منو
 کاربر Online
560 کاربر online
تاریخچه ی: ولادت فاطمه علیهاسلام

تفاوت با نگارش: 1

Lines: 1-20Lines: 1-24
-از ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|حضرت مام صاد علیه السلام)) نقل است که فرمودند: چون خدیجه علیهاسلام با ر ا صلی الله علیه و آله وس ازدواج کرد زنهای مکه از ن جاب دوری کردند و باب رفت و آمد را بستند حتی ام بر او ا ترک گتد، تا اینکه ت خدیجه وحشت کرد، این بود تا حضرتش به فاطمه زهرا امه شد. فاطمه علیهاسلام از ((گفت و گوی خدیجه با کودک « فاطمه - ع - » در شکم خود |شکم مادر)) با مادر صحبت میکرد و او را دلداری میداد و خدیجه این صحبت را ا ((ر محم می ی اله یه |رسو ))خدا نهان مینمود. +((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام)) فرمود:
وقتی ((
حضرت دیج علیهاسلام|خدیجه علیهاسلام)) با ((حضر حد مفی صلی الله علیه و آلهس خدا)) ازدواج کرد، زنان ((مکه)) از دوری کردند و باب رفت و آمد با او را بستند. نها حتی او لام هم یکن. />خدیجه تنها بود تا از ((حضرت فاطمه زهرا لیهاسلام|اطمه زهرا)) باردار شد. فاطمه علیهاسلام از ((گفت و گوی خدیجه با کودک « فاطمه - ع - » در شکم خود |شکم مادر با مادر صحبت مکرد)) و او را دلداری مداد. />روزی پیامبر اکرم داخل خانه شد و شنید که خدیجه با کسی سخن می‌گوید. پرسید:« با چه کسی صحبت می‌کنی»؟!
خدیجه ع
رض کرد:« با این فلی که شکم دارم. و همصحبت و مون من ت.»
یامبر فود:« ای خدیجه، هم اکون ((جبرئیل)) به من بر ی‌دهد ک ی طل، دختری است پاک و بارک که خدای تعای نسل مرا از او قرار می‌دهد و فرزندان او را امامان و پیشوایان امت و خلیفه‌های خودش در روی زمین می‌گرداند.»
-روی یامبر اکرم داخل خانه شدند، شنیدند که خدیجه با کسی سخن میگوید، حضرت فرمودند: « با چه کسی صحبت میکنی»؟!

خدیجه عرض کرد: « با این
طفلی که در شکم دارم، او هم صحبت و مون من است ». حضرت فرمود: « خدیجه، هم اکنون ((جبرئیل)) به من خبر میدهد که این طفل دختری است پاک و مبارک و خدای تعالی نسل مرا از او قرار میدهد و فرزندان او را امامان و پیشوایان امت و خلیفه های خود در رو زمین میگرداند».

