منو
 کاربر Online
769 کاربر online
تاریخچه ی: ولادت فاطمه علیهاسلام

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-21Lines: 1-24
-از ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|حضرت مام صاد علیه السلام)) نقل است که فرمودند: چون خدیجه علیهاسلام با ر ا صلی الله علیه و آله وس ازدواج کرد زنهای مکه از ن جاب دوری کردند و باب رفت و آمد را بستند حتی ام بر او ا ترک گتد، تا اینکه ت خدیجه وحشت کرد، این بود تا حضرتش به فاطمه زهرا امه شد. فاطمه علیهاسلام از ((گفت و گوی خدیجه با کودک « فاطمه - ع - » در شکم خود |شکم مادر)) با مادر صحبت میکرد و او را دلداری میداد و خدیجه این صحبت را ا ((ر محم می ی اله یه |رسو خدا)) نهان مینمود. +((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام)) فرمود:
وقتی ((
حضرت دیج علیهاسلام|خدیجه علیهاسلام)) با ((حضر حد مفی صلی الله علیه و آلهس خدا)) ازدواج کرد، زنان ((مکه)) از دوری کردند و باب رفت و آمد با او را بستند. نها حتی او لام هم یکن. />خدیجه تنها بود تا از ((حضرت فاطمه زهرا لیهاسلام|اطمه زهرا)) باردار شد. فاطمه علیهاسلام از ((گفت و گوی خدیجه با کودک « فاطمه - ع - » در شکم خود |شکم مادر با مادر صحبت مکرد)) و او را دلداری مداد. />روزی پیامبر اکرم داخل خانه شد و شنید که خدیجه با کسی سخن می‌گوید. پرسید:« با چه کسی صحبت می‌کنی»؟!
خدیجه ع
رض کرد:« با این فلی که شکم دارم. و همصحبت و مون من ت.»
یامبر فود:« ای خدیجه، هم اکون ((جبرئیل)) به من بر ی‌دهد ک ی طل، دختری است پاک و بارک که خدای تعای نسل مرا از او قرار می‌دهد و فرزندان او را امامان و پیشوایان امت و خلیفه‌های خودش در روی زمین می‌گرداند.»
-روی یام اکم داخ خانه دند شنیدن که خدیجه با کسی ن میگوید، ضرت فرمودند: « با چ کی صحبت میکنی»؟! />یج عر کد: « ا ای فلی که در شم ارم، ا هم صحبت مون من است ». رت فود: « ی، هم اکنون ((جبریل)) به من خبر یهد که این فل دختری است پاک و مبارک دای تعالی نسل مرا از او قرا میدهد و فرزندان و ر امامان و پیوایان امت و لیفه هی خد در روی زمین میگرداند». +وقی لا فام ندک شد خدیجه کسی نزد ن های ((یش)) و ((بنی ه)) فراد ا ا ا در هنام ایما کمک کن، اما نه گفد:« و ما ر نیفتی و با مد یتیم و فقیر ادوا کری؛ ما هم ا تو کی دریم.»
-خدیجه علیهاسلام چین ود ا لا ام نزدیک د کسی ا به ند ن هی ((ری)) و ((نی هم)) فرستاد ه ا ر در ام لادت و را کمک کن اما آ ن ای ان گف: « تو ک حر ما ر نپیفتی ا م ک ی یتیم و قیر ادواج کی، ما ا و کاری دایم». +خدیجه علیهاسلام بسیار غگین د؛ ما اه چا ز بلند قم نمگون که گویی ز زنان بنی هاشم‌ بودن وارد دند. دیج ترسی! یکی ز آنها گفت:« ای خدیجه نرس. ما فرستادا پروار توایم ا واهران توایم: ن ((ره)) ام، او ((آسی نت زاحم|آسی)) فیق تی تو است، ا ((حضرت ریم|مریم))، مادر ((حضر یی عیه لسلام)) و « کثوم»، خه ((حضرت موسی عیه لام)). دای ل ما را رستاد ا ر امر زایان کمک کنیم.»
-خدیجه علیهاسلام ین رخو بیار مین دد که گاه هار ن لند قات گنمون که گویی از زن هی ی هامند وارد شدند، یجه ! یکی از آنها گت: « ای خدیجه نرس فاگا پرر توایم وهرا ایم ن« ((سر)) ام» زوجه ((رت بریم یه سلم)) او «((ی بت زام| سیه)) » م وحد و داشنا ون، ری هتی ا و ا « ریم» دختر را، اد (( یسی عی السلا)) و ا « کلوم» وار ((ت موسی یه الا)) است. تعالی ما ا فرتاد تا ا در امر ایا کک کیم. +زنان چهار طرف خدیجه نشستند. ناگاه فاطمه زهرا علیهاسلام دنی پک و مه به نیا م و چنان نوری از آن وود طهر ساطع شد که مه انه‌های مه را رون کد.
