منو
 کاربر Online
781 کاربر online
تاریخچه ی: واکنش زینب در برابر کشته برادر

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:2
روز یازدهم محرم هنگامی که اهل بیت امام حسین علیه السلام را از اجساد شهدا عبور می دادند، زینب علیهاسلام در برابر بدن مطهر برادرش نشست، دست‌های خود را زیر آن پیکر مقدس برد، به طرف آسمان بالا آورد و گفت:« خداوندا؛ این قربانی را از ما قبول کن.»

آن گاه خطاب به رسول خدا چنین گفت:« ای رسول خدا؛ ای آن که ملائکه زمین و آسمان بر تو درود می فرستند، این حسین توست که بدنش را پاره پاره کردند و سرش را بریدند. این حسین توست که جسدش در بیابان افتاده است، در حالی که بادها بر او می وزند و خاک بر او می‌نشانند.»
و با این سخنان دوست و دشمن را گریاند.
سپس خطاب به مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها چنین گفت:« ای مادر! نگاهی به صحرای کربلا بیفکن و فرزند خود را ببین که سرش بر نیزه مخالفان و تنش در خاک و خون غلطان است! این جگرگوشه‌ی توست که در این صحرا روی خاک افتاده است! و دختران خود را ببین که سراپرده های آنها را سوزاندند و آنها را بر شتران برهنه سوار کردند، و اکنون به اسیری می برند. ما فرزندان توایم که گرفتار غربت شده ایم.»

سپس با چشمی اشکبار رو به جسد حسین علیه السلام کرد و گفت: « به فدای آن کس که سپاهش روز دوشنبه غارت شد؛ به فدای آن کس که رشته حیاتش را قطع کردند؛ به فدای آن کس که نه غایب است تا امید باز گشتش باشد، و نه مجروح که امید بهبودش باشد. به فدای آن کس که جان من فدای او باد، به فدای آن کس که با دلی اندوهناک و با لبی عطشان، شهیدش کردند. به فدای آن کس که از محاسنش خون می چکید، به فدای آن کس که جدش رسول خداست و فرزند پیامبر، محمد مصطفی، و خدیجه کبری و علی مرتضی و فاطمه زهرا، بانوی زنان است، به فدای آن کس که خورشید برای او بازگشت تا نماز بگزارد.»
آن گاه اصحاب پیامبر را مخاطب قرار داد و گفت:« امروز جدم رسول خدا از دنیا رفته است، ای اصحاب پیامبر! اینان ذریه رسول خدا هستند که به اسیری می برند.»
از سخنان زینب تمامی سپاهیان دشمن به گریه در آمده بودند.

منابع:

  • قصه کربلا، ص 410.

مراجعه شود به:


روز یازدهم محرم هنگامی که اهل بیت امام حسین علیه السلام را از کنار کشته گان عبور می دادند. زینب علیها السلام در برابر کشته برادرش ایستاد و دستهای خود را زیر آن پیکر مقدس برد و به طرف آسمان بالا آورد و گفت: « خداوندا؛ این قربانی را از ما قبول کن !»

1)آن گاه خطاب به رسول خدا چنین گفت: « ای رسول خدا؛ ای آن که ملائکه زمین و آسمان بر تو درود می فرستند! این حسین توست که اعضای او را پاره پاره کردند، سراو را از قفا بریدند. این حسین توست که جسد او در صحرا افتاده است، در حالی که بادها بر او می وزند و خاک بر او می نشانند.» و با این سخنان دوست و دشمن را گریاند.

2)بعد از آن خطاب به مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها چنین گفت: « ای مادر! ای ذخیره بهترین بشر! نظری به صحرای کربلا بیفکن و فرزند خود را ببین که سرش بر نیزه مخالفان و تنش در خاک و خون غلطان است! این جگر گوشه توست که در این صحرا روی خاک افتاده است و دختران خود را ببین که سرا پرده های آنها را سوزاندند و آنها را بر شتران برهنه سوار کردند و به اسیری می برند، ما فرزندان توایم که در غربت گرفتار شده ایم.

3)سپس با چشمی خونفشان روی به جسد سرور شهیدان کرد و گفت: « به فدای آن کس که سپاهش روز دوشنبه غارت شد، به فدای آن کس که ریسمان حیاتش را قطع کردند، به فدای آن کس که نه غایب است تا امید باز گشتش باشد و نه مجروح است که امید بهبودش باشد، به فدای آن کس که جان من فدای او باد، به فدای آن کس که با دلی اندوهناک و با لبی عطشان او را شهید کردند، به فدای آن کس که از محاسنش خون می چکید، به فدای آن کس که جد او رسول خداست و او فرزند پیامبر محمد مصطفی و خدیجه کبری و علی مرتضی و فاطمه زهرا و سیده زنان است، به فدای آن کس که خورشید برای او بازگشت تا نماز گزارد. »

آن گاه اصحاب پیامبر را مخاطب قرار داد و گفت: « امروز جدم رسول خدا از دنیا رفته است، ای اصحاب پیامبر! اینان ذریه رسول خدا هستند که همانند اسیران می برند از گفتار زینب تمامی سپاهیان دشمن به گریه در آمدند و صحرا و ماهیان دریا بیقراری کردند.

منابع: قصه کربلا، ص 410.

مراجعه شود به:

اسارت اهل بیت امام علیهم السلام

توقف یک شبانه روزه و هاتفی برای زینب


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 07 اردیبهشت 1384 [11:17 ]   4   شکوفه رنجبری      جاری 
 شنبه 29 اسفند 1383 [14:34 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 شنبه 08 اسفند 1383 [11:26 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 03 مرداد 1383 [12:55 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..