منو
 کاربر Online
588 کاربر online
تاریخچه ی: پیامبر اکرم و معرفی امام حسین علیه السلام به مردم و خبر از شهادتش

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:1
ابن عباس چنین روایت کرده است:
روزی پیامبر خدا نشسته بود که حسن علیه السلام به سوی او آمد. پیامبر وقتی او را دید، گریست و فرمودند:« فرزندم، نزد من بیا.»
حسن نزدیک رفت و پیامبر او را بر زانوی راست خود نشاند. آن گاه حسین علیه السلام آمد. پیامبر با دیدن او نیز گریست و فرمود:« فرزندم، نزد من بیا.»
فاطمه و علی علیهماالسلام نیز پس از مدتی آمدند. پیامبر با دیدن هر یک از آنها گریست و آنها را نیز به سوی خود فراخواند و در دو طرف خود نشاند.
اصحاب که شاهد این صحنه بودند، گفتند:
« یا رسول الله، هر کدام را دیدید گریستید. آیا چیزی در آنان نبود که دیدن شان شما را شادمان کند؟»
پیامبر فرمود:
سوگند به کسی که مرا به پیامبری مبعوث ساخت و بر همه مردم برگزید، من و اینها گرامی ترین خلق نزد خداوند عزوجل هستیم و بر روی زمین محبوب تر از آنها نزد من وجود ندارد.
آن گاه در مقام و منزلت و مصائب و ابتلائات علی و فاطمه و حسن علیهم السلام سخن گفت تا به امام حسین رسید. فرمود:
حسین از من است. او پسر من و بعد از برادرش حسن، محبوب‌ترین شخص نزد من است. امام مسلمین و مولای مؤمنان و جانشین و خلیفه پروردگار عالمیان است. حسین آقای جوانان اهل بهشت و باب نجات امت است. فرمان او فرمان من است و اطاعت از او اطاعت از من. کسی که از او پیروی کند، از من است و کسی که نافرمانی کند، از من نیست. من وقتی او را دیدم، آنچه را بعد از من برای او رخ می‌دهد، به یاد آوردم.
گویا او را می بینم که به حرم من پناه آورده است ولی پناهی ندارد. در خواب و رویا او را به سینه می چسبانم و به او فرمان می دهم که از مدینه بیرون رود. او را به شهادت بشارت می دهم و او به سرزمینی که محل شهادت اوست کوچ می کند؛ سرزمین کرب و بلا، قتل و فنا.

img/daneshnameh_up/7/73/moharampic2.jpg
او را گروهی از مسلمانان یاری می‌کنند که در روز قیامت از جمله بزرگان شهدا امت من هستند. گویا حسین را می بینم که تیر به سوی او پرتاب می‌شود و از اسب به زمین می‌افتد. آن گاه مظلومانه، چنانچه گوسفندی را سر ببرند، سرش را می‌برند.

رسول خدا گریست و همه کسانی که اطراف او بودند، گریستند و صدای ناله و ضجه آنان بلند شد.
پیامبر فرمود:
خداوندا، از آنچه بعد از من بر سر اهل بیتم می آید، به تو شکوه می‌کنم. سپس از جا برخاست و داخل منزل خویش شد.


منابع:
بحار الانوار، ج 28، ص 37، حدیث 1- امالی صدوق، ص 68 و 71.

مراجعه شود به:
جایگاه اهل بیت از زبان پیامبر اکرم
تسلیت جبرئیل به پیامبر اکرم
یاران امام حسین علیه السلام

ابن عباس روایت کرده است که روزی پیامبر خدا نشسته بودند، ناگاه حسن علیه السلام به سوی پیامبر آمد چون حضرت حسن را دیدند، گریستند و فرمودند به سوی من بیا ای فرزندم.

حسن نزدیک آمد تا اینکه پیامبر او را بر زانوی راست خود نشاندند، آنگاه حسین علیه السلام آمد، چون پیامبر او را دیدند گریستند و فرمودند: نزد من بیا ای دخترم و او را در مقابل او نشاندند، آن گاه امیر المؤمنین علیه السلام آمد، چون پیامبر او را دیدند گریستند و فرمودند: نزد من بیا ای برادرم.

علی علیه السلام نزدیک آمد تا اینکه پیامبر خدا او را در جانب راست خویش نشاندند.

اصحاب - که این صحنه را مشاهده کردند - گفتند: یا رسول الله، هر کدام را دیدید گریستید، آیا چیزی در آنان نبود که با دیدنشان شما را شادمان کند؟

حضرت فرمودند: سوگند به کسی که مرا به پیامبری مبعوث ساخت و بر همه مردم برگزید، من و اینها البته گرامی ترین خلق نزد خداوند عزوجل هستیم و بر روی زمین محبوب تر از آنها نزد من وجود ندارد.

آنگاه حضرت در فضیلت و مقام و منزلت و مصائب و ابتلائات علی و فاطمه و حسن علیهم السلام سخن گفتند تا به امام حسین رسید آنگاه فرمودند: امام حسین علیه السلام از من است، او پسر و فرزند من است و بعد از برادرش حسن و حسین بهترین خلق من است.

او امام مسلمین و مولای مؤمنان و جانشین و خلیفه پروردگار عالمیان است او سید جوانان اهل بهشت و باب نجات امت است، فرمان او فرمان من است و اطاعت از او اطاعت از من، کسی که از من پیروی کند از من است و کسی نافرمانی کند از من نیست، من وقتی او را دیدم متذکر آنچه بعد از من در حق می شود شدم.

گویا او را می بینم که به حرم من و به قرب من پناه آورده است و پناه برای او نیست، در خواب و رویا او را به سینه می چسبانم و به او فرمان می دهم که از دار هجرت من مدینه کوچ کند، او را به شهادت بشارت می دهم و او از آن سرزمین به سرزمینی که محل شهادت اوست کوچ می کند، سرزمین کرب و بلا قتل و فنا.

او را گروهی از مسلمانان یاری می کنند، هم اینان روز قیامت از بزرگان شهدا امت من هستند، گویا حسین را مشاهده می کنم در حالی که تیر به سوی او پرتاب می شود و از اسب به زمین می افتد آنگاه مظلومانه چنانچه گوسفندی را سر ببرند او را سر می برند.
آنگاه رسول خدا گریست و همه کسانی که اطراف او بودند گریستند و صدای ناله و ضجه آنان بلند شد.

آنگاه پیامبر خدا از جای بلند شد در حالی که می گفت: خداوندا، از آنچه بر سر اهل بیتم بعد از من می آید به تو شکوه می کنم و داخل منزل خویش شد.

منابع:

بحار الانوار، ج 28، ص 37، حدیث 1- امالی صدوق، ص 68 و 71.

مراجعه شود به:

معرفی به مردم در خطبه

تسلیت جبرئیل بر شهادت امام حسین علیه السلام

حواری حضرت - اصحاب و یارانش

میوه دل و بازوان پیامبر


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 جمعه 30 تیر 1385 [17:38 ]   13   رضا معرب      جاری 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:36 ]   12   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:32 ]   11   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:32 ]   10   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:31 ]   9   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:30 ]   8   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:28 ]   7   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:27 ]   6   رضا معرب      v  c  d  s 
 جمعه 30 تیر 1385 [17:21 ]   5   رضا معرب      v  c  d  s 
 شنبه 09 مهر 1384 [11:20 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 19 مرداد 1384 [10:58 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 12 دی 1383 [10:21 ]   2   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 دوشنبه 16 شهریور 1383 [10:52 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..