ فیلم ((زندگی دو گانۀ ورونیک)) __(1993)__ است .فیلم در ((فرانسه)) و ((لهستان)) فیلمبرداری شد. شاید این فیلم را بتوان نخستین فیلم کیشلوفسکی به حساب آورد که نشان دهنده دنیای جدیدی از ذهنیات این فیلمساز است. موفقیت ((زندگی دو گانۀ ورونیک)) در مجامع سینمایی و مطلوب بودن شرایط کاری آن برای هر دو طرف پروژۀ (کیشلوفسکی و تهیه کنندۀ فرانسوی ) سبب می شود که کیشلوفسکی بپذیرد ، یک سه گانه را بر اساس رنگ های پرچم فرانسه و با استفاده از شعار انقلاب فرانسه ((آزادی ، برابری ، برادری )) بسازد .این سه گانه باز هم با همکاری پیه شیه ویچ نوشته شد و در __1993__ تا __1994__ به نام های ((آبی)) ، ((سفید)) ، ((قرمز)) به تصویر در آمد . این سه گانه را می توان ادامۀ منطقی ده فرمان دانست ، چرا که هر دوی این دو مجموعه اشارۀ به اخلاق و ارزش های انسانی دارند. فیلم __قرمز __که آخرین فیلم از سه گانۀ سه رنگ به حساب می آید ، در ((جشنوارۀ کن)) در سال __1994__ به نمایش در می آید و درست در زمانی که همۀ چشم ها به این فیلم و سازندۀ آن دوخته شده است ، کیشلوفسکی اعلام می کند که سینما را کنار خواهد گذاشت و قرمز آخرین فیلم اوست. گر چه در سال __1995__ شایع شد که او از حرفش روگردانده و در حال کار به روی پروژۀ جدیدش است ، اما در سیزدهم مارس __1996 __کریشتف کیشلوفسکی در اثر حمله قلبی درگذشت و پروژۀ نهایی اش را که کار بر روی ((کمدی الهی )) نوشته ((دانته ))بود ، نا تمام گذاشت ؛ پروژه ای که قرار بود سه گانه ای دیگر شود.



کیشلوفسکی دنیایی را به تصویر می کشید که توانسته بود بشناسد. __دغدغۀ اخلاقی__ کیشلوفسکی ، منهای لحن غمناک آثارش ، در ظاهر فیلم هایی هم که می ساخت هویداست. ساخت ده فرمان و یک سه گانه بر اساس شعارهای انقلاب فرانسه از واضح ترین آن هاست.__ تقدیر__، ازدیگر مشخصه های آثار کیشلوفسکی است. در بیش تر فیلم های او می توانید نشانه هایی را از تصادف و تقدیر بیابید. مثل قصۀ قرمز که از تصادف __والنتین__ با یک سگ ایجاد می شود ، قصۀ آبی که با تصادفی که موجب مرگ شوهر __ژولی__ و در نهایت آشفتگی و افسردگی او می شود آغاز می گردد ، فیلمی کوتاه دربارۀ کشتن که تصادفآ قاتل و مقتول در یک خودرو می نشینند و.... همین طور می شود این تصادف ها را ادامه داد. با این وجود گر چه خیلی از این تصادف ها قصه ساز هستند و گاه داستان فیلمنامه بر آنها استوار است اما بر خلاف تعریف کلاسیک تصادف ، ضعف به حساب نمی آیند . طبق تعریف کلاسیک، تصادف در فیلمنامه نباید وجود داشته باشد مگر این که شروع کنندۀ داستان باشد یا این که مانع ایجاد کند نه این که راه حل بسازد. اما چون کیشلوفسکی در فیلم هایش به دنبال قصه گویی نیست ، طبیعتاً این تعریف در آثار او نمی گنجد. او با آوردن این تصادف ها قصد داشت به داستانش رنگ وبویی فلسفی بدهد.



موسیقی نیز در آثار کیشلوفسکی نقشی به سزا و اثری ماندگار دارد. البته این کارکرد ، بسیار مرهون کاری ست که آهنگساز همیشگی او ، ((زبیگنیف پرایسنر)) __( Zbigniew Preisn)__ انجام داده است. ملودی های فیلم های او بسیار به یاد ماندنی و تأثیر گذارند.

از جمله ویژگی دیگر فیلم های کیشلوفسکی می توان به کارکرد رنگ در آثار او اشاره کرد. مثلا او در سه گانۀ سه رنگش سعی کرده که از رنگ های نام هر فیلم در هر کدام به شکلی تکرارشونده و نمادین استفاده کند.



نام بردن از سینمایی موسوم به سینمای کیشلوفسکی سخن گزافه ای نیست. بارزترین خصوصیت این سینما غمناک بودن آن است. غمی که ناشی از نگاهی رومانتیک نیست بلکه حاکی از نگاهی فلسفی به جهان معاصر است.