در
ای هنگم ه ((حوریان بهتی|رالین)) وارد شدند، هیی پر از ((حوض کوثر|آب کثر)) و پاره‌های بشتی. />بانویی که در جلوی خدیجه نسته ب، فمه لیهالا را ب ور شستشو دا ر و قعه پاره ی ک از شیر سفیتر از ((مک)) و ((نر)) وشبوتر یچید. س ض کرد:« اکنون بگ
امه لیهاسام ا گشود و فمود:« __اشهد ان لا له ا لله و انّ ب رس لله ید انیء و اّ بعی سید ااء ولدی ساد لاط__ ». (گوهی می دهم که معبدی یست جز الل و رم سو و ای همه پیارا است و وهم، علی. بزرگ همه اویاء و فرندانم همه اواد ای یغمبرانند.)
-یکی نها در ر ا و یی ر پ و ی روب هی شت ر خدیه نشتند که ناا فاطمه زهرا لیهسا با نی پک و طر دنی آم و ن نن نوری آن و مطر ساع شد که ی انه ای در ((مکه)) نبود ر اینکه آن در نا دا د در این هگام ده ((حوریان بهتی|والعی)) ارد شدند با طشتا و پارچه های بهشتی که ر رچه ا و آب ((وض کوثر|کوثر)) بود. +سپس هار لام ک و نم آنها را ییک ر ان آورد. ا به روی زیبی اطمه اطر خده وق دد فرشتگان ه یکدیگ بشرت دادند. آری، شاباش لادت فاطمه زهرا ه سا‌ها ی و ر ود آسمن را رون د؛ نوری که آن ن ماکه نیده نبود. آن ر ن فام لیهاسام را به ست یج سردند و گفتد:« او را بگیر که اهر ست هر، اک و مبرک.»
-بانوئی که در جلوی خدیجه نشسته بود فاطم علیهاسلام را به آب کوثر شستشو داد و با دو قطعه پاره سفید که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود پیچید، سپس عرضه داشت که سخن بگو.
فاطمه علیهاسلام زبن گشود و فرمود: « اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابی رسول الله سید الانبیاء و انّ ل سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط». (گواهی میدهم که معبودی نیست جز لله و انکه پرم سول خدا و آقا همه پیمبران است و شوهرم بزرگ همه اوصیاء و فرزندانم بزرگ همه خانواده های پیغمبرانند).
+!منابع:
*بارالانوا، ج 43، 2، 1.
-سپس بر یکایک آن چهار زن سلام کرد و آنها به اسم هایشا نامید. آن مخدّرات به روی زیبای فاطمه اطهر خنده شوق زدد و فرشتگان به یکدیگر بشارت دادند. آری شادباش ولادت فمه زهرا به آسمانها رسید و نور وجودش آسمان را روشن کرد. نوری که تا آن زمان ملائکه ندیده نبودند. آن مخدرات فاطمه علیهاسلام را به دست خدیجه سپردند و گفتند: « بگیر که این طفل طاهر است و مطهر، پاک و مبارک».

منابع: بحار الانوار، ج 43، ص 2، ح 1.

مراجعه شود به:
((انعقاد نطفه فاطمه زهرا
))
+!مراه شد به: />*((مقدات ولادت رت زهرا علیهاسلام))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 یکشنبه 01 آبان 1384 [13:21 ]   6   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 09 خرداد 1384 [11:09 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 09 خرداد 1384 [11:06 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [13:09 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [05:21 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 12 مهر 1383 [09:07 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..