منو
 کاربر Online
619 کاربر online
تاریخچه ی: ویژگی های دینی معاویه

V{maketoc}

!ویژگی های دینی و آرمانی

!1. انفاق

معاویه و خانواده اش پس از فتح مکه به ظاهر اسلام آوردند. ولی خدا و پیامبرش را باور نداشتند. سخنان رسول خدا و اصحابش نیز بر درستی این گفتار گواهی می دهد. پیامبر اسلام (ع) فرمود: هر گاه معاویه را بر منبرم دیدید، او را بکشید. این فرمان پیامبر آن هم پس از گذشت سال ها از اسلام آوردن معاویهف انحراف فکری و عملی او را نشان می دهد. علی (ع) در نامه ای به معاویه چنین نوشت: خود را از این گمراهی جدا ساز و دورکن، در حالی که سن تو بالا رفته و عمرت رو به پایان است. تو با این ادعاهای نادرستی که کرده ای (طلب خون عثمان) به سبب فرار از حق به همان راه گذشتگانت گام گذاشته ای ... و پس از حق جز گمراهی نیست.

آن حضرت در جنگ صفین به یارانش فرمود: دشمنان شما حاضر شدند و می دانید که پیشوای آنان، منافق فرزند منافق است که آنان را به سوی آتش فرا می خواند.

تیس بن سعد بن عباده در نامه ای به معاویه نوشت: تو بت فرزند بت هستی. با ناخشنودی اسلام را پذیرفتی و با رغبت از آن خارج شدی ایمانت بی پیشینه است و نفاقت تازگی ندارد.

مغیره می گوید: شبی نزد معاویه بودم و به او سفارش کردم: اکنون به حکومت دست یافتی، یا بنی هاشم به نرمی برخورد کن.معاویه گفت: هرگز! ابوبکر (هنگامی که) به حکومت رسید، به نرم خویی رفتار کرد و نابود شد و نامش از یاد رفت. پس از او عمر آمد. او نیز چنین رفتار کرد و نامش فراموش شد. سپس عثمان خلیفه شد که ما به برتری او نمی رسیم. او نیز کشته شد و از یاد رفت. ولی نام این شخص هاشمی (پیامبر اسلام) را هر روز پنج بار در اذان فریاد نی کنند. با وجود زنده ماندن اسم محمد، ما چه می توانیم بکنیم؟! هرگز این پیشنهادها را نمی پذیرم. باید این دین و این شخص را چنان دفن کنم که دیگر نامش را نبرند.

مقدام بن معدیکرب می گوید: به معاویه گفتم: تو را به خدا سوگند، آیا می دانی پیامبر (مسلمانان را) از پوشیدن حریر باز داشت؟ پاسخ داد: آری گفتم: تو را به خدا سوگند، آیا از پیامبر شنیدی که از پوشیدن طلا نهی کرد؟ پاسخ داد: آری گفتم: تو را به خدا، آیا می دانی که پیامبر پوشیدن پوست درندگان و نشستن بر حیوانی را که زینش از پوست درندگان است، حرام دانست؟ گفت: آری. گفتم: به خدا سوگند، من همه این چیزها را در خانه و دیدم.

عطاء بن یار می گوید: معاویه یک جام طلایی را بیش از وزنش فروخت و معامله ای ربایی انجام داد. ابودردا به او گفت: از پیامبر شنیدم که این گونه معامله درست نیست. معاویه گفت: به نظر من این گونه معامله، اشکالی ندارد.

!2. جایگاه علمی
معاویه از سواد خواندن و نوشتن برخوردار بود، ولی از دانش هیچ بهره ای نداشت. او در سال هشتم هجری، به ظاهر اسلام آورد و همراه خانواده اش به مدینه کوچ کرد. وی برادر یکی از همسران پیامبر بود و گاه نامه های آن حضرت را می نوشت. معاویه پس از رحلت رسول خدا با اصحاب دانشمند ایشان همنشین نشد و در زمان حکومت بر شام. سیاست جلوگیری از نقل احادیث پیامبر را که عمر پایه گذاری کرده بود، ادامه داد. در مسند احمد بن حنبل از معاویه تنها 64 حدیث آمده است. در دوران حکومت او، هیچ گونه پیشرفت علمی در جهان اسلام پدید نیامد و جز حدیث سازی، دشنام گویی به امیر مومنان و داستانهای ساختگی و برگرفته از اهل کتاب چیزی رواج نیافت.

او خود را کاتب وحی می خواند و با جعل روایت هایی چون: «جبرئیل قلمی طلایی از بهشت آورد و به پیامبر فرمان داد آن را به معاویه دهد تا با آن آیه الکرسی را بنویسد و ثوابش برای خود او باشد». خود را دارای مقام معنوی معرفی می کرد. افزون بر این، معاویه برای نشان دانش خود، به پیروی از ابوبکر، عمر و عثمان، به بدعت در دین روی آورد و به مخالفت با قرآن و پیامبر پرداخت. بخشی از بدعت های وی عبارت است از: گفتن اذان در نماز عید فطر و قربان، تغییر سنت در دیه، حایز دانستن ازدواج هم زمان با دو خواهر، کامل خواندن نماز در سفرف خواندن خطبه نماز عید پیش از آن، نگفتن تلبیه حج و نگفتن تکبیر هنگام بلند شدن و نشستن در نماز. از سوی دیگر، او امیرمومنان را از دانش جنگ بی بهره می دانست. امام علی (ع) در پاسخ به این ادعا فرمود. به خدا سوگند! معاویه از من سیاستمدارتر نیست، بلکه از حیله گر و جنایتکار است و اگر نیرنگ ناپسند نبود، من زیرک ترین افراد بودم.