~~brown:@#20:گزیده فیلم شناسی کریشتف کیشلوفسکی ( در مقام فیلم ساز
) #@~~


~~brown:__•__~~ ((گذرگاه زیر زمینی)) __( 1973- Pedestrain Subway)__
~~brown:__•__~~ ((کارکنان)) __( 1975- Persone)__
~~brown:__•__~~ ((عکس)) __( 1976- Stillness)__
~~brown:__•__~~ ((زخم)) __( 1976- The Scar)__
~~brown:__•__~~ ((خوره دوربین )) ( ((آماتور))) __(1979- Camera Buff)__
~~brown:__•__~~ ((یک روز کاری کوتاه)) __(1981- A short working Day )__
~~brown:__•__~~ ((بخت کور)) __( 1981- Blind Chance)__
~~brown:__•__~~ ((بی پایان)) __(1984- No End )__
~~brown:__•__~~ ((فیلمی کوتاه درباره کشتن))__(1988- A Short Film About Killing )__
~~brown:__•__~~ ((فیلمی کوتاه درباره عشق)) __(1988- A Short Film About Love)__
~~brown:__•__~~ ((ده فرمان)) __(1988- Decalogue)__
~~brown:__•__~~ ((زندگی دوگانه ورونیک))__ ( The Double Life of Veronique )__
~~brown:__•__~~ ((آبی))__ ( 1993- Three colors : Blue)__
~~brown:__•__~~ ((سفید)) __(1993- Three colors : wite)__
~~brown:__•__~~ ((قرمز)) __(1994- Three colors : red)
+~~brown:@#20:گزیده فیلم شناسی کریشتف کیشلوفسکی ( در مقام فیلم ساز _فیلم بلند ) #@~~


~~brown:__•__~~ __گذرگاه زیر زمینی__ __( 1973- Pedestrain Subway)__
~~brown:__•__~~ __کارکنان__ __( 1975- Persone)__
~~brown:__•__~~ __عکس__ __( 1976- Stillness)__
~~brown:__•__~~ __زخم__ __( 1976- The Scar)__
~~brown:__•__~~ __خوره دوربین ( آماتور)__ __(1979- Camera Buff)__
~~brown:__•__~~ __یک روز کاری کوتاه__ __(1981- A short working Day )__
~~brown:__•__~~ __بخت کور__ __( 1981- Blind Chance)__
~~brown:__•__~~ __بی پایان__ __(1984- No End )__
~~brown:__•__~~ __فیلمی کوتاه درباره کشتن__ __(1988- A Short Film About Killing )__
~~brown:__•__~~ __فیلمی کوتاه درباره عشق__ __(1988- A Short Film About Love)__
~~brown:__•__~~ __ده فرمان__ __(1988- Decalogue)__
~~brown:__•__~~ __زندگی دوگانه ورونیک__ __ ( The Double Life of Veronique )__
~~brown:__•__~~ __ آبی__ __ ( 1993- Three colors : Blue)__
~~brown:__•__~~ __سفید__ __(1993- Three colors : wite)__
~~brown:__•__~~ __قرمز__ __(1994- Three colors : red)__


 ~~brown:@#20:گزیده جوایز و افتخارات #@~~

 ~~brown:@#20:گزیده جوایز و افتخارات #@~~

-~~brown:__•__~~ نامزد دریافت جایزه ((اسکار ))در رشته بهترین کارگردانی و بهترین فیلم نامه برای فیلم __قرمز__ در سال __1995__.
/>~~brown:__•__~~نامزد دریافت جایزه __بافتا __در رشته بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و نیز بهترین فیلم نامه هر دو برای فیلم __قرمز __در سال __1995__. />
+~W:85% ~cs:3 ~~brown:__•__~~ نامزد دریافت جایزه ((اسکار ))در رشته بهترین کارگردانی و بهترین فیلم نامه برای فیلم __قرمز__ در سال __1995__. >
~~brown:__•__~~ نامزد دریافت ((نخل طلای کن)) برای __فیلم کوتاهی درباره کشتن__ در سال __1988__ ، __زندگی دوگانه ورونیک__ در سال __1991__و __قرمز__ در سال __1994__.
>~~brown:__•__~~ نامزد دریافت جایزه __بافتا __در رشته بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و نیز بهترین فیلم نامه هر دو برای فیلم __قرمز __در سال __1995__.

~~brown:__•__~~ و ...
 {FANCYTABLE} {FANCYTABLE}

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 یکشنبه 12 شهریور 1385 [08:33 ]   10   مهناز نظری      جاری 
 دوشنبه 26 تیر 1385 [09:46 ]   9   مهناز نظری      v  c  d  s 
 دوشنبه 26 تیر 1385 [09:41 ]   8   مهناز نظری      v  c  d  s 
 دوشنبه 26 تیر 1385 [09:37 ]   7   مهناز نظری      v  c  d  s 
 دوشنبه 26 تیر 1385 [09:27 ]   6   مهناز نظری      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [20:39 ]   5   مهناز نظری      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [20:38 ]   4   مهناز نظری      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [20:27 ]   3   مهناز نظری      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [20:20 ]   2   مهناز نظری      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 تیر 1385 [20:18 ]   1   مهناز نظری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..