خدیجه علیهاسلام چنین بود تا ولادت فاطمه نزدیک شد، کسی را به نزد زن های ((قریش)) و ((بنی هاشم)) فرستاد که او را در امر ولدت ا را کمک کنند، اما آن زن های نادان گفتند: « تو که حرف ما را نپذیرفتی و با محمد که فردی یتیم و فقیر بود ازدواج کردی ما هم با تو کاری نداریم».
+وقی لادت فاطمه ندیک شد، خدیجه کسی را نزد زن های ((قریش)) و ((بنی هاشم)) فرستاد تا او را در هنگام ایان کمک کنند، اما آنها گفتند:« تو حرف ما را نپذیرفتی و با محمد یتیم و فقیر ازدواج کردی ما هم با تو کاری نداریم.»
-خدیجه علیهاسلام از این برخورد بسیار غمگین شدن ک ناگاه چهار زن بلند قامت گندمگون که گویی از زن های بنی هاشمند وارد شدند، خدیجه ترسید! یکی از آنها گفت: « ای خدیجه نترس ما فرستادگان پروردگار توایم ما خواهران توایم، من« ((ساره)) ام»، زوجه ((حضرت ابراهیم علیه السلام))، او «((آسیه بنت مزاحم| آسیه)) » همسر موحد و خداشناس فرعون، رفیق بهشتی تو است و او « مریم» دختر عمرا، مادر ((حضرت عیسی علیه السلام)) و او « کلثوم» خواهر ((حضرت موسی علیه السلام)) است. خدای تعالی ما را فرستاد تا ترا در امر زایمان کمک کنیم. +خدیجه علیهاسلام بسیار غمگین شد اا ناگاه چهار زن بلند قامت گندمگون که گویی از زنان بنی هاشم‌ بودند وارد شدند. خدیجه ترسید! یکی از آنها گفت:« ای خدیجه، نترس. ما فرستادگان پروردگار توایم ما خواهران توایم: من ((ساره)) ام، او ((آسیه بنت مزاحم|آسیه))، رفیق بهشتی تو است، او ((حضرت مریم|مری))، مادر ((حضرت عیسی علیه السلام))، و او « کلثوم»، خواهر ((حضرت موسی علیه السلام)). خدای تعالی ما را فرستاده تا در امر زایمان کمکت کنیم.»
-یکی از زنها در طر راست و دیگری در طرف پ و سومی روبرو و چهارمی پت سر خدیجه نشستند که ناگاه فاطمه زهرا علیهاسلام با بدنی پاک و مطهر به دنیا آمد و آن چنان نوری از آن وجود مطهر ساطع شد که هیچ خانه ای در ((مکه)) نو مگر ینکه آن نور در آنجا داخل شد در این هنگام ده ((حوریان بهشتی|حورالعین)) وارد شدند با طشتها و پارچه های بهشتی که در ن پارچه ها و ((وض کوثر|کور)) بود. +زنان چهار رف خدیجه نشستند. ناگاه فاطمه زهرا علیهاسلام با بدنی پاک و مطهر به دنیا آمد و چنان نوری از آن وجود مطهر ساطع شد که همه خانه‌های مکه رون کرد. />در این هنگام ده ((حوریان بهشتی|حورالعین)) وارد شدند، با طشتهایی پر از ((حوض کوثر|آب کوثر)) و پارچههای بهشتی.
بانوی
ی که در لوی خدیجه نشسته بود، فاطمه علیهاسلام را به آب کوثر شستشو داد و در دو قطعه پارچه سفید که از شیر سفیدتر و ((مک)) و ((عنبر)) خوشبوتر بود پیچید. سپس عرض کرد:« اکنون خن بگو.»
فاطمه علیهاسلام زبان گشود و فرمود:
__اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابی رسول الله سید الانبیاء و انّ بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط__ ». (گواهی می دهم که معبوی نیست جز الله و پدرم رسول خدا و آقای همه پیامبران است و شوهرم، علی. بزرگ همه اوصیاء و فرزندانم بزرگ همه خانواده های پیغمبرانند.)
-بنوئی ه ر وی یج نته بود اطمه یهاسلام را ه آب کوثر و اد با د قعه پارچ فی که ا شیر یدر و از ک و عبر خوشبوت بد پیی پ ره دات که سخن و.

ف
مه علیهلام بان گشود و رمود: « اشهد ن ا ه ا لله ان ابی رسول اه ید انیا و نّ لی ید ااویاء ولی ساة الاباط». (واهی یدهم ک معبودی نیت ز اله و ایکه پرم سل دا قی همه یامبرا ست و وهم زرگ همه ی و فزندام گ همه اوا ه پیمبرانن).
+سپس ب آن هر ل ک و ام ها را یکیک بر ن ود. زا ه ری یای فاطمه اهر ده وق زد و رشتگن ب یدی ر داند. ی اباش واد اه را ه آسانا رسید و ر وودش سان ا ون ک وی ک ا ن زمان ملاه دیده بودن. هر مه عیهاسلام را ب ست یه ن و گفندا گیر که ار ات مطه پک و مباک.»
-سپس بر یکایک آن چهار زن سلام کرد و آنها را به سم هایشان نامید. آن مخدّرات به وی زیبای فاطمه اطهر خنده شوق زدند و فرشتگان به یکدیگر بشارت دادند. آری شادباش ولادت فاطمه زهرا به آسمانها رسید و نور وجودش آسمان ر روشن کرد. نور که تا آن زمان ملائکه ندیده نبودند. آن مخدرات فاطمه علیهاسلام را به دست خدیجه پردند و گفتند: « بگر که ین طفل طاهر است و مطهر، پک و مبارک». +!مناب: />*بارالانوار، ج 43، 2، 1.
-منابع: بحار الانوار، ج 43، ص 2، ح 1.

مراجعه شود به:

((اد نفه فاه را))
+!مراجعه شود به:
*((مقت لادت ضرت زهرا یهسام))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 یکشنبه 01 آبان 1384 [13:21 ]   6   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 09 خرداد 1384 [11:09 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 09 خرداد 1384 [11:06 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [13:09 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [05:21 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 12 مهر 1383 [09:07 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..