!3. آرزوها

معاویه دو آرزوی محوری داشت که برنامه زندگی او را تعیین می کرد: فرمانروایی و موروثی کردن حکومت در خاندان فرزند فاسدش، یزید.

!الف) فرمانروایی

خلیف دوم که به زنده ساختن بنی امیه در برابر بنی هاشم می اندیشید. حکومت اردن و سپس دمشق را به معاویه سپرد در دوران وعثمان، معاویه، به حکومت سراسر شام دست یافت. آرزوی بعدی وی، حکومت بر جهان اسلام بود. به همین دلیل، هنگامی که عثمان از او کمک خواست، از یاری اش چشم پوشید و پس از کشته شدنش، فریاد خون خواهی بر آورد. حضرت علی (ع) در پاسخ به ادعای خون خواهی معاویه فرمود: قاتل عثمان تو بودی که به یاری اش نیامدی تا از مرگش بهره ببری.

معاویه، سرانجام با حکمیت خود را خلیفه خواند و پس از شهادت امیر مومنان علی (ع) را برای صلح پذیرفت تا به آرزوی دیرینه اش؛ حکومت بر جهان اسلام دست یابد. او پس از رسیدن به قدرت گفت: من برای آن که نماز بگذارید، روزه بگیرید، حج به جای آورید یا زکات بپردازید، با شما نبرد نکردم. من جنگیدم تا حکومت بر شما را به دست آورم.

!ب)موروثی کردن حکومت

معاویه در سال 40 هجری، هم زمان با آغاز حکومتش و در حالی که تنها دو پسر داشت، عقیم شد. او برای به خلافت رساندن یزید به هر کاری دست یازید و همه مخالفان را سرکوب کرد. معاویه علاقه اش به یزید را سبب همه انحراف ها و ستم هایش می دانست و در پایان زندگی اش به او گفت: من تمام گردن کشان را برایت رام کردم.

!4. نفرت ها

معاویه از اسلام نفرت داشت و در دوران حکومت 20 ساله اش برای نابودی این آیین آسمانی کوشش بسیار کرد. او دشمن بنی هاشم و خاندان پیامبر اسلام (ص) نیز به شمار می آمد. به همین سبب، پس از رسیدن به قدرت کوشید سیره حضرت علی (ع) و پیروانش فراموش شود. شیعه کشی و دشنام به امیر مومنان علی (ع) از یمان جنگ صفین آغاز شد و پس از امضای پیمان صلح گسترش یافت. معاویه کسانی چون مغیره، کثیر بن شهاب، مروان، عمر و بن سعید و زیاد بن ابیه را که در دشنام گفتن به امیر مومنان علی (ع) و وارد آوردن فشار بر شیعه معروف بودند.، فرماندار ساخت. او علی (ع) را این گونه دشنام می داد و فرمان داد نمایندگانش نیز چنین کنند: خدایا، ابو تراب در دین تو بدعت گذاشت و مانع راه تو شد. بهره اش را لعن شدید و عذاب دردناک قرار ده . مغیره و سعد وقاص به او گفتند: اکنون که به حکومت دست یافتی، دشنام به علی (ع) را کنار بگذار. او پاسخ دا. نه این برنامه ادامه می یابد تا کودکان بر آن پرورش یابند و بزرگ شوند و بزرگ ترها پیر و فرتوت شوند.

معاویه برای محدود کردن شیعیان و پخش نشدن وصف برتری های امیرمومنان (ع) به فرماندارانش به ویژه فرماندار کوفه دستور داد تا پیروان علی (ع) را از بین ببرند و هر گونه که ممکن است بر ضد آنها گوواهی درست کرده و آنان را به مرگ محکوم کنند. هم چنین نامشان را از فهرست بیت المال پاک کنند و خانه هایشان را ویران سازند. او از شیعیان می خواست بر فراز منبر، علی (ع) را نفرین کنند امیر مومنان علی (ع) این موقعیت را پیش بینی کرده و به یارانش فرموده بود: اگر از شما خواستند مرا نفرین کنید، بپذیرید. ولی از من بیزاری نجویید.

زیاد، حاکم کوفه، به معاویه نوشت: مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجا که از قبیله حضر می اند، بر دین علی (ع) هستند. با آنان چه کنم؟ معاویه پاسخ داد: هر کسی را که بر دین علی (ع) است، بکش و پیکرش را مثله کن. هنگامی که حجر بن عدی و یارانش را به شام فرستادند. برخی برای عده ای از همراهان حجر بن عدی برخاست، مخالفت کرد. تنها جرم حجر، اعتراض به دشنام گفتن به حضرت علی (ع) بود. امیرمومنان علی (ع) در جنگ صفین، درباره دشمنی معاویه با بنی هاشم چنین فرمود: به خدا سوگند، معاویه دوست دارد حتی یک تن از بنی هاشم بر جا نماند. او اراده کرده است بنی هاشم را از بین ببرد تا ریشه کن شوندو از خانه های آنان دود برخیزد.


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 29 فروردین 1384 [06:53 ]   4   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 29 فروردین 1384 [06:48 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 24 اسفند 1383 [10:35 ]   2   ندا سعادتی      v  c  d  s 
 شنبه 22 اسفند 1383 [09:31 ]   1   ندا سعادتی